به گزارش خبرنگار تجسمی برنا، احمد نادعلیان از جمله هنرمندانی است که درحیطه هنرهای محیطی به ارائه آثار و خدمات متعددی پرداخته است.او بیشتر به خاطر كنده نگاری هایش روی سنگ های رودخانه شناخته شده است.فعالیت های هنری او همچنین شامل حجاری، چیدمان، كارهای چند رسانه ای و اینترنتی ( آرت نت)، چیدمان ویدئویی و... نیز هست.نادعلیان از هنرمندانی است كه بیشتر در طبیعت زندگی
می كند و در عرصه بین المللی به اجرای هنر محیطی می پردازد.او طی سال های اخیر هنرمند سراهایی در 3 منطقه پلور، جزیره هرمز و تهران دایر كرده است.طی روزهای اخیر مجوز موزه نادعلیان در جزیره هرمز به مدیریت احمد نادعلیان از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است.با او به بهانه دریافت مجوز این موزه به گفت وگو نشسته ایم.
با توجه به این که به تازگی موفق به دریافت مجوز موزه در جزیره هرمز
شده اید،اگر ممکن است درباره رویکردهایی که برای فعالیت های این موزه در نظر دارید توضیح دهید؟
من هفت سال است که به صورت مداوم در فصول مختلف علاوه بر پلور و تهران در جزیره هرمز در زمینه هنر محیطی فعالیت می کنم و حتی می توانم بگویم در سال های اخیر فعالیت من در این وادی بیشتر و جدی تر نیز شده است.در سال هایی نخستین که برای انجام کارهای محیطی به هرمز می رفتم متوجه شدم که هنرمندان، مکان مناسبی برای انجام این فعالیت ها در جزیره ندارند.یا خود ما به همراه گروهی که هرازگاه به آنجا می رفتیم، ناچار بودیم به دلیل نبود مکان مناسب برای استراحت به قلعه پرتغالی ها برویم و یا در منازل مردم و گاه ساختمان تربیت بدنی هرمز اسکان کنیم.در نهایت، به دلیل این مشکلات بود که تصمیم گرفتم در جزیره هرمز،خانه ای بخرم.بعد از خرید این خانه،فعالیت های خود را به شکل گسترده تری ادامه دادم و حتی گروهی از هنرمندان که تمایل به بازدید از جزیره هرمز برای انجام کارهای محیطی را داشتند را دراین خانه اسکان می دادم.اما باز هم با مشکلات زیادی از سوی سکنه و سیاست گذاران فرهنگی این جزیره مواجه بودم.
به خاطرم هست طی سال های اخیر در گفت وگویی که با شما داشتم به این نکته اشاره کردید این خانه که اخیرا به موزه مبدل شده در منطقه ای متروکه در هرمز واقع است؟
همین طوراست.در واقع،این خانه در یکی از سنتی ترین بافت های جزیره هرمز واقع شده و زمانی محل رفت و آمد معتادان نیز بوده است.اما هنگامی که این خانه را خریدم تصمیم گرفتم با اعمال تعمیر و تغییرات در ظاهر و شکل و شمایل این خانه آن را مبدل به فضایی مناسب برای اسکان هنرمندان کنم.با وجود این که بر روی دیوارهای این خانه یادداشت هایی از افراد متعدد وجود داشت و به لحاظ بهداشتی از امکانات کافی برخوردار نبود تمام سعی خود را به کار بستم تا از چنین خانه ای یک پاتوق فرهنگی بسازم و موفق هم شدم.
ایده شکل گیری موزه چگونه صورت گرفت؟
بعد از گذشت چند سال از فعالیت هنری در این خانه،تصمیم گرفتم براساس طرحی که دفتر هنرهای تجسمی مبنی بر اعطای مجوز موسسات تک منظوره برای تاسیس موزه یا گالری داده بود استفاده کنم و این خانه را به موزه تبدیل کنم.البته طی سال های اخیر نیز درخواست دریافت مجوز این موزه را داده بودم که با تغییراتی که در بخش مدیریت سازمان میراث فرهنگی ایجاد می شد این درخواست به تعویق می افتاد ولی اخیرا این مجوز از سوی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی به من داده شده است.
فکر می کنید مبدل کردن این خانه یا به قول شما پاتوق فرهنگی به موزه
می تواند چه دستاوردهایی در پی داشته باشد؟
بی تردید،می توان در این مکان شاهد فعالیت های گسترده تری در زمینه هنر محیطی بود.منتهی،تنها نگرانی من بعد از دریافت مجوز موزه این بود که گفته بودند فقط
می توان در این مکان آثار من یا به طور کلی کارهایی که با محوریت هنر محیطی است را به معرض نمایش بگذاریم.در این زمینه،تنها نگرانی ام وضع اقتصادی زنان بومی بود که طی سال های اخیر، آنها را با مشارکت در امور هنری در تامین معاش زندگی یاری کرده بودم.ولی قصد دارم در سال های آتی نیز مجموعه آثار خود و زنان بومی را دراین موزه به معرض نمایش بگذارم.از طرفی،طی ماه های اخیر چند دانش آموز که به لحاظ تامین مخارج تحصیلی خود دچار مشکل هستند را تحت تکفل گرفته ام و از عواید فروش آثاری که در این موزه به نمایش در می آید، درآمدی را به مرتفع کردن هزینه های تحصیلی آنها اختصاص می دهم.
