حضور چهرهها در تئاتر تاثیر گذار است!/ نبض اثر هنری باید با نبض جامعه بزند
به گزارش خبرگزاری برنا تهران، علی شایع کارگردان نمایش 222 در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری برنا تهران با اشاره بر اینکه چگونه این اثر به اجرا رسید، بیان کرد: سال 97 بسیار اتفاقی با نمایشنامه قرمز جان لوگان آشنا شدم و پس از مطالعهی آن، سوال و چالشی اساسی در ذهن من شکل گرفت، سوالی که مرابه دوران کودکیام برد، دورانی که پدرم نقاشی میکرد و به دلایلی نامعلوم آن را کنار گذاشته بود و در رابطه با ماهیت دنیای هنر و زیست هنرمند مخالفتهای بنیادینی با من داشت. به طور مداوم بر این باور بود که هنری و هنرمندیوجود نداردو من دلیل پنهان کردن نقاشیها و ستیزش با هنر را نمیفهمیدم. قرمز، جهان ذهنی پدرم را برای من آشکار کرد، جایی که مارک روتکو چالشی میان هنر و پول دارد و خصایصیک آرتیست را بر میشمارد. این سوال در ذهن من بزرگ و بزرگتر شد. سوالی که باعث شد خودم را موظف بدانم تا آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مگر نه که کار هنر طرح سوال است و نه جواب دادن؟ حالا این مخاطبان 222 هستند که باید بگویند هنر چیست؟ چه ارزشی دارد؟ هنرمند کیست؟ و رابطهاش با پول به چه صورت است.
او ادامه داد: همیشه ایمان داشتم که مخاطبان 222 برگزیده خواهند بود، حضور و تعدادشان اتفاقی نخواهد بود. چه کم و یا چه زیاد؛ همان طور که مارک روتکو از مخاطبان تابلوهایش و استقبالشان انتظار داشت. حقیقتا تا به اینجا هم تعداد مخاطبان فرای انتظار شخصی ما بود. کرونا و مسائل این چنینی ارتباطی با تعداد مخاطبان ما نداشته است و تنها یک بهانه است. بر این باور دارم که دنیای روتکو مقدس است و مخاطبانش را خودش انتخاب میکند؛ بنابراین، مهم بودن تعداد تماشاگر و میزان فروش، با دنیای درونی نمایش و ذهنیت روتکو، کاملا در تضاد است.
شایع در پاسخ به سوالی مبنی بر رضایت خود بعنوان کارگردان ازخروجی این نمایش ونزدیکی به فضای ذهنیشخصی؛ عنوان کرد: شک نداشته باشید که اگر راضی کننده نبود، به هیچ عنوان روی صحنه نمیرفت. در کل فضای ذهنی من باید همان فضای ذهنی روتکو باشد که در غیر این صورت اشتباه محض است. حال برداشتی که من دارم این است که نمیشود در دنیای هنر، با قطعیت به این سوال پاسخ داد. همانطور که روتکو همیشه تردید داشت، که آیا فروختن تابلوها به آن رستوران کار اشتباهی است؟ یا میشود آنجا را یک جای مقدسکرد؟ پس شک و تردید خاصیت همه جانبهی این اثر است. قضاوت اصلی آن هم باشد با مخاطبان اهل فن و کسانی که روتکو و هنر در زندگیشان جایگاهی مقدس دارد.
او افزود: چهار نوع برخورد متفاوت را در مواجهه با این نمایش شاهد بودم؛ دسته اول که شاید زیستی با دنیای این هنرمندان و سبکشان نداشتهاندیا شاید این سبک اجرایی و این دست هنرمندان، باب سلیقهشان نیست،این افراد مسلما نمایش را پس میزنند. دسته دوم که گمان میکنند این دنیا را خوب میشناسند و نقدی بر موارد اجرایی دارند، که البته در این مورد خاص شک ندارم درگیر اشتباه شدهاند. دسته سوم افرادی هستند که با پوست و گوشتشان تراژدی این اثر را درک کردهاند و دیوانه وار عاشقش شدند و همان سوال بزرگ در ذهنشان شکل گرفته است. دسته آخر نیز مخاطبان عامی بودهاند که صرفا دوستش داشته و کار برایشان جذاب بوده است.
این هنرمند تئاتر گفت: گزافه نیست که اگر بگویم، این جهانی که از آنیاد کردیم و دنیای این فیلسوف نقاش به قدری غنی است که یادآوری تک تک دغدغههای روتکو کار سخت و طاقت فرسایی است. هرکس به اندازه معلومات و شناختش از دنیای نقاشی و هنر، فلسفه، روانشناسی، سیاست و مسائل اجتماعی و... از این دریای بی کران ذهنی آن، چیزهایی را برداشت میکند. دیالوگها و فرم اجرایی برای هر مخاطب، برداشتها و تفاسیری را به همراه دارد. این را هم با خود مرور کنیم که در مواجهه با یک اثر هنری، به اندازهی تمام مخاطبان میتواند تفسیر و برداشت وجود داشته باشد. موضوعیک چیز مشخص است اما تفسیرش به اندازهی تمام مخاطبان وسعت پیدا میکند اما خیالتان راحت باشد که کسی بدون درک چیزی، از سالن خارج نمیشود.
