هشدار تازه ژنرال جرالد فونکه، فرمانده فرماندهی پشتیبانی نیروهای مسلح آلمان، درباره احتمال وقوع یک درگیری تمامعرض با روسیه در بازه زمانی دو تا سه سال آینده، بازتاب گستردهای در محافل امنیتی اروپا داشته است. این اظهارات که در گفتوگو با روزنامه تایمز لندن مطرح شده، تصویری هشداردهنده از «بدترین سناریوی محتمل» ترسیم میکند که در آن آلمان نه تنها به عنوان یک قدرت رزمی، بلکه در نقش «مرکز ثقل لجستیکی» کل عملیات ناتو در شرق عمل خواهد کرد. ژنرال فونکه با اشاره به تمرینات گستردهای مانند «توفان سرخ براوو» که سپتامبر گذشته در هامبورگ برگزار شد، تأکید کرد که دکترین نظامی آلمان و ناتو در حال بازگشت به اصول دفاعی دوران جنگ سرد، با تمرکز بر «دفاع تمامعرض» و بسیج منابع ملی است. در این تمرین، نیروهای آلمانی نحوه جابهجایی و عملیات در شرایطی را آموزش دیدند که زیرساختهای شهری مورد حمله پهپادهای روسی قرار گرفته است.
هسته مرکزی اظهارات این ژنرال ارشد آلمانی، حول محور «آمادگی لجستیکی و پشتیبانی» میچرخد. وی تصریح کرده که در صورت بروز درگیری، آلمان باید قادر باشد روزانه پذیرای هزاران سرباز از متحدان ناتو، به ویژه از بریتانیا و آمریکا باشد و آنها را با تجهیزات کامل از طریق بنادر شمالی مانند «بِرمرهافن» و «اِمْدِن» به سرعت به جبهه شرق (احتمالاً کشورهای حوزه بالتیک یا لهستان) منتقل کند. این سناریو مستلزم بسیج گسترده بخش خصوصی، از جمله شبکه ریلی، شرکتهای حمل و نقل کامیونی و مراکز درمانی است. فونکه با صراحت میگوید: «بدون حمایت بخش مدنی در چارچوب یک مفهوم دفاعی جامع، ما قادر به دفاع از خود نخواهیم بود.» این نگاه، بازگشت به دکترین «دفاع عمق» (Vorneverteidigung) دوران جنگ سرد است که بر همکاری تنگاتنگ نیروهای مسلح، صنعت و جامعه مدنی برای دفع یک تهاجم گسترده از شرق تأکید داشت.
با این حال، چالشهای پیش روی تحقق این آمادگی، عظیم به نظر میرسند. ژنرال فونکه خود به چند مانع اصلی اشاره کرده است: نخست، «ضعف زیرساخت درمانی». او خاطرنشان ساخته که سیستم بیمارستانهای نظامی کنونی حتی توانایی مقابله با هزار مصدوم احتمالی در روز را ندارد، رقمی که در یک درگیری بزرگ با روسیه میتواند به سرعت فراتر رود. دوم، «محدودیتهای قانونی و سیاسی» است. اعلام «وضعیت دفاعی» که اختیارات ویژهای به دولت و ارتش میدهد، نیازمند تصویب با اکثریت دو سوم در بوندستاگ (پارلمان فدرال) است. در شرایط کنونی که احزاب راستگرای همسو با روسیه مانند «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در حال رشد هستند، دستیابی به چنین اجماعی بسیار دشوار خواهد بود. سوم، «ضعف آگاهی عمومی» است. بسیاری از شهروندان و مدیران شرکتها هنوز درکی از پیامدهای واقعی یک جنگ تمامعرض در خاک اروپا ندارند.
در کنار این هشدارها، تحلیلگران به تحرکات عملی قابل توجه ناتو و به ویژه آلمان در ماههای اخیر اشاره میکنند. ایجاد یک تیپ کامل جدید زرهی در لیتوانی مستقر در نزدیکی مرز روسیه (روسیه کالینینگراد)، افزایش بیسابقه بودجه دفاعی آلمان به بیش از دو درصد تولید ناخالص داخلی (طبق تعهد ناتو)، و برگزاری مانورهای متعدد مشترک با تمرکز بر «تجدید آرایش نیروها از غرب به شرق اروپا» (مانند مانور «گرند کوادریگا ۲۰۲۴») همگی مؤید جدیگرفتن این تهدید است. از نگاه کارشناسان، روسیه نیز با توجه به تحولات اوکراین و گسترش ناتو به سوئد و فنلاند، ممکن است در میانمدت به دنبال آزمایش انسجام و پاسخگویی اتحادیه باشد. سناریوی احتمالی میتواند یک عملیات محدود ولی تهاجمی علیه یکی از اعضای شرقی ناتو، مثلاً در منطقه سوواکی یا کشورهای بالتیک، باشد تا واکنش متحدین را بسنجد.
نکته حائز اهمیت در بیانات ژنرال فونکه، تأکید ویژه بر «تهدیدهای ترکیبی» است. او از نگرانی خود درباره حملات سایبری، خرابکاری، فعالیت سلولهای خوابیده و حملات موشکی دوربرد به زیرساختهای حیاتی آلمان مانند پالایشگاهها، مراکز ارتباطی و شبکه برق سخن گفت. این اقدامات میتواند پیشدرآمد یا همراه یک تهاجم متداول باشد تا روند بسیج و انتقال نیروهای ناتو را با اخلال مواجه سازد. بنابراین، بخشی از برنامهریزی جدید بر «تابآوری زیرساختی» و توانایی تداوم عملکرد خدمات حیاتی در شرایط بحران متمرکز شده است. در نهایت، به نظر میرسد هشدارهای اخیر مقامات آلمانی و ناتو، صرفاً یک مانور رسانهای نیست، نشان از ارزیابی جدید اطلاعاتی و راهبردی دارد که براساس آن، پنجره آسیبپذیری اروپا در مقابل توان تهاجمی روسیه، در بازه زمانی ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ به اوج خود میرسد.
انتهای پیام/