صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

نویسنده کتاب "شکوه اشراق" :

چه معنایی از زندگی پیدا کردیم که حال خوب مان را تضمین کند؟

۱۴۰۰/۰۸/۰۴ - ۰۵:۰۲:۰۰
کد خبر: ۱۲۴۹۱۴۰
«آتنا سرابی»، نویسنده کتاب "شکوه اشراق"، گفت: انسان امروز موجودی سرشار از دغدغه های یک زندگی ماشینی است.

به گزارش برنا؛  نویسنده کتاب "شکوه اشراق" که قبل از آن کتاب «زندگی در آغوش خدا» را نوشته، در خصوص کتاب جدیدش با خبرنگار برنا گفت و گویی کرده است که در زیر می خوانید.

موضوع  این کتاب چگونه در ذهن‌تان شکل گرفت؟ 

خب از اونجایی که حدود 10 سال است که حوزه تحقیقات و پژوهش های من حول موضوعات فلسفی، عقاید قومی قبیله ای، خودشناسی و پیچیدگی های ذهن انسان می چرخد و سال‌ها تدریس یوگا و آموزش خودآگاهی و خودشناسی باعث شده تمام نوشته هایم رنگ و بوی تعالیم معناگرایانه، فلسفی و معنوی بگیرد اما در ابتدا قرار نبود کتاب یک تم داستانی داشته باشد، بنا بود مجموعه‌ای از تعالیم خودشناسی، علوم ذهنی و روش‌های درک روشن ضمیری و روشن نگری باشد اما به ناگاه تصمیم گرفتم تمام این آموزه ها را در قالب یک داستان ساده بیان کنم.

پس "شکوه اشراق" شد داستان یک انسان جستجوگر که نامه ای به دستش می رسد و از طریق آن نامه به یک میعادگاه دعوت می شود، در اون میعادگاه انسانهایی از اقصی نقاط دنیا، شرق و غرب و خاورمیانه در یک اتحاد بسیار زیبا گرد هم جمع میشوند تا تعالیم مشترک انسانیت و رسیدن به تعالی را باهم بیاموزند.

سرفصل‌ها  این موضوع چگونه در نوشته‌های‌تان در این کتاب مطرح می‌شود؟

این کتاب شامل چهار بخش است که طبق آنچه برای رشد درونی نیاز داریم به ترتیب دسته بندی شده است

بخش اول می گوید: چیزیست عظیم تر از تو در تو 

این بخش شامل تمام چیزهایی است که برای رویارویی با خودمان لازم داریم مثل:

• درک تمام ناخالصی های ذهنی که یک شخصیت کاذب از ما ساخته است و سپس رهایی از آن خود کاذب و ساختگی

• شناخت ذهن و تفاوت آن با خرد درونی

• تفاوت ماهیت های ذهنی مثل اندیشه و تخیل و راه استفاده کردن از آنها برای کشف رسالت حقیقی خودمان.

بخش دوم: رویارویی با برترین نیروی جهان است، شناخت و درک قوانین جهان هستی برای درک تمامیت آنچه که ما را در بر گرفته و مسئولیت های ما نسبت به خودمان و جهان پیرامون‌مان.

بخش سوم: درباره اهمیت یک جهانبینی همه جانبه صحبت می کند، اینکه تمام انسان‌ها از نگاه تک بُعدی از طریق باورها، سنت ها و عقاید خودشان به جهان نگاه می کنند و می خواهند از همین دریچه محدود ذهن، حقیقت لایتناهی را درک کنند چرا که مغز شهودی و مغز منطقی انسانها به یک میزان رشد نکرده است، در حالی که حقیقت مجموعه ای از واقعیتهای علمی و حقایق فراعلمی است.

بخش چهارم: دروازه های اشراق است ... .

هشت حقیقت روشن که در مسیر زندگی عادی و زمینی باید از آنها بهره مند شویم. هشت نکته نیرومند که برای هر انسانی در مسیر تعالی و سعادت لازم است.

 توقع دارید کدام گروه سنی کتاب شما را مطالعه کنند؟

در واقع تمام انسان‌هایی که به بلوغ فکری رسیده باشند مخاطب این کتاب هستند، هر انسانی پیش از یادگیری هرچیزی ابتدا باید خودش را بشناسد و ظرفیت های بینهایت درونش را پیدا کند، لازم است پیش از هر چیزی با خودشان روبه رو شوند چون رشد اجتماعی باید با رشد شخصیتی و روانی همراه باشد.بنابراین تمام انسان ها در هر شغل و فعالیت و سبک زندگی که باشند باید در اولین گام با فطرت باطنی خود آشنایی پیدا کنند.

چقدر از نگارش این کتاب بازخورد داشتید؟

با این سوال داغ دلم را تازه کردید. با اینکه حدودا یک سال از چاپ کتاب می گذرد هنوز "شکوه اشراق" به چاپ دوم نرسیده است این در حالی است که هدف من این بود هر ایرانی یک بار هم که شده است این کتاب را بخواند، اما از طرفی عرصه تبلیغات و معرفی کتاب در جامعه ما بسیار کوچک و محدود است و از طرفی دیگر کتاب خوانی برای مردم یک پروژه دشوار شده است و اینکه افراد بسیار کمی به دنبال جستجوگری لابه لای کاغذهای کتاب ها هستند و این کمی نگران کننده است!

البته دوستان عزیزی که کتاب را مطالعه کرده اند در ایمیلها و پیام هایشان برایم می‌نویسند که چقدر مطالب کتاب برای‌شان مفید بوده است و چقدر زندگی شان را تحت تاثیر قرار داده است.این پیام ها بسیار من را دلگرم می کند. این یعنی دوستانی که کتاب را مطالعه کرده اند آن را دوست داشتند اما بسیاری از افراد هنوز کتاب را نمی شناسند و درواقع رسانه پر مخاطبی برای معرفی کتاب در دسترس نیست.

چقدر مطالب کتاب تان مبتنی بر انسان امروز است؟

خب انسان امروز موجودی سرشار از دغدغه های یک زندگی ماشینی است. از صبح تا شب در جستجوی بقا، پول، چک، بدهی، فامیل، رقابت، هیاهو و شلوغی و ماجراهای دنیای مادی که در نتیجه جوامعی مضطرب و پر از خشم و ترس رو  در سراسر دنیا حاصل شده است. بنابراین یک جایی باید بیاستیم و با خلاء های درونی خود روبه رو شویم، بسیاری از آدم ها کاملا نا آگاهانه خود را از خودشان پنهان می کنند زیرا تاب روبه رو شدن با خود را ندارند و در نهایت زیر دست و پای هیاهو و شلوغی های زندگی گم می شوند. باید تصور کنیم اگر روزی تعلقات مادی، ثروت و یا حتی فرزندان خود را از دست بدهیم چه چیزهای با ارزش دیگری داریم که با آن ها خوشحال باشیم؟! چه معنایی از زندگی پیدا کردیم که حال خوب مان را تضمین کند؟! 

این مهمترین خلائی است که در میان انسان های امروز یافته ام پس بر آن شدم تا تعالیم شکوفایی درون را به زبانی ساده و هماهنگ با روند زندگی ساده و معمولی بیان کنم.

نظر شما