راهیابی استشراق روسی به یمن؛ از خالیدوف تا چالش‌های امروز

علاقه و مطالعه روسیه در مورد یمن، به ویژه در حوزه نسخ خطی، داستانی پیچیده و کمتر گفته شده از تلاقی سنت‌های آکادمیک عمیق با ملاحظات سیاسی است. این علاقه که در دهه‌های اخیر با آثاری مانند «جزیره عنقاء» در مورد سقطری توسط «ویتالی نائومکین» نیز ادامه یافته، ریشه در دوره اتحاد جماهیر شوروی و رابطه آن با جمهوری دموکراتیک خلق یمن دارد. دکتر معاذ المحالبی، پژوهشگر یمنی، در تحلیل خود بر نقش محوری «آنس خالیدوف» (۲۰۰۱-۱۹۲۶) مستشرق روس تأکید می‌کند. خالیدوف که در مدرسه شرق‌شناسی لنینگراد زیر نظر اساتیدی، چون «ایگناتی کراچکوفسکی» و «ویکتور بیلایف» پرورش یافته بود، در ۱۹۷۴ سفری اکتشافی به حضرموت انجام داد که نقطه عطفی در شناخت غرب از گنجینه‌های خطی این منطقه است.

روش‌شناسی خالیدوف ترکیبی از فیلولوژی دقیق روسی و مشاهده میدانی بود. او در حضرموت با چالش‌های بزرگی مانند نبود فهرست‌های دقیق و شرایط نامناسب نگهداری مواجه شد. در پاسخ، با بررسی مستقیم هزاران نسخه، اقدام به طبقه‌بندی آنان بر اساس معیارهایی، چون منشأ (محلی یا وارداتی)، مؤلف، محتوا، و حتی ویژگی‌های فیزیکی مانند کاغذ و خط کرد. او با دقت به تحلیل محتوایی پرداخت و دریافت که حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد محتوای کتابخانه‌های مورد بررسی‌اش را متون فقه شافعی و تصوف تشکیل می‌دهد که نشانگر هویت فکری غالب منطقه بود. یکی از دستاورد‌های کلیدی او، ردیابی مسیر انتقال دانش و به ویژه مذهب شافعی از مراکزی، چون زبید به حضرموت از طریق همین نسخ خطی بود و بدین ترتیب، نقش حضرموت را به عنوان پلی در شبکه‌های دانش اسلامی برجسته ساخت.

پس‌زمینه قومی-مذهبی خالیدوف به عنوان تاتار مسلمان، به دیدگاه او غنا بخشیده بود. این تعلق به او امکان درکی «از درون» از متون اسلامی می‌داد، اما هرگز جایگزین انضباط آکادمیک سختگیرانه مدرسه لنینگراد نشد. در مقایسه با مستشرق بریتانیایی، «روبرت سرجنت»، که بر بافتار تاریخی و اجتماعی متن تمرکز داشت، رویکرد خالیدوف بیشتر متکی بر فهرست‌نگاری، توصیف کتاب‌شناختی و تحلیل محتوای نظام‌مند بود. این تفاوت، نشانه تمایز دو مکتب بزرگ شرق‌شناسی روسی و انگلیسی است.

میراث خالیدوف و همتایانش امروز در معرض تهدید قرار دارد. دکتر المحالبی با اشاره به وضعیت بحرانی یمن تأکید می‌کند توجه به نسخ خطی در میانه جنگ و فروپاشی، تقریبا به مثابه «تجمل فکری» به نظر می‌رسد. اگرچه پیش از جنگ نیز تلاش‌های دولتی برای حفظ این میراث (مانند ایجاد کتابخانه‌های عمومی در صنعا، عدن و حضرموت) محدود و پراکنده بود و به همکاری‌های مقطعی با مؤسسات خارجی آلمانی و فرانسوی متکی بود، اما اکنون شرایط به مراتب وخیم‌تر است. بی‌ثباتی، نبود بودجه، و اولویت یافتن مسائل حیاتی بقا، حفاظت از این گنجینه‌های بی‌بدیل تاریخی و فرهنگی را به چالشی عظیم تبدیل کرد. به‌رغم این شرایط، کار پیشگامانه‌ای مانند خالیدوف و ادامه آن توسط محققانی، چون نائومکین، پایه‌های علمی ضروری برای درک و نجات این میراث را فراهم ساخت.

انتهای پیام/