صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

یادداشت؛

به کودکان کار توجه کنیم، ترحم نکنیم

۱۳۹۹/۱۲/۰۷ - ۱۴:۲۲:۱۴
کد خبر: ۱۱۴۳۱۱۰
عوامل اقتصادی مثل فقر، بیکاری،فاصله زیاد طبقاتی، فردی که از کودکی به جای تحصیل و تفریح موظف به تامین اقتصاد و معیشیت خانواده خود می باشد کودکی خود را تباه شده می بیند و هیچ گاه فرصتی برای آموزش و پرورش مهارت یا آموزش که بتواند تامین کننده ضمانت شغلی او در آینده باشد پیدا نکند.

به گزارش خبرگزاری برنا از تهران ؛ پدیده کودکان کار یکی از  پدیده های اجتماعی است که هم بخش قابل توجهی از کودک و نوجوان ما را که سرمایه های آینده جامعه هستند در معرض آسیب قرار داده و هم  اینکه جامعه را  با زیان های فراوانی روبرو می کند.

کودک کار به کودکان کارگری گفته می شود که به صورت مداوم به خدمت گرفته می شوند که این اتفاق منجر می شود که آن ها بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربه دوران کودکی بی بهره باشند.

توجه به کودک کار اهمیت دارد به دلیل اینکه 1- خود این موضوع یک مساله اجتماعی است و تبعات متعددی به دنبال دارد و۲_ اینکه کودکان کار از محروم ترین کودکانی هستند که از بیشترین حقوق اساسی خودشان بی بهره اند و به هیچ وجه کودکی نمی کنندو همین مساله این کودکان را در معرض آسیب روحی قرار می دهد. و سوم اینکه این کودکان به خاطر شرایط خاص زندگی خود منشا بسیاری از رفتارهای نادرست و پرخطری هستند که نه تنها به خود کودک بلکه  سلامت جامعه  ر ا نیز به مخاطره می اندازد.

کودکان کار در شرایط بسیار نا مطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر می برند و می توانند به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه ای، سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر قرار بگیرند و یا حتی در معرض سوء استفاده های جسمی و جنسی و .. شوند.

این کودکان اغلب زمان زیادی  را در خیابان های پرخطر می گذارنند و با انواع  و اقسام آدم ها و بزه ها بر خورد می کنند که مسلماً بستری مساعد برای گرایش به آسیب های مختلف اجتماعی است.در واقع این کودکان به شدت آسیب زا و آسیب پذیر هستند.کودکان کار مانند دیگر مسایل انسانی ناشی از عوامل متعددی است که هر کدام به درجاتی در ایجاد و تداوم آن تاثیر گذارند. پدیده کودکان کار را نمی توانیم با یک عامل  تبیین کرد  چون یک پدیده تک علیتی نیست. یک واقعیت اجتماعی است و برای بررسی هر واقعیت اجتماعی باید آن را با واقعیت های اجتماعی دیگر تبیین کرد.

عوامل اقتصادی مثل فقر، بیکاری،فاصله زیاد طبقاتی، فردی که از کودکی به جای تحصیل و تفریح موظف به تامین اقتصاد و معیشیت خانواده خود می باشد کودکی خود را تباه شده می بیند و هیچ گاه فرصتی برای آموزش و پرورش مهارت یا آموزش که بتواند تامین کننده ضمانت شغلی او در آینده باشد پیدا نکند. و از طرفی این سرکوبی استعد اد ها و فشار زندگی در کودکی در آینده به صورت واکنش های منفی به جامعه برمی گردد. اما بی تردید فقر تنها علت کار کودک نیست. و عوامل خانوادگی مثل خانواده های پرتنش، فوت یا جدایی والدین، اعتیاد در خانواده،سابقه بزهکاری والدین و خشونت والدین، بیماری های روانی والدین و... دخیل هستند.

خانواد ه نقش عمده ای در تامین نیازهای فرزندان و اعضای آن دارد. زمانی که یک یا چند نفر از اعضای خانواده نتوانند وظایف خود را به درستی انجام دهند گسیختگی در خانواده ایجاد می شود که معلول عوامل که گفته شد هستند مثل طلاق، اعتیاد .

مردم هم اطلاعات لازم را در خصوص برخورد با کودکان کار ندارند. ترحم مردم و پول دادن به کودک کار از دلایل تقویت حضور کودکان کار در جامعه است.برخورد ترحم آمیز و یا طرد کردن برخورد مناسب نیست و بلکه باید مثل سایر افراد جامعه مودبانه رفتار شود و کمک مردم به کودک کار باید در راستای سلامت جسمانی باشد. دادن آبمیوه ، کیک و یا دادن غذای گرم تا توسط کودک مصرف شود. در واقع باید به کوکان کار توجه کنیم،ترحم نکنیم.

نخستین چاره برای حل پدیده آن پیشگیری است. باید در عمل با پدیده فقر که تنزل کننده بنیان های زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است مقابله کرد. اما در حوزه سیاست گذاری اجتماعی باید با اتخاذ سیاست های پیشگیرانه و قوانینی که ضمانت اجرایی دارند همانند شاسایی خانواده های نیازمندی که در معرض آسیب هستند،  مراقبت از کودکان نیازمند به حمایت ویژه و خانواده آنها می تواند  از افتادن کودک در این چرخه جلوگیری کند.

کودکان کار سرمایه مشترک جامعه هستند پس مسئولیت مشترک جامعه هم محسوب می شوند.

آسیه ملک دار؛روان شناس بالینی،مسول اورژانس اجتماعی پیشوا

 

نظر شما