احساس شخصی خودتان نسبت به دریافت مجوز این موزه چگونه بوده است؟شما در میانه گفت وگو به این مسئله اشاره کردید خانه ای که شما در جزیره هرمز آن را خریداری کردید،صرف نظر از مشکلات عدیده،پاتوق معتادان و افراد بزهکار نیز بوده است.حالا این خانه چند سالی است که به مکانی فرهنگی و مثمر ثمر و اخیرا موزه در جزیره هرمز تبدیل شده و این مسئله که بالاخره تلاش هایتان به ثمر نشسته طبعا باید برایتان رضایت بخش باشد.
قطعا همین طوراست و از دریافت مجوز موزه ای برای این مکان خوشحالم.اتفاقا، اخیرا نوشتن مطلبی را با محوریت سیر تکامل این خانه به موزه شروع کرده ام و حتی در این زمینه به ساخت و تهیه یک مدیا تک نیز پرداخته ام تا بتوانم از طریق این فیلم، طی شدن روند فعالیتی خانه را شرح دهم.نکته ای که درباره این خانه حائز اهمیت است این است که زمانی که دولت،زمین های جزیره را واگذار کرد،این خانه در ردیف اولین خانه هایی بود که در هرمز موفق به دریافت سند شد.
سوال دیگری که در ارتباط با فعالیت های شما به ذهنم می رسد این است که چرا نخواستید که در پایتخت به تاسیس این موزه بپردازید؟چون به هرحال پایتخت به لحاظ بازدید کننده می تواند طیف وسیع تری را در بر بگیرد؟
طی سال های گذشته تا امروز،موزه گالری هایی که تاسیس کرده ام درنیم کره جنوبی تهران بوده است.حتی گالری در یکی از تپه های پلور تاسیس کرده ام که اگرچه به آن شکلی که باید در تیررس نیست ولی حس خوبی را به لحاظ شخصی به من منتقل می کند.برخی فکر می کنند که توانایی، الزاما در این است که آدم از محیط های کوچک دور شود و در فضای شهری بزرگ تری به ارائه اثر و فعالیت هنری بپردازد.در حالی که از نظر من این طور نیست و با تاسیس این گالری ها و موزه در سه منطقه پلور،تهران و جزیره هرمز به اثبات این نکته پرداخته ام.ضمن این که دستاوردهایی از رهگذر تاسیس این مکان ها حاصل کرده ام مطلوب و قابل قبول بوده است.تا جایی که حتی در سفر اخیری که به کره داشتم،نه تنها درباره پییشینه خانه جزیره هرمز به سخنرانی پرداختم و حتی تصویر این خانه نیز در کاتولوگ جشنواره های مختلف منتشر شده است.
اما با این تفاسیر، می بینیم میزان مخاطب در تهران بیش از سایر شهر هاست.
من در این زمینه با شما هم عقیده نیستم.چرا که طی سال هایی که در جزیره هرمز فعالیت کردم به این نتیجه رسیده ام ما مخاطبان خود را داشته ایم.از این ها گذشته،بر این باورم که یک نانوا نباید برای جامعه نانواها نان بپزد،زیرا کاری بیهوده است.
می خواهید بگویید مناطق دور افتاده و به نوعی ناشناخته را برای احداث گالری یا موزه انتخاب می کنید تا هنر را در بین توده اقشار مختلف مردم ببرید؟
همین طوراست.شما به تهران اشاره کردید و من هم می خواهم در پاسخ به سوالات پیشین شما این نکته را بگویم که در اغلب موارد،بازدید کنندگان نمایشگاه ها و رویدادهای هنری،اقشار دانشگاهی و تحصیل کرده جامعه هستند و این می شود مصداق همان مثالی که من زدم،نان پختن برای نانواها.درحالی که ضرورت دارد هنر را به نیازمند ترین مناطق ببریم،خاصه مناطقی که علاوه بر فقر اقتصادی فقر فرهنگی هم دارند.این کار،خلاف جهت آب شنا کردن است.درعین حال، این فایده را در پی دارد که به جوامع بومی پل بزنیم.یا دست کم خود من طی سال های گذشته با احداث چنین
مکان هایی در این مناطق، هدف اصلی ام چنین کاری بوده است.پل زدن به جوامع بومی و برقراری ارتباط با آنها.یعنی سعی کرده ام در این مناطق،هنر را با عامه مردم آشتی دهم.
ظاهرا در تدارک و آماده سازی بخشی از آثارتان درقالب برپایی نمایشگاه هستید؟
بله.به زودی بخشی از کارهایم را آماده می کنم،هم چنین، قصد دارم تعدادی از آثار تازه خود را در جزیره هرمز و دراین موزه به نمایش بگذارم تا به فروش بروند و بتوانم از عواید فروش این آثار هزینه های سالانه خود را برای تامین امور خیریه ای که دارم تامین کنم.
روند دریافت مجوز موزه «نادعلیان»چقدر طول کشید؟
وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران تعلل چندانی در اعطای این مجوز نکرد. ولی اداره ارشاد جزیره هرمز حمایت هایی که لازم بود را در این زمینه انجام نداد و حتی به این نکته توجه نکردند که این جا پیش از آن که به موزه تبدیل شود،یک گالری بوده و برپایه فعالیت های هنری مبتنی بوده است.به هرحال،تصور می کنم به تعویق افتادن دریافت مجوز در جزیره هرمز ریشه در حسادت برخی داشت که فکر نمی کردند با پنج میلیون تومان بتوان به برپایی یک رویداد هنری پرداخت و می خواستند به بