برنا از جدیدترین پاسخ فناورانه به جعل فرش گزارش می‌دهد:
وقتی فرش ایرانی هویت دیجیتال پیدا می‌کند

زهرا وجدانی: فرش دست‌باف ایرانی یکی از شاخص‌ترین نمود‌های هنر، هویت و تمدن ایران همواره فراتر از یک کالای مصرفی یا تزئینی تعریف شده است. این میراث کهن حاصل پیوند مهارت انسانی، ذوق هنری و تجربه زیسته نسل‌های متوالی است؛ اما در عین حال طی دهه‌های اخیر با چالش‌هایی جدی در حوزه احراز اصالت، جعل، نبود شفافیت در زنجیره تامین و کاهش اعتماد در بازار‌های داخلی و جهانی مواجه بوده است. نبود ابزار‌های فناورانه دقیق برای اثبات منحصر‌به‌فرد بودن هر فرش دست‌باف سبب شده ارزش واقعی این دارایی فرهنگی در بسیاری از موارد نادیده گرفته شود. در چنین شرایطی ورود فناوری‌های نوین به عرصه میراث فرهنگی می‌تواند معادلات سنتی را دگرگون کند.

در این گزارش با تکیه بر گفت‌و‌گو با استاد مدعو و پژوهشگر تحول دیجیتال و نوآوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر و مخترع طرح اثر انگشت دیجیتال فرش دست‌باف به بررسی کامل ایده، سازوکار فنی، پیامد‌های اقتصادی و فرهنگی و چشم‌انداز آینده این سامانه هوشمند می‌پردازیم.

اثر انگشت دیجیتال؛ فناوری نوین برای صیانت از اصالت فرش دست‌باف ایرانی/ وقتی فرش ایرانی هویت دیجیتال می‌گیرد

تولد ایده اثر انگشت دیجیتال فرش

امیرحسین روشن‌ضمیر در پاسخ به سوال خبرنگار علمی برنا در خصوص تشریح خاستگاه این ایده در تاکید می‌کند که طرح سامانه هوشمند ثبت، ردیابی و تایید اصالت فرش دست‌باف با عنوان چمروش پاسخی مستقیم به یک خلا دیرینه در صنعت فرش ایران است. به گفته او این سامانه با الهام از اسطوره نگهبان فلات ایران طراحی شده و نمونه‌ای پیشرو از تلفیق فناوری‌های پیشرفته نسل چهارم صنعت شامل هوش مصنوعی، بلاکچین و اینترنت اشیا با هنر و میراث فرهنگی ایران به‌شمار می‌رود.

این سامانه با ایجاد اثر انگشت دیجیتال برای هر فرش دست‌باف، امکان احراز اصالت، ردیابی، مستندسازی دقیق و حتی تبدیل دارایی‌های فرهنگی به توکن‌های غیرقابل معاوضه (NFT) را فراهم می‌سازد. الگوریتم طراحی‌شده در این طرح بر پایه تحلیل تصویری گره‌ها، نقش‌ها و ساختار بافت فرش، یک شناسه دیجیتال یکتا تولید می‌کند که در بستر بلاکچین ثبت و رمزنگاری می‌شود و مبنای صدور گواهی مالکیت دیجیتال و مبادله امن قرار می‌گیرد.

کمال ناکامل؛ فلسفه انسانی پشت الگوریتم

روشن‌ضمیر ریشه مفهومی این ایده را در یک ضرب‌المثل معروف ایرانی می‌داند که می‌گوید:
A Persian Rug is Perfectly Imperfect and Precisely Imprecise

او توضیح می‌دهد که این گزاره بر یک حقیقت شگفت‌انگیز استوار است: قالی ایرانی کاملا ناکامل و دقیقا غیردقیق است. در هر گره هر تغییر رنگ و هر ناهماهنگی ظاهری نشانه‌ای از عشق، احساس و انسانیت نهفته است؛ همان ویژگی‌ای که فرش ایرانی را از یک کالای معمولی به اثری فاخر، ارزشمند و شایسته سرمایه‌گذاری با ارزش افزوده بالا تبدیل می‌کند.