او با اشاره بر اینکه مسئولینتئاتر در دوران کرونا و حال حاضر حمایتی نداشته و یا برای پیش برد تئاتر کاری انجام ندادهاند؛ خاطرنشان کرد: شک نکنید که حضور چهرهها در تئاتر تاثیرگذار است؛ اما روتکو دیالوگی دارد که میگوید: اینیعنی بیزینس، نه هنر؛ بازیگران و عوامل 222 همانی هستند که باید باشند.ونگوگ در دوران هنری خود، تنها یک تابلو فروخت. ولی او ونگوگ است. پس برای نمایشی که حرف از آرتیست بودن و نفی هنر فروشی میزند، استقبال و فروش و این دست معیارها ترازویی غلط است. اگر هنری شکل گرفته باشدو اگر تنها یک مخاطب نمایش را ببیند هم مشکلی نیست. اگر استقبال زیادی هم صورت گرفته، شاید بشود گفت که اتفاقی نیست؛ هیچ چیزی در جهان اتفاقی نیست.
شایع بیان کرد: از شروع تحلیلها و کشف و شهود بازیگران اصلی،یک سال و نیم است که میگذرد. موانعی هم بوده که بسیار طبیعی است و هرکسی که در ایران تئاتر کار میکند معمولا با آنها دست و پنجه نرم میکند. در رابطه با هدف از آمادهسازی این نمایش نیز باید گفت؛ احترام به دنیای مقدس هنر، نقاشی و همین طور دنیای مارک روتکو و در آخر احترام ویژه به هنرهای تجسمی که این روزها غریب و نادیده گرفته میشود، از مهمترین اهداف من است. شاید هم با این نمایش به خودم و هم نسل هایم، این امیدواری را بدهم که در دنیای هنر، باید بیشتر جنگید و کم نیاورد. مشکلات اقتصادی و مالی هم نباید باعث شود که هنرمند از خط فکری و اهدافش دور شود. به نظر شخصی من، نبض اثر هنری باید با نبض جامعه بزند ولی در هر دورهای هم جوابگو باشد و تاریخ مصرف نداشته باشد. احساس میکنم دغدغهی اصلی این اثر و مارک روتکو که همان انسان بودن است، بزرگترین نیاز دنیای مدرن و مخصوصا این روزهای ماست.
او در رابطه با فعالیتهای آتی و پس از این نمایش نیز گفت: اجازه بدهید با دیالوگی از کار شروع کنم: ما تو یه فرآیند تغییر ناپذیریم؛ به اسم خلق، بلوغ، خاتمه؛ بنابراین باید اجازه بدهیم که دوران بلوغ 222 سپری شود و لحظهی خاتمهاش برسد. در آن نقطه خلق اثری دیگر را رقم میزنیم.
این هنرمند در رابطه با علت انتخاب این نام برای نمایش خود بیان کرد: چند دلیل بسیار مهم دارد که مخاطب باید خودش آنرا کشف کند. اما یک دلیل اصلی آن این است که شماره پلاک آتلیه روتکو، یا همان فضای مقدسش 222 است. چیزی که در نمایشنامه قرمز هم نیست و در مستندهایی که از او ساخته شده مشخص است. پس زمانی که مخاطب پا به سالن 222 میگذارد، در واقع به دنیای مقدس روتکو وارد شده است.
او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا نسبت به نمایشنامه قرمز، شاهد تغییرات اساسی هستیم؛ عنوان کرد: کار هنر با مستندسازی متفاوت است. ما چیزی را از جهان پیرامونمان دریافت میکنیم، از فیلتر ذهنیمان میگذرانیم و آنرا به نسبت زمانه خود به نمایش میگذاریم؛بنابراین خصوصیات ظاهری روتکو دغدغه این اثر نیست. هر چند که در بازی کاراکتر آن بسیار دقت شده است چراکه اندیشه و درگیریهای درونیاش است که مهم جلوه میکند. در رابطه با دختر بودن کاراکتر کن نیز باید بگویم،یکی از دلایلش از بین بردن مسائل جنسیتی است که حتما یک پسر نمیتواند ادامهی راه روتکو را برود، بلکه یک دختر هم میتواندیک نقاش بزرگ باشد. همانطور که در تاریخ، شاهد دختران و زنانی بودهایم که همچون فریدا کالوی، از برجسته ترین و تاثیر گذارترین هنرمندان هستند. دلایل دیگری هم وجود دارد که به نسبت تغییرات در شیوهی اجرایی، علت آنرا در میابید؛ در اکثریت موارد و دیالوگها به قرمز جان لوگان وفادار بودهایم، پس تعصبات شخصیتان از قرمز را کنار بگذارید و وارد دنیای 222 شوید.
علی شایع در پایان تاکید کرد: هنرمند یعنی خیره سر بودن؛ چنان شیفته شیدایی جستجوی هنریم که نمیفهمیم هنر چند نفر خواهان دارد؛ ولی هنر وجود دارد!چه ببینیمچه نه، چه بخواهیم ببینم چه نه، هنر خواستهها و نیازهای ما برایش ملاک نیست؛ نه حکومتها، نه ایدئولوژی، نه مذهب و نه نژاد پرستی،هیچکس و هیچ چیز؛ و در آخر برای تمام فصول نسلهاخواهد ماند.
نمایش 222 به نویسندگی، طراحی و کارگردانی علی شایع تا 28 خردادماه هرشب ساعت 19:30 در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه میرود.
انتهای پیام