صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

علمی و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

شرح و تفسیر دعای روز نهم ماه مبارک رمضان+صوت

۱۴۰۲/۰۱/۱۱ - ۰۳:۳۰:۴۱
کد خبر: ۱۴۵۳۶۱۱
در دعای روز نهم ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا، من را از رحمت واسعه خودت نصیب گردان، من را به سمت موجبات خوشنودی و رضایت خودت ببر. از من راضی باش، هر چند که بد کردم و عمرم را به بطالت مصرف کردم. باید تمام عیب‌ها را از خود دور کنم، و با غیبت نکردن، حلال کردن مال و... این دعا درباره‌ام مستجاب شود. تا مردم از ما راضی نشوند، خدا از ما راضی نمی‌شود. »

به گزارش خبرگزاری برنا؛ شرح دعای روز نهم  ماه مبارک رمضان به شرح ذیل است :

بسم الله الرحمن الرحیم

«اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ نَصیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ وَاهْدِنی فیهِ لِبَراهینِکَ السّاطِعَةِ وَخُذْ بِناصِیتی اِلی مَرْضاتِکَ الْجامِعَةِ بِمَحَبَّتِکَ یا اَمَلَ الْمُشْتاقینَ»

«خدایا قرار ده برایم در این روز بهره‌ای از رحمت وسیعت و راهنمایی‌ام کن در این ماه به‌سوی دلیل‌های درخشانت و مرا به ‌سوی موجبات خوشنودی همه جانبه‌ات سوق ده به حق محبتت ‌ای آرزوی مشتاقان. »

در این دعا، خواسته اول این است که: «خدایا! ازرحمت واسعه خودت مرا نصیب وافرى عطا بفرما. البته‌رحمت خدا واسعه است و این واسعه بودن، قیدتوضیحى است نه قید تقییدى. یعنى خدا رحمتش‌گسترده و فراگیر است.

رحمت خاصه و عامه پروردگار

رحمت خدا نسبت به همه موجودات و مخلوقات‌عالم فراگیر است. اصلاً نفس وجود آن‌ها هم رحمت‌خداست. بر مبناى این اصل است که حضرت‌امیرالمومنین على علیه‌السلام دردعاى کمیل مى‌فرماید:

«اللهم انى اسئلک برحمتک التى وسعت کل شىء.»

(درخواست و سئوال مى‌کنم از تو به آن رحمت توکه همه جهان را – همه عالم هستى را – فرا گرفته است).

به درستى که رحمت خدا همه عالم هستى را فراگرفته است و همه موجودات الهى مشمول رحمت الهى‌هستند. انسان اگر مؤمن باشد، هم در دنیا و هم آخرت،رحمت خدا شامل حالش مى‌شود، ولى اگر کافر و مشرک‌باشد، در دنیا رحمت خدا شامل حالش هست ولى درآخرت خیر. رحمان و رحیم دو اسم حضرت پروردگارهستند؛ خدا یک رحمت عامه دارد و یک رحمت خاصه.رحمت عامه حقتعالى فراگیر و شامل رحمت خاصه نیزهست. رحمت عامه رحمتى است که خداوند به همه‌موجودات دارد، دائماً دارد به همه موجودات افاضه‌فیض مى‌کند. وجودشان رحمت خداست، هرچه از وجودبه آنها افاضه مى‌کند رحمت خداست؛ در این رحمت‌همه شریکند، مؤمن و کافر و مشرک همه شریکند، ولى‌از آنجایى که انسان را خدا به مصلحت خودش فاعل‌مختار قرار داده است اگر تکلیف الهى را انجام بدهد به‌سعادت آخرت مى‌رسد و اگر انجام ندهد سعادت‌آخرت نصیبش نمى‌شود. لذا رحمت در آخرت از کافر،منقطع است. چرا؟ براى اینکه خودش، خود را از گستره‌استحقاق رحمت بیرون بوده است. خداوند خود فرموده‌است که ثواب آخرت فقط براى کسى است که ایمان به‌خدا داشته باشد؛ او که به اختیار خودش ایمان نیاورده‌است، پس سعادت آخرت نصیبش نمى‌شود بلکه‌شقاوت شامل حالش خواهد شد. از این جهت است که‌در این دعا مى‌خوانیم: خدایا! از آن رحمت واسعه‌اى که‌دارى، براى ما نصیبى وافر قرار بده؛ یعنى هم در دنیا وهم در آخرت مشمول رحمت فراوان خودت قرار بده.در ادامه چنین مى‌فرماید: «واهدنى فیه لبراهینک‌الساطعه»