به گفته او هر فرش دست‌باف ذاتا منحصر‌به‌فرد است، اما تا پیش از این، ابزار قابل‌اعتمادی برای اثبات این منحصربه‌فردی وجود نداشت. شناسنامه‌های کاغذی، مهر‌ها و حتی نظر کارشناسان یا قابل جعل بوده‌اند یا مبتنی بر اعتماد انسانی. همین مسئله موجب شده ارزش واقعی فرش‌های فاخر ایرانی در بازار‌های جهانی کمتر به‌عنوان یک اثر هنری یکتا شناخته شود. پرسش محوری این پژوهش نیز از همین‌جا شکل گرفت: آیا می‌توان اصالت فرش را نه بر اساس ادعا بلکه بر پایه داده و فناوری اثبات کرد؟

بنیان فنی اثر انگشت دیجیتال

به گفته روشن‌ضمیر اثر انگشت دیجیتال فرش بر فرآیند کاملا انسانی بافت استوار است. بر اساس یک سنت دیرینه بافندگان فرش به‌طور ناخواسته یا حتی آگاهانه خطا‌های کوچک و ناچیزی در هنگام بافت ایجاد می‌کنند؛ خطا‌هایی که یادآور این باور هستند که کمال مطلق دست‌نیافتنی است.

این اصالت خطا ناشی از عوامل انسانی مانند خستگی، سهل‌انگاری، تغییر فشار دست، ریتم بافت یا شرایط محیطی است و به‌صورت تصادفی در انتخاب رنگ یا نوع گره بروز می‌کند. این خطا‌های غیرقابل‌تکرار نه‌تنها نشانه دست‌بافت بودن فرش هستند، بلکه مرز روشنی میان فرش دست‌باف و فرش ماشینی ایجاد می‌کنند. در حالی که فرش ماشینی با دقت کامپیوتری و بدون خطا تولید می‌شود فرش دست‌باف ایرانی با وجود نزدیکی به کمال حامل امضای انسانی است.

{$sepehr_key_10566}

از خطای انسانی تا داده دیجیتال

روشن‌ضمیر توضیح می‌دهد که اگرچه این خطا‌ها برای چشم انسان اغلب نامرئی‌اند، اما در سطح داده کاملا قابل استخراج هستند. الگوریتم‌های پردازش تصویر ابتدا این جزئیات بسیار ریز را ثبت می‌کنند و سپس مدل‌های یادگیری ماشین، الگو‌های پایدار و غیرقابل‌تکرار را شناسایی می‌کنند.

نکته کلیدی این است که سامانه به‌دنبال شباهت‌های ظاهری نیست، بلکه رفتار بافت را می‌خواند. اسکن پشت فرش و پیمایش نقشه بافت‌شده امکان شناسایی ویژگی‌هایی را فراهم می‌کند که حتی در میان فرش‌هایی با نقشه، مواد اولیه، بافنده و کارگاه یکسان نیز متفاوت‌اند. در این فرآیند خطا‌های انسانی به بردار‌های عددی تبدیل شده و یک امضای آماری منحصر‌به‌فرد شکل می‌گیرد.

اثر انگشت دیجیتال؛ فناوری نوین برای صیانت از اصالت فرش دست‌باف ایرانی/ وقتی فرش ایرانی هویت دیجیتال می‌گیرد

هم‌افزایی فناوری‌ها؛ فراتر از شناسنامه سنتی

به گفته این پژوهشگر تحول دیجیتال مزیت رقابتی سامانه چمروش در هم‌افزایی فناوری‌ها نهفته است. هوش مصنوعی مسئول تشخیص و یادگیری الگو‌های یکتا، پردازش تصویر ابزار استخراج داده‌های فیزیکی، اینترنت اشیا بستر استاندارد جمع‌آوری داده و بلاکچین زیرساخت اعتماد را فراهم می‌کند.

