به گزارش خبرنگار بینالملل برنا، مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و آیندهپژوه سیاسی در گفتوگوی تفصیلی خود به تشریح فضای انتخاباتی ایران پرداخت که مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
اساساً نگاه منتقدانه شما به فضای انتخاباتی که هماکنون در ایران حاکم است و نیز مسئله رد صلاحیتها چگونه است؟
فضای انتخاباتی را باید در سه مرحله مورد توجه قرار داد: پیش از انتخابات، حین انتخابات و بعد از انتخابات. مدیریت فضای انتخاباتی در یک مسیر مشخص باید در یک پیوند آشکار بین این سه بخش و ایجاد هماهنگیهای لازم در ارتباط با ایجاد فضای رقابتی در این سه بخش باشد.
هرچه این فضای رقابتی افزایش بیشتری پیدا کند و جریانها و تفکرات گوناگون نمود بیشتری در هر سه مرحله فضای انتخاباتی داشته باشند، بیتردید میتوانیم بگوییم انتخاباتی حماسیتر، فربهتر و دارای ابعاد مؤثرتری در حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی خواهد بود؛ لذا این فضای رقابتی و حفظ سلامت این فضای رقابتی توسط مدیران انتخاباتی، در سه رکن پیش، حین و بعد از انتخابات از اهمیت جدی برخوردار است و میتواند مدیریت بهینه آن، زمینهساز و زمینهپرور یک تحرک معنادار برای افزایش توان و قدرت ملی در ساحت مشارکت مردمی باشد؛ چراکه اگر ما پایه قدرت ملی را حضور مردم در صحنه تحرکات سیاسی بدانیم که تحت عنوان نوسازی سیاسی در ادبیات سیاسی از آن تعبیر میشود، این نوسازی سیاسی بنیاد قدرت است و هر قدرت دیگر بر آن بنیاد، بنیان میپذیرد. لذا از این جهت فضای رقابتی و مدیریت سلامت این فضای رقابتی میتواند عناصر حماسهپرور این انتخابات باشد که رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران بر آن تأکید دارند.
اگر از این منظر ببینیم، من بر این باورم که فضای موجود میتوانست رقابتیتر از این باشد. با ایجاد یک فضای درواقع ریسکپذیر در ارتباط با ورود کاندیداهای جناحهای گوناگون فکری در حوزه انتخابات، این فضا میتوانست با قبول ریسکها و مخاطرات آینده و مدیریت این مخاطرات و تبدیل آنها به فرصت، رقابتیتر شکل بگیرد و این رقابتیتر شدن میتوانست پیش از انتخابات، کمک شایانی برای انجام انتخابات و پس از انتخابات، در ایجاد یک حماسه ملی مؤثر باشد.
هرچند که اکنون هم با وجود هشت کاندیدا از نحلههای گوناگون تفکر، فضای رقابتی وجود دارد؛ اما این فضای رقابتی با پذیرش بعضی از کاندیداهای رد صلاحیت شده میتوانست فضای بهتری را از منظر رقابتی ایجاد کند و مدیریت این فضای رقابتی توان و قدرت ملی را در ایجاد یک فضای حماسی بیشتر به نمایش بگذارد.
آیا به نظر شما برنامه کاندیداهای تأیید صلاحیت شده، برنامههایی متقن و قوی هستند؟ نگاهتان به برنامههای این کاندیداها چگونه است؟ دیگر اینکه نظرتان درمورد سیستم انتخاباتی غیرحزبی و شخصمحور در ایران چیست؟
آنچه که در ایران وجود دارد، اشخاص و جریانهای سیاسی هستند. اگرچه احزاب هم از منظر اسم و هم عنوان حضور دارند، از نظر محتوا هنوز احزاب ما احزاب شناسنامهدار واجد بحران هویت هستند؛ به این معنا که ما احزاب متفاوتی را در جمهوری اسلامی ایران داریم که با نامهای مختلف در گرایشهای گوناگون به ثبت رسیدهاند، اما ثبت شناسنامهای آنها منجر به ایجاد یک فضای حزبی تعریفشده در دموکراسی پیشرفته نشده است. زیرا این احزاب، بیشتر احزاب موسمی یا احزاب فرادستی و حکومتی بودند و در چارچوب نیازهای موسمی سیستم حاکم برای مدیریت فضای سیاسی ایجاد شدهاند، نه اینکه از بطن یک طبقه اجتماعی برخاسته باشند و تقاضاها و مطالبات یک طبقه اجتماعی را در مسیر مشخص خودش مدیریت کنند و از طرف دیگر بتوانند براساس پایگاه اجتماعی تعریفشده و مستحکم خود، ساماندهی و سازماندهی تحرکات خود را در قالب حزبی داشته باشند.
