سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

یادداشت کارگردان نمایش «پروانه مفرغی»

جدال تاریخی و بی‌پایان کهنه و نو

۱۳۹۲/۰۸/۰۴ - ۱۴:۴۲:۵۰
کد خبر: ۱۴۵۷۰۴
کارگردان نمایش «پروانه های مفرغی» به بهانه اجرای این اثر نمایشی در تالار سایه از انگیزه های خود برای اجرای این اثر نمایشی گفت.

به گزارش خبرگزاری برنا به نقل از  روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، کارگردان نمایش «پروانه های مفرغی» به بهانه اجرای این اثر نمایشی در تالار سایه از انگیزه های خود برای اجرای این اثر نمایشی گفت. 

 در یادداشت هوشمند هنرکار آمده است: نمایش «پروانه مفرغی» نوشته ویلیام گولدینگ با ترجمه زنده یاد هوشنگ پیرنظر، برای نخستین بار در ایران توسط گروه تآتر زمان به صحنه می‌رود.
کمتر نمایشی بتوان یافت که چنین درام و اندیشه در آن در هم تنیده و آمیخته باشند. در کمتر اثری صدایی تاریخی برای همه زمان‌ها و مکان‌ها این چنین به گوش می‌رسد. جنگ تاریخی و پایان ناپذیر کهنه و نو بنیان اساسی نمایش «پروانه مفرغی» است. روزگار تازه از راه می‌رسد و جبرا دوران سپری شده و محکوم به فنای پیشین با تمام نوستالژی آن کنار می‌رود. و در این میان عمیق‌ترین گفتارهای فلسفی و فکری به شیوه‌ای طناز و دراماتیک در نمایش «پروانه مفرغی» طرح و ارائه می‌شود.
هرچند نمایش و شخصیت‌های اصلی داستان به نظر همان قالب تکرار شدنی نمایشی در اغلب فرهنگ‌ها را به یاد می‌آورد؛ امپراطور و فرزندان متضادش، دانشمند دیوانه و خواهر زیبارویش و یک داستان عشقی؛ اما تک تک شخصیت‌ها در اینجا نمادی از گروه‌های تاریخی اجتماعی را بازتاب می‌دهند. در این میان جدال اعتقادات و باورها و جدال کهنه و نو نمایش را به پیش می‌راند و به پایان محتوم خود می‌رساند.
می‌شد فرصت و امکان بهتر و گسترده‌تری برای نخستین اجرای نمایش «پروانه مفرغی» یافت، اما در دوره فقر تآتر و بی‌حوصلگی فرهنگی جماعت، شاید معطل نگاه داشتن چنین نمایشی جز همراهی با رخوت ناخواسته اجتماعی ثمری نداشت. در زمانه و موقعیتی که اندیشه‌ورزی چندان بهایی نمی‌یابد و حاصل درخوری از آن به بار نمی‌نشیند، «پروانه مفرغی» شاید فرصت مغتنمی باشد، چه برای آنان که در پی چالش اندیشه‌ها و باورها هستند و چه برای آنان که دیرزمانی است به تکاپوی تفکر ناباور شده‌اند.
در روزگار ماهواره و اینترنت و فیس‌بوک نمایشی که ویلیام گولدینگ برنده نوبل ادبی در سال ۱۹۵۷ میلادی نوشته همچنان تازه و خواستنی

نظر شما