اقتباس روی لبه تیغ؛ چرا بعضی فیلم‌های اقتباسی دهه اخیر درخشیدند و برخی شکست خوردند؟

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ اقتباس سینمایی همیشه یک معامله پرریسک بوده است؛ معامله‌ای میان خیال نویسنده و نگاه فیلمساز.

در دهه گذشته با رشد پلتفرم‌های استریم و عطش بازار برای داستان‌های آماده، رمان‌ها به معدن طلای هالیوود تبدیل شدند اما تجربه نشان داده هر کتاب موفقی الزاما فیلم موفقی نمی‌شود.

دهه اخیر، ویترینی روشن از این واقعیت است؛ جایی که برخی فیلم‌ها توانستند روح کتاب را بازآفرینی کنند و برخی دیگر، زیر بار انتظارات مخاطبان ادبی شکست خوردند.

مرور اقتباس‌های دهه اخیر نشان می‌دهد موفقیت یا شکست یک فیلم اقتباسی، نه به شهرت کتاب و نه به بودجه تولید وابسته نیست بلکه آنچه تعیین‌کننده است، جسارت فیلمساز در بازتعریف متن برای سینما است. اقتباس موفق، احترام به کتاب را با استقلال سینما آشتی می‌دهد و اقتباس ناموفق در میانه این دو اسیر می‌شود.

در این گزارش به مواردی از این فیلم‌های اقتباسی که منجر به موفقیت چشمگیر و یا شکست شده‌اند، اشاره می‌شود.

Dune (2021–2024)

اقتباس از رمان فرانک هربرت

«تلماسه» سال‌ها به‌ عنوان رمانی «غیرقابل اقتباس» شناخته می‌شد. دنی ویلنوو با انتخاب رویکردی وفادار به جهان‌بینی کتاب، نه جزئیات وسواس‌گونه، موفق شد یکی از مهم‌ترین اقتباس‌های دهه اخیر را رقم بزند.

«Dune» نشان داد اقتباس موفق، ترجمه کلمه‌به‌کلمه متن نیست بلکه بازآفرینی حس، مقیاس و فلسفه اثر در قالب تصویر است.

Little Women (2019)

اقتباس از رمان لوئیزا می الکات

گرتا گرویگ در «زنان کوچک» راهی متفاوت رفت؛ روایت غیرخطی و نگاه معاصر به اثری کلاسیک. نتیجه، فیلمی بود که هم مخاطبان جدید را جذب کرد و هم احترام خوانندگان قدیمی را نگه داشت. این اقتباس نمونه‌ای از تعادل هوشمندانه میان وفاداری و نوآوری است؛ مدلی که در دهه اخیر کمتر اما موفق‌تر دیده شده است.

The Girl on the Train (2016)

اقتباس از رمان پرفروش پائولا هاوکینز

این فیلم یکی از مثال‌های واضح شکست اقتباس در دهه اخیر است. با وجود محبوبیت بالای رمان، نسخه سینمایی نتوانست پیچیدگی روانی متن را منتقل کند. «دختری در قطار» یادآور این حقیقت تلخ است که تعلیق ادبی، اگر درست به زبان تصویر ترجمه نشود، به یک تریلر فراموش‌شدنی تبدیل می‌شود.

Call Me by Your Name (2017)

اقتباس از رمان آندره آسیمان

لوکا گوادانینو با حذف بخش‌هایی از کتاب و تمرکز بر سکوت‌ها و جزئیات بصری، یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های احساسی دهه اخیر را خلق کرد.

فیلم نشان داد گاهی حذف، وفادارانه‌تر از اضافه‌کردن است. موفقیت جهانی و اسکار فیلمنامه اقتباسی، مهر تأییدی بر این رویکرد بود.

The Goldfinch (2019)

اقتباس از رمان دونا تارت

رمانی برنده پولیتزر که در سینما به یکی از شکست‌های پرسر و صدای سال تبدیل شد. «سهره» نمونه‌ای کلاسیک از این واقعیت است که عظمت ادبی، بدون انتخاب زاویه دید درست سینمایی، به انسجام بصری منجر نمی‌شود. فیلم بیش از حد به متن چسبید، اما روح روایت را گم کرد.

 

انتهای پیام/