در حالی که روش‌های سنتی صرفا اطلاعات توصیفی ثبت می‌کنند این سامانه اثبات اصالت ارائه می‌دهد. ترکیب هوش مصنوعی و بلاکچین هویت یکتای فرش را به یک ثبت تغییرناپذیر و قابل رهگیری جهانی پیوند می‌زند و وابستگی به مرجع انسانی را از میان برمی‌دارد.

بلاکچین؛ سد محکم در برابر جعل

روشن‌ضمیر تاکید می‌کند که بلاکچین تضمین می‌کند داده‌ها پس از ثبت قابل حذف یا دستکاری نباشند. هرگونه تغییر ردپای دائمی بر جای می‌گذارد و نیازمند اجماع شبکه است. در نتیجه جعل شناسنامه یا صدور گواهی تکراری عملا غیرممکن می‌شود حتی اگر فرشی جعلی عرضه شود، اثر انگشت دیجیتال آن با داده ثبت‌شده تطابق نخواهد داشت.

او می‌افزاید که هیچ سامانه‌ای مطلقا غیرقابل دور زدن نیست، اما هزینه و پیچیدگی دور زدن این سیستم آن‌قدر بالاست که صرفه اقتصادی ندارد.

تحول زنجیره تامین و اقتصاد فرش

این سامانه با ایجاد شفافیت در کل زنجیره تامین از بافنده تا خریدار نهایی، امکان قیمت‌گذاری منصفانه‌تر و افزایش اعتماد بازار را فراهم می‌کند. ثبت هویت یکتا و سابقه مالکیت هر فرش، فرش دست‌باف را به یک دارایی فرهنگی قابل رهگیری تبدیل می‌کند و می‌تواند الگویی نوین از اقتصاد فرهنگی دیجیتال ایران ارائه دهد.

توکن‌سازی و اقتصاد خلاق

به گفته روشن‌ضمیر توکن‌سازی فرش آن را به یک دارایی دیجیتال قابل معامله تبدیل می‌کند. امکان خریدوفروش سهمی، سرمایه‌گذاری خرد، وثیقه‌گذاری و افزایش نقدشوندگی دارایی‌های فرهنگی از جمله پیامد‌های این رویکرد است. فرش از یک کالای تزئینی به یک دارایی فعال در اقتصاد دیجیتال ارتقا می‌یابد.

اثر انگشت دیجیتال؛ فناوری نوین برای صیانت از اصالت فرش دست‌باف ایرانی/ وقتی فرش ایرانی هویت دیجیتال می‌گیرد

چالش‌های هفت‌ساله یک پروژه فناورانه

امیرحسین روشن‌ضمیر تاکید می‌کند که مسیر هفت‌ساله طراحی و توسعه این سامانه هوشمند بیش از آنکه با موانع فنی مواجه باشد درگیر چالش‌های نهادی، فرهنگی و ساختاری بوده است. به گفته او برخلاف تصور رایج فناوری‌های مورد استفاده در این پروژه شامل هوش مصنوعی، پردازش تصویر، بلاکچین و اینترنت اشیا در سطح مفهومی و اجرایی آماده بوده‌اند و چالش اصلی نه امکان فنی بلکه پذیرش نهادی و اجتماع این تحول بوده است.

نخستین مانع جدی مقاومت در برابر شفافیت در زنجیره ارزش فرش دست‌باف عنوان می‌شود. روشن‌ضمیر توضیح می‌دهد که سامانه اثر انگشت دیجیتال با ثبت هویت یکتا، سابقه مالکیت و مشخصات فنی هر فرش، امکان ردیابی دقیق مسیر حرکت فرش از کارگاه تا بازار نهایی را فراهم می‌کند. این سطح از شفافیت اگرچه برای خریدار، صادرکننده و اقتصاد ملی مزیت محسوب می‌شود، اما برای برخی بازیگران سنتی بازار که منافع آنها در ابهام و نبود رهگیری دقیق تعریف شده است تهدید تلقی می‌شود. به گفته او همین مسئله باعث شده پذیرش این سامانه در برخی بخش‌ها با احتیاط، تردید یا حتی مقاومت پنهان مواجه شود.