درخواست هدایت

«براهین جمع برهان است. برهان به معناى دلیل وآیت و نشان است، انسان باید با دلیل و حجت و آیات‌بیناتى که در زمین و آسمان است، و کتاب و سنت و ادله‌و براهینى که بر وجود خدا و بر همه صفات کمالیه خداهست، معرفت به خدا پیدا بکند. مقصود این دعا چنین‌است: خدایا! هدایت کن مرا تا بواسطه مشاهده براهین وادله تو بیشتر به تو معرفت پیدا بکنم. و سپس چنین‌مى‌افزاید و درخواست مى‌کند: «و خذ بناصیتى الى‌مرضاتک الجامعه».

منظور از ناصیه چیست؟

«ناصیه» به معناى موى پیشانى است. پیشترهامعمول این بوده کسى را که مى‌خواستند خوب مطیع وتسلیمش کنند که دنبال آدم بیاید، موى پیشانیش را مى‌گرفتند. همان طورى که موى پیشانى اسب را که‌مى‌گرفتند و مى‌کشیدند، این اسب تسلیم مى‌شد. انسانى‌را که مى‌خواهى به جایى ببرى، موى پیشانیش را که‌بگیرى و بکشى، این دیگر تحت اختیار و تسلیم تو است.«موى پیشانى به دست کسى بودن» کنایه است از اینکه‌بر او تسلط کامل دارد و اختیارداراوست. در دعاى کمیل‌مى‌خوانیم:

«یامن بیده ناصیتى یا علیماً بضرى و مسکنتى»

«اى کسى که ناصیه من در دست توست، من دیگرهیچ اختیارى ندارم، هیچ کارى نمى‌توانم بکنم، تسلیم توهستم».

در قرآن کریم آمده است: «ما من دابه الا خواخذبناصیتها»۱

هیچ دابه و جنبنده‌اى نیست مگر اینکه ناصیه او دردست خداست. یعنى همه اختیارات به دست خداست وهمه تسلیم خدایند؛ قدرت خدا بر آنها مسلط است.

رضاى حق‌تعالى؛ جامع جمیع خیرات

در دعاى روز دوم مى‌گفتیم: خدایا راهى به سوى‌رضاى خودت براى من باز کن. اینجا مى‌گوید:«وخذبناصیتى» این موى پیشانى مرا بگیر و مرا بسوى‌مرضات و رضاى خودت بکشان.

دعا مى‌کنم و مى‌خواهم که بهره وافر از رحمت تونصیب من بشود و نیز مى‌خواهم چیزهایى از ادله وبراهین تو ببینم که معرفت و شناخت من درباره توبیشتر بشود. خدایا! مى‌خواهم که دست مرا بگیرى و به‌سوى رضاى خودت بکشانى، تا مقام رضا و تسلیم نسبت‌به تو داشته باشم. «مرضاتک الجامعه» یعنى رضاى تومقامى است که اگر به آن مقام رسیدم، جامع جمیع‌خیرات است. یعنى همه چیز در رضاى تو است؛ همه‌خیرات و سعادت‌ها در رضاى نو نهفته است. «بمحبتک‌یا امل المشتاقین»، یعنى: به حق آن محبت و دوستى‌خودت که نسبت به بندگانت دارى، تو را قسم مى‌دهم وبه آن چنگ مى‌زنم اى آرزوى مشتاقان، اى کسى که‌همه مشتاقانت آرزوى لقاى تو را دارند. این خواسته وطلب را براى من که مشتاق نیل به آن هستم عنایت‌بفرما.

پى‌نویس:

۱- سوره مبارکه هود آیه


انتهای پیام/

نظر شما