آزاده آلایوب در گفتوگو با خبرنگار رادیو تلویزیون برنا گفت: روند برنامهسازی کودک در تلویزیون طی چند سال اخیر نه تنها پیشرفتی نداشته است بلکه نزول پیدا کرده و ما دیگر شاهد برنامهای متفاوت و جذاب برای کودکان نیستیم.
وی اضافه کرد: یکی از نکتههای مهم در برنامهسازی کودک عنصر جذابیت است و اینکه بتواند کودک را با خود همراه کند اما متاسفانه اکثر این آثار حرفی برای گفتن ندارند.
این مجری کودک ادامه داد: بیشک بخشی از این موضوع به دلیل مشکلات مالی در سازمان صداوسیما است چرا که آنها بودجه کافی برای ساخت برنامههای کودک در اختیار سازندگان این کار قرار نمیدهند و به همین دلیل آثار تولید شده صرفا بار کمی دارند و به لحاظ کیفیت در سطح ضعیفی قرار دارند.
او اظهار داشت: مدتی قبل چند طرح را در اختیار سازمان قرار دادم اما متاسفانه همه این طرحها به دلیل مشکلات مالی پشت در انتظار قرار گرفتند. وقتی به این موضوع اعتراض کردم به من پیشنهاد دادند برای ساخت این برنامهها اسپانسر بیاورند غافل از این که موضوع اسپانسر بزرگترین چالش برای برنامهسازی کودک است چرا که شما نمیتوانید از لوله گاز، بیمه و نفت برای بچهها در برنامهتان صحبت کنید تا از این طریق سرمایهگذاران به آن بار تبلیغی که مد نظرشان بوده است دست یابند! فراموش نکنید یک کودک دغدغه بیمه یا مباحث نظیر نفت و گاز را ندارد و از تبلیغات حول این مباحث سر در نمیآورد.
آل ایوب تصریح کرد: در این شرایط طبیعی است که کودک ترجیح میدهد سیدیهای کارتونی یا برنامههای شبکههای ماهوارهای بهره بگیرد چون این برنامهها توقعات او را برآورده نمیکند.
این مجری کودک در مورد راهکار برای حل مشکل برنامهسازی کودک گفت: بهترین راه حل این است برنامهسازان کودک که سالها تجربه کار در این حوزه را دارند در کنار روانشتاسان کودک و محققان رسانهای هم قرار بگیرند و به کمک تجربیات یکدیگر کار متفاوت و خلاقانهای را ارائه دهند.
خاله نرگس در مورد قیاس مجریهای قدیمی و جدید کودک بیان داشت:بعضیها مدام این موضوع را مطرح میکنند چرا مجریهای قدیمی با وجود آنکه کم تحرکتر بودند و از ابزار چندانی هم به لحاظ اجرایی برخوردار نبودند اما در میان مردم محبوبیت بیشتری داشتند. بیتردید بخشی از این مسئله به این دلیل بود که در آن مقطع تنوع کمی در میان برنامههای تلویزیونی وجود داشت و دسترسی به فیلمهای کارتونی هم از طریق ویدئو رسانه مقدور نبود همین موضوع هم در نهایت باعث میشد بچهها با این مجریان ارتباط زیادی برقرار کنند اما تعداد مجریان جدید که هر روز هم با اسمهای خاله و عمو مورد خطاب قرار میگیرند رو به افزایش است به همین خاطر بچهها دچار سردرگمی میشوند. گاهی اوقات بچهها من را در خیابان میبینند و یادشان میرود اسمم چیست و آنقدر اسامی مختلف خاله به زبان میآورند که در نهایت باعث میشود خودم را برای آنها معرفی کنم. در هر حال ما باید به مجریان جایگاه و هویت واقعی بدهیم نه اینکه اصرار داشتیم با چسباندن عنوان خاله و عمو رابطه آنها را بچهها صمیمی نشان دهیم.