چالش دوم، فقدان چارچوب حقوقی مشخص برای مالکیت دیجیتال و دارایی‌های فرهنگی دیجیتال است. روشن‌ضمیر تصریح می‌کند که در نظام حقوقی فعلی مفاهیمی مانند اثر انگشت دیجیتال، گواهی مالکیت مبتنی بر بلاکچین، توکن‌سازی دارایی‌های فرهنگی و وثیقه‌گذاری آثار هنر هنوز تعریف حقوقی شفاف و اجرایی ندارند. این خلا حقوقی نه‌تنها روند تجاری‌سازی و ورود سامانه به بازار رسمی را کند کرده بلکه موجب تردید نهاد‌های مالی، بانکی و بیمه‌ای در پذیرش این مدل نوین شده است. به گفته او بدون تنظیم‌گری هوشمند و به‌روز حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز نمی‌توانند به‌طور کامل وارد زیست‌بوم اقتصادی کشور شوند.

از دیگر چالش‌های اساسی، دشواری استانداردسازی داده‌ها در کارگاه‌های سنتی فرش‌بافی است. روشن‌ضمیر توضیح می‌دهد که فرش دست‌با برخلاف محصولات صنعتی در محیط‌هایی تولید می‌شود که تنوع ابزار، روش بافت، شرایط محیطی و حتی سبک شخصی بافندگان بسیار بالاست. تبدیل این تنوع انسانی و هنری به داده‌های قابل پردازش نیازمند طراحی پروتکل‌های منعطف، اما دقیق بوده است؛ پروتکل‌هایی که هم اصالت فرایند سنتی را حفظ کنند و هم امکان ثبت داده‌های قابل مقایسه و تحلیل را فراهم سازند. این فرآیند به‌ویژه در تعامل با بافندگان سنتی زمان‌بر و نیازمند اعتمادسازی تدریجی بوده است.

روشن‌ضمیر همچنین به چالش فرهنگی پذیرش فناوری در حوزه میراث اشاره می‌کند و می‌گوید بخشی از بدنه سنتی حوزه فرش و حتی برخی فعالان فرهنگی در ابتدا این نگرانی را مطرح می‌کردند که ورود فناوری‌های دیجیتال به کالایی‌سازی یا بی‌روح شدن هنر فرش منجر شود. به گفته او اقناع این گروه‌ها و تبیین این نکته که فناوری در این طرح نه جایگزین هنر بلکه ابزار صیانت از اصالت و روح انسانی فرش است نیازمند گفت‌و‌گو‌های طولانی، ارائه مستندات علمی و همراه‌سازی تدریجی بوده است.

از منظر نهادی نبود حمایت پایدار و راهبردی در سطح ملی نیز از موانع مهم این پروژه عنوان می‌شود. روشن‌ضمیر با اشاره به همکاری موثر موزه فرش ایران تکید می‌کند که این همکاری نقش مهمی در اعتبار علمی و فرهنگی طرح داشته است، اما در سطح کلان هنوز این پروژه به‌عنوان یک پروژه ملی فرهنگی ـ فناورانه به رسمیت شناخته نشده است. او تصریح می‌کند که تاکنون همکاری موثری با معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری شکل نگرفته و این در حالی است که چنین طرحی به‌دلیل پیوند هم‌زمان با اقتصاد هنر، صادرات غیرنفتی، میراث فرهنگی و فناوری‌های پیشرفته نیازمند حمایت فرابخشی و سیاست‌گذاری هماهنگ است.

به گفته این پژوهشگر مجموع این چالش‌ها نشان می‌دهد این سامانه صرفا یک پروژه فناورانه نیست بلکه یک فرایند تغییر نهادی و اجتماعی است. فرایندی که هدف آن بازتعریف مفهوم اصالت، مالکیت و ارزش در حوزه هنر و میراث فرهنگی با زبان فناوری است. روشن‌ضمیر تاکید می‌کند که عبور موفق از این مسیر نیازمند فرهنگ‌سازی گسترده، تدوین مقررات نوین، آموزش بازیگران سنتی بازار و ایجاد هم‌افزایی واقعی میان دانشگاه، صنعت، نهاد‌های فرهنگی و سیاست‌گذار است؛ مسیری که اگرچه دشوار و زمان‌بر است، اما می‌تواند الگوی تازه‌ای برای صیانت فناورانه از میراث فرهنگی ایران و جهان ارائه دهد.