حزب به تعبیر ماکس وبر آلمانی، خانه قدرت سیاسی است و احزاب تشکیل میشوند تا بتوانند به کرسیهای قدرت در یک سیستم سیاسی تکیه بزنند و در این زمینه رقابتهای شدیدی را با احزاب دیگر و حزب حاکم دارا هستند که در چارچوبهای قانونی انجام میپذیرد.
لذا باور اینکه یک حزب تشکیل شود و این حزب بتواند کانونهای قدرت سیاسی را در دست بگیرد، هنوز در گفتمان سیاسی ما بهعنوان یک باور پذیرفتهشده، مهر تأیید بر آن زده نشده است. اگرچه در زبان و ادبیات، ما میپذیریم که احزاب وجود دارند و احزاب باید رقابت بر سر فضای مثبت برای گرفتن کرسیهای دولتی و حکومتی داشته باشند، اما هنوز نپذیرفتهایم که احزاب برای این هدف خود ساماندهی و سازماندهی کنند و در چارچوب سازماندهی مشخص بتوانند به این دستاورد و هدف خود برسند.
از این جهت است که میخواهم بگویم ما حزب داریم، عنوان حزب داریم، ولی محتوای تحرک حزبی نداریم و باور به حزب نداریم و چون باور به حزب نداریم، برنامه هم نداریم. هماکنون اگر بخواهیم به کاندیداهای متفاوت ریاستجمهوری بگوییم وزرای خود را معرفی کنند، میتوانیم به طور متقن و تا حدود زیادی با قاطعیت بگوییم که آنها نخواهند توانست اعضای کابینه خود را پیش از انتخابات به آن شکل متقن و تعریفشده معرفی کنند؛ چراکه به هر تقدیر، هنوز ما آن حرکت حزب سامانیافته انسجامگرفتهای را که حتی بتواند نیروهای کلیدی خود را برای مدیریت یک مملکت معرفی کند، دارا نیستیم و لذا این است که بیشتر افراد خودشان را نمایش دادهاند.
اما در گذار وضعیت ما از دهه اول به دهه دوم و دهه دوم به دهه سوم، ما شاهد این هستیم که افراد اگر چه حضور دارند ولی کم کم افراد در تابلوی جریانات سیاسی مورد پذیرش قرار می گیرند. امروز آقای قالیباف، آقای جلیلی، آقای ولایتی و آقای حداد عادل در چارچوب جریان اصولگرایی شناخته میشوند. آقای حسن روحانی در چارچوب جریان جدیدی به نام اعتدالیون شناخته میشود. آقای عارف خود را در چارچوب جریان اصلاحطلبان متمایل به اعتدالیون نشان میدهد.
پس همه این شخصیتها حضور دارند و از نظر شخصی هم تعریفپذیر هستند؛ اما در همین چارچوب در تابلو جریانات سیاسی وارد شدهاند و من معتقدم که انتخابات دولت یازدهم نبرد و رقابت جریانهای سیاسی بیش از افراد سیاسی است و به عبارت دیگر تلفیقی از اهمیت فرد به عنوان شخصیت سیاسی در انتخابات به اضافه جریانی که از او حمایت می کند، اهمیت دارد، و این ممکن است که در چند هفته آینده با حمایت بعضی از رهبران جریانهای سیاسی از اشخاص در این رقابت شدت بیشتری هم به خود بگیرد.
نکته بعدی این است که به هر تقدیر در انتخاباتی که اکنون قرار داریم، انتخابات دولت یازدهم، یک پدیده دیگری هم در حال ظهور است و من به عنوان یک آیندهپژوه سیاسی میگویم چالشی میان نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی خودش را بروز خواهد داد. در انتخابات اخیر با آنچه که در پیش از انتخابات شاهد بودیم و در ارتباط با صلاحیتها و احراز صلاحیتها و همچنین رد صلاحیتها ایجاد شد، وجود عناصری بود که به هر تقدیر میتوانیم بگوییم عناصر تعریفشدهای در ساختار انقلاب اسلامی و در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران بودند و بسیاری از آنها رد شدهاند و در رأس آنها ما شاهد رد صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلح نظام جمهوری اسلامی به عنوان یکی از عناصر اصلی انقلاب اسلامی و پایهگذاران انقلاب بودیم.
ما شاهد این هستیم که نوعی چالش میان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در حال بروز و ظهور است؛ به گونهای که جمهوری اسلامی ایران عناصر انقلابی برخاسته از متن انقلاب را در چارچوب نظام جمهوری اسلامی پیرایش و ویرایش میکند و لذا این نشاندهنده یک لبه اصطکاک ظریف میان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در انتخابات پیش رو است.