سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

علی دهباشی در شب بزرگداشت هوشنگ ابتهاج

«سایه» یکی از قله‎های غزل‌سرایی معاصر است

۱۳۹۲/۰۸/۰۶ - ۱۳:۰۳:۱۱
کد خبر: ۱۴۶۰۰۲
صدوسی‌وهفتمین شب «بخارا» به بزرگداشت هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) اختصاص داشت.

به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،در ابتدای این مراسم که شامگاه پنجم آبان ماه برگزار شد،علی دهباشی سردبیر نشریه «بخارا»گفت:این نشریه تا کنون در عرصه شعر، شب‎هایی را برای مولانا ،حافظ، سعدی، خیام و از شاعران معاصر برای فریدون مشیری ،محمد حقوقی،منوچهر آتشی و حمید مصدق برگزار کرده است.اگربخواهم چند کلمه ای درباره هوشنگ ابتهاج سخن بگویم باید به این نکته اشاره کنم که امیرهوشنگ ابتهاج که بعدها نام شاعری «سایه» را برای خود برگزید،خیلی زود به یکی از قله‎های غزل سرائی در شعر معاصر تبدیل شد.چنان که شهریار دربارۀ او گفته است:سایه تمام غزل بعد از من است.

وی اضافه کرد: او سرودن غزل را در کنار سرودن شعر در قوالب دیگر سنتی تجربه کرد همچنین نمونه‎های موفقی نیز از شعر نو سرود . گواه این مدعا چاپ مکرر مجموعه اشعار وی در طی این سالیان است.در میان سالهای 1351 تا 1357 نیز که به عنوان سرپرست موسیقی ایرانی در رادیو فعالیت داشت خدمات بسیاری به موسیقی کرد و چهره های شاخصی را نیز در این حوزه شناساند.کسانی که بعدها خود پرچمداران این شاخه از موسیقی شدند ضمنا با تشکیل گروه موسیقی " شیدا" و " عارف " در رادیو و سپس تأسیس "کانون چاووش " همراه با بزرگان موسیقی ایران نقش موثری در ارتقاء ذوق موسیقی مردم ایران ایفا کرد.

سردبیر نشریه «بخارا»در ادامه این نشست درباره دیگر خدمات ابتهاج گفت:تصحیح دیوان حافظ نیز برگ درخشان دیگری در زندگی حرفه‎ای این شاعر بزرگ روزگار ما به شمار می رود. او با درک اصول جاری در بلاغت و جمال‎شناسی حافظ و شناخت سبک وی تصحیح دقیقی از دیوان این شاعر ارائه کرده و در اختیار علاقمندان شعر او گذاشته است.



بعد از دهباشی،محمد افشین وفایی-پژوهشگر ادبی گفت:پیش از اینكه سایه را از نزدیك بشناسم،یعنی حدود هفت سال پیش،تنها شعرش را می‌شناختم. اما در این سال‌ها كه توفیق داشته‌ام به لطف استاد شفیعی كدكنی محضرش را از نزدیك درك كنم دریافتم كه شاعری یکی از حسن های اوست.سایه همچون شعرش پاك و منزه است و دغدغه‌اش، انسان و انسانیت است.به گمان من، اگر به جریانی گرایش داشته جز به برقراری عدالت میان انسان‌ها نمی‌اندیشیده است.او همواره تحولات اجتماعی را دنبال می‌كرده و دغدغة تغییر جهان داشته است.

وفایی درادامه خاطرنشان کرد:نوع زندگی‌اش گواه این مدعاست.كسانی كه از نزدیك او را می شناسند، می‌دانند كه برای میوه ‌فروش محل یا یك خدمتكار همان احترامی را قائل است كه برای فلان دوستش كه از شخصیت‌های شناخته‌شدة فرهنگی است.در نظر او، دانش، هنر، ثروت، مقام و هر چیز دیگری اگر با انسانیت توام نباشد اهمیت ندارد. من همیشه از سادگی او دربرخورد با دیگران به شگفت می آمدم.او انسانی سرد و گرم چشیده روزگار است و خوش بینی و سادگی او آگاهانه است و از باور او به انسان نشات می گیرد.ابتهاج،با همه ناملایمات زندگی و همه آنچه از همنوع خویش دیده، دوست ندارد باور و اعتقادش را به انسان از دست بدهد.بلکه همچنان امیدوار است.

این محقق ادبی درباره مولفه های شعری سایه نیز گفت:سایه،استاد مسلم زبان فارسی است.مهارت وی در به كارگیری الفاظ و تناسبی كه بین فرم و محتوا ایجاد كرده به شعرش توانی داده و او را متمایز ساخته است.مطمئنم هر کتابخوانی، خواه ناخواه، دانسته یا ندانسته،مقداری از شعر او را در خاطر دارد.سخن آخر دربارة حافظ به سعی سایه است كه به گمان من از بهترین تصحیح‌های دیوان حافظ محسوب می‌شود.شاید هیچ كس به اندازه سایه با مبانی جمال‌شناسی دیوان حافظ و سبك او آشنا نباشد و این حاصل انس و الفت سالیان دراز او  با شعر این شاعر است.در واقع، همین آشنایی ژرف او با زبان حافظ سبب شده تا از عهدة تصحیح دیوان به خوبی برآید.



درادامه این نشست،سیمین بهبهانی پشت تریبون قرار گرفت و به ذکر خاطراتی که از سایه طی سال های گذشته داشته پرداخت.وی هم چنین غزلی را تقدیم به سایه کرد و این شعر را برای جمع قرائت کرد:
دیگر نه جوانم که جوانی کنم، ای دوست،
یا قصه از آن « افتد و دانی» کنم ، ای دوست.
هنگام سبک خیزی یِ آهوی جوان است،
پیرانه سر آن به که گرانی کنم، ای دوست.
غم بُرد چنان تاب و توانم که عجب نیست
نتوانم اگر آنچه توانی کنم، ای دوست.
در مرگ عزیزان جوان فرصت آن کو
تا کار به جز مرثیه خوانی کنم، ای دوست؟
دل مُرد و در او شعله‎ی رقصان غزل مرد،
حیف است تغزل که زبانی کنم، ای دوست.
در باغ نه آن گلبن سرسبز بهارم
تا بار دگر عطرفشانی کنم، ای دوست.
با برف زمستانیِ سنگین چه توان کرد
گر حوصله‎ی باد خزانی کنم، ای دوست؟
درسینه هوس بود و کنون غیرنفس نیست،
جز این به نمردن چه نشانی کنم ، ای دوست؟
آن است که خود را چو غباری بزدایم
می‎باید اگر خانه تکانی کنم، ای دوست.
دراین مراسم هم چنین،پیام محمود دولت آبادی خطاب به سایه توسط علی دهباشی قرائت شد.دربخشی ازاین پیام خطاب به ابتهاج آمده بود:بخت یار نبود تا درمحضر جناب شما باشم،ببینم‎تان وسلام كنم ؛همچنین دوستانِ گرامىِ حاضر در آن جمع خاصّ را و این عمیقاً به تأسّف دچارم مى‎كند.پس ضمنِ درود قدرشناسانه به شما پیشانی‎تان را از همین دوسلدورف مى‎بوسم و ارادت هنرجویى خود از شما را بیان مى‎دارم و مى‎گویم كه من،محمود، نه فقط با غزل‌‎ها و مهربانى‎هایتان همیشه با شما بوده‎ام،بلكه هركجا بوده و باشم،حافظِ به سعى سایه،بر دیدۀ چشمهاى من بوده است و هست .

سپس شهرام ناظری پس از اشاره به نحوۀ آشنایی‎اش با سایه و خاطراتی که با او داشته با آواز خود و با خواندن ابیاتی از سایه به این شب شوری دیگر افزود.پس از آن علی دهباشی بخشی از متن دکتر شفیعی کدکنی را درباره‎ شعر سایه قرائت کرد.

از دیگر برنامه‎های نکوداشت ه.ا.سایه،نمایش سه فیلم مستند به کارگردانی مجید عاشقی بود.علاوه براین در پایان، پرتره سایه که به وسیله فخرالدین فخرالدینی گرفته شده بود به وی اهدا شد.
 
شب بزرگداشت هوشنگ ابتهاج با همکاری موسسه فرهنگی هنری ملت،دایره المعارف اسلامی،بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار در کانون زبان فارسی برگزار شد.دراین مراسم،چهره هایی چون داریوش شایگان، نجف دریابندری، ایرج پارسی نژاد، آیدین آغداشلو، فخرالدین فخرالدینی، منوچهر پارسادوست، محبوبه مهاجر، ناصرالدین پروین، داود موسایی،علی اصغر علمی و...حضور  داشتند. 



نظر شما