بیپولی حکایت کهنه این روزهای ورزش ایران است. موج بلند مشکلات اقتصادی حاکم بر جامعه خیلی زود به ساحل ورزش رسید و این پدیده را با خود درگیر کرد. مشکلاتی که البته جامعه ورزش انتظار آن را نداشت، اما خیلی زود و سریع خود را با شرایط جدید منطبق کرد؛ آنچه لازمه و مشخصه ورزش محسوب میشود.
در این میان اما هنوز هم هستند افرادی از بدنه ورزش که با توجیه این بهانه نخنماشده میکوشند تا کاستیها و اشتباهات خود را به پای این بهانه قدیمی بیندازند و هر مشکلی را با بیپولی توجیه کنند. آنچه مصداق عینیاش را در فدراسیون بوکس شاهد هستیم. رشتهای که سالیان متمادی بعد از انقلاب مجوز فعالیت نداشت، اما پس از آزادسازی و قانونی شدن، بهسرعت مسیر رشد و ترقی را در پیش گرفت و حتی مجوز حضور در المپیک را نیز بهدست آورد.
این روزها در بوکس همه مشکلات به پای بیپولی نوشته میشود. توجیهی که البته در این فدراسیون نکته تازهای نیست و بهمانند همیشه، هر مشکل کوچک و بزرگی به گردن جیب به اصطلاح خالی فدراسیون میافتد! با وجود این، نوشتن همه مشکلات کوچک و عجیب تازه نمایانشده در رینگ بوکس به پای این توجیه کلیشهای و کهنه بهاندازهای عجیب و سادهانگارانه است که شاید راوی آن نیز باورش نکند!
اینکه ملیپوشان حاضر در اردو بهدلیل بدهی مالی فدراسیون از خوردن ناهار منع میشوند و یا قهرمان المپیکی این رشته با دستکش پاره تمرین میکند، مشکلات عجیب و غریبی است که نباید با بزرگنمایی به پای مشکلات مالی و بحران اقتصادی نوشته شود. بروز چنین مشکلات عجیب و غریب و البته پیشپاافتاده تنها و تنها به مدیریت حاکم بر فدراسیون بازمیگردد که در هزینه کردن منابع مالی خود برنامهریزی دقیق و حسابشدهای ندارد و ملیپوشانش مجبورند با شکم گرسنه تمرین کنند!
بیتردید یک قرارداد ساده با یک شرکت تولیدکننده لوازم ورزشی میتواند اندک ورزشکاران شاغل در بوکس در سطح ملی را حداقل از منظر وسایل و تجهیزات بیمه کند و یا یک مراوده دوستانه و کوچک با مسئولان محل برگزاری اردو، سبب خواهد شد تا بوکسورهای ملیپوش حداقل ازنظر تغذیه مشکی نداشته باشند. نکاتی که به نظر میرسد باید اولین و پیشپاافتادهترین تدابیر مدیریتی یک رئیس فدراسیون باشد.