اثر انگشت دیجیتال؛ فناوری نوین برای صیانت از اصالت فرش دست‌باف ایرانی/ وقتی فرش ایرانی هویت دیجیتال می‌گیرد

از گره و نقش تا داده و بلاکچین

مسئله اصالت در حوزه فرش دست‌باف و به‌طور کلی میراث فرهنگی دیگر با ابزار‌های سنتی قابل مدیریت نیست. گسترش بازار‌های جهانی، پیچیده‌شدن زنجیره‌های تامین، افزایش حجم جعل و جابه‌جایی آثار هنری و ورود دارایی‌های فرهنگی به عرصه اقتصاد دیجیتال موجب شده روش‌های مبتنی بر شناسنامه‌های کاغذی، مهر یا حتی ارزیابی‌های صرفا کارشناسی پاسخ‌گوی نیاز‌های امروز نباشند. در چنین شرایطی استفاده از سامانه‌های مبتنی بر داده، رمزنگاری و ثبت تغییرناپذیر اطلاعات نه یک انتخاب اختیاری بلکه پاسخی فناورانه به یک مسئله ساختاری است. هم‌نشینی هوش مصنوعی، پردازش تصویر، اینترنت اشیا و بلاکچین پاسخی مستقیم به محدودیت‌های هر یک از این فناوری‌ها به‌تنهایی است. هوش مصنوعی بدون زیرساخت اعتماد کارآمد نیست بلاکچین بدون داده معتبر ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و داده بدون ابزار استاندارد جمع‌آوری قابلیت اتکا ندارد؛ بنابراین معماری‌های ترکیبی از این دست بیش از آنکه نوآوری لوکس تلقی شوند بخشی از الزامات فنی سامانه‌های احراز اصالت به شمار می‌آیند.

همینطور نبود چارچوب‌های حقوقی برای مالکیت دیجیتال ثبت دارایی‌های فرهنگی و پذیرش اسناد مبتنی بر بلاکچین یکی از گلوگاه‌های اصلی بهره‌برداری از چنین فناوری‌هایی است. بدون تنظیم‌گری متناسب حتی دقیق‌ترین سامانه‌های فناورانه نیز نمی‌توانند نقش موثر خود را در بازار، نظام بانکی، بیمه‌ای و صادرات ایفا کنند. ازاین‌رو توسعه فناوری باید هم‌زمان با بازنگری در قوانین و سیاست‌های مرتبط با دارایی‌های فرهنگی و اقتصاد خلاق دنبال شود.

در نهایت الزام به بهره‌گیری از فناوری‌های احراز اصالت دیجیتال نه ناشی از گرایش به نوگرایی بلکه نتیجه تغییر ماهیت بازار هنر و میراث فرهنگی در عصر دیجیتال است. در جهانی که اعتماد، رهگیری و اثبات مالکیت به‌صورت داده‌محور تعریف می‌شود فقدان چنین زیرساخت‌هایی می‌تواند به تضعیف جایگاه آثار فرهنگی در مبادلات رسمی و بین‌المللی بینجامد. بر این اساس ورود فناوری‌های احراز اصالت به حوزه فرش دست‌باف و سایر صنایع فرهنگی پاسخی اجتناب‌ناپذیر به الزامات فنی، حقوقی و اقتصادی زمانه است نه یک رویکرد تبلیغاتی یا تزئینی.

با این حال همچنان این پرسش اساسی مطرح است که مسئله اصلی شاید نه دسترسی به هوش مصنوعی بلکه آمادگی ساختار‌ها برای پذیرش، تنظیم‌گری و استفاده مؤثر از آن باشد؛ آمادگی‌ای که هنوز محل سوال است.

انتهای پیام/