تحلیل تحولات نظم جهانی پس از داووس ۲۰۲۶؛
جهان در آستانه گذار از قاعده‌مندی به منفعت‌محوری

مهم‌ترین نکته در داووس ۲۰۲۶، افول آشکار گفتمان همکاری چندجانبه و ظهور «ناسیونالیسم اقتصادی» بود. این مفهوم دیگر یک نظریه انتزاعی نیست؛ بلکه در قالب سیاست‌های عملی قدرت‌های بزرگ، به ویژه ایالات متحده، متجلی شده است. دولت دوم دونالد ترامپ با خروج از ۶۷ سازمان بین‌المللی، کاهش ۸۰ درصدی کمک‌های انسان‌دوستانه به سازمان ملل، و تأسیس «شورای صلح» موازی، عزم خود برای کنار زدن نهاد‌های سنتی نظم بین‌الملل را نشان داد. این رویکرد، ادامه منطقی سیاست‌های «آمریکا اول» در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ و خروج از پیمان‌هایی مانند توافق پاریس یا برجام است. تمرکز بر منافع کاملاً تعریف‌شده ملی، افزایش تعرفه‌ها به عنوان اهرم فشار، و امنیتی کردن زنجیره تأمین، نشان‌دهنده عبور از دوران «جهانی‌سازی خوشبینانه» به عصر «رقابت راهبردی» است. این تغییر را می‌توان با عبور از دوران پس از جنگ سرد (با محوریت گسترش نهاد‌های لیبرال) به دوره‌ای جدید مقایسه کرد که در آن، قدرت‌های بزرگ بی‌پرده در پی تضمین امنیت اقتصادی و فناوری خود هستند.

واکنش بازیگران جهانی: استراتژی بقا در نظمی متلاطم

در برابر این تغییر پارادایم، دیگر بازیگران بین‌المللی در حال تنظیم موقعیت خود هستند. سخنرانی انتقادی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، که نظم جدید را «ملتهب و مملو از نااطمینانی» خواند و بر ائتلاف «قدرت‌های میانی» تأکید کرد، نمونه‌ای از این واکنش است. این سخنرانی که با تشویق طولانی حضار همراه شد، نشان‌دهنده میل گسترده بسیاری از کشور‌ها برای یافتن راه‌هایی جدید برای همکاری خارج از چارچوب‌های قدیمی است. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا رویکردی عمل‌گرایانه و موردی در پیش گرفته و در عین حفظ روابط با آمریکا، به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای تجاری خود در آسیا و آمریکای لاتین است. چین نیز به طور فعال در حال پر کردن خلأ نهادی ناشی از کناره‌گیری نسبی آمریکاست و با افزایش حضور و سرمایه‌گذاری در سازمان‌های بین‌المللی، نقش خود را به عنوان یک بازیگر جهانی مسئول تقویت می‌کند. این رفتار‌ها یادآور استراتژی‌های «هندسه متغیر» در دوران جنگ سرد است، با این تفاوت که این بار محور رقابت، اقتصاد و فناوری است.

فناوری: میدان جدید همکاری و رقابت

در میانه این تنش‌های ژئوپلیتیک، حوزه فناوری به ویژه هوش مصنوعی، به کانونی متناقض‌نما بدل شده است. از یک سو، ماهیت جهانی و پیچیده هوش مصنوعی، کشور‌ها را ناگزیر به همکاری کرده است. ابتکاراتی مانند «Pax Silica» (شبکه‌ای متشکل از آمریکا و چند متحد فناوری‌محور) و «انقلاب مهارت‌افزایی» مجمع جهانی اقتصاد (با هدف آموزش ۸۵۰ میلیون نفر) نشان می‌دهند که هیچ کشوری نمی‌تواند در انزوا به پیشرفت در این عرصه دست یابد. این ضرورت همکاری، شبیه به پروژه‌های علمی بین‌المللی بزرگ مانند «سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای (سرن)» است. از سوی دیگر، همین فناوری به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های رقابت ابرقدرت‌ها تبدیل شده است. سرمایه‌گذاری‌های کلان و تلاش برای انحصار در تولید تراشه‌های پیشرفته، هوش مصنوعی را به «سلاح راهبردی» جدیدی مبدل کرده که آینده قدرت اقتصادی و نظامی را تعیین خواهد کرد. این دوگانگی، مشخصه اصلی عصر جدید است: همکاری اجباری در عین رقابت خصمانه.

هشدار نهایی: بحران شکایت و فرسایش داخلی

با این حال، گزارش داووس یک هشدار جدی را برای تمامی رهبران حاضر، اعم از دولتی و اقتصادی، به همراه داشت: «بحران شکایت» (Crisis of Grievance). بر اساس نظرسنجی‌ها، اعتماد عمومی به نهاد‌ها و دولت‌ها در حال کاهش شدید است و ترس از تورم، بیکاری و افزایش شکاف طبقاتی، جوامع را به سمت قطبی شدن و پوپولیسم سوق می‌دهد. لری فینک، نایب رئیس مجمع جهانی اقتصاد، صراحتاً اذعان کرد که «عملکرد ما مورد تأیید همگان نیست». این هشدار نشان می‌دهد که هر نظم بین‌المللی جدیدی، بدون توجه به عدالت اجتماعی و قرارداد اجتماعی در درون کشورها، محکوم به بی‌ثباتی است. تاریخ نشان داده که دوران‌های رکود بزرگ اقتصادی یا شکاف عمیق طبقاتی، چگونه می‌توانند زمینه‌ساز بحران‌های سیاسی و بین‌المللی شوند، نمونه آن را می‌توان در رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ و ظهور ایدئولوژی‌های افراطی مشاهده کرد.

نظمی در حال تکوین با هندسه‌ای متغیر

پاسخ به پرسش «نظام بین‌الملل به کدام سو می‌رود؟» را می‌توان در توصیف «هندسه متغیر» جست‌و‌جو کرد. جهان به سمت یک ساختار سلسله‌مراتزی و چندقطبی در حرکت است که در آن، آمریکا با رویکردی جدید همچنان بازیگری «اجتناب‌ناپذیر» است، اما انحصار هژمونیک گذشته را ندارد. همزمان، شبکه‌ای درهم‌تنیده از ائتلاف‌های موقت، مشارکت‌های دوجانبه و رقابت‌های راهبردی در حال شکل‌گیری است. آینده نه با قواعد ثابت، که با معامله‌گری و موازنه منافع شکل خواهد گرفت. همان‌گونه که نخست‌وزیر سابق سنگاپور، نظام بین‌الملل را «جهان موقت منهای یک» توصیف کرد، به نظر می‌رسد دوران قطعیت‌های گذشته به پایان رسیده و عصر بی‌ثباتی‌های حساب‌شده آغاز شده است. موفقیت در این جهان جدید، بیش از هر چیز منوط به «انطباق‌پذیری» و توانایی بازی در چندین صفحه شطرنج همزمان است.

انتهای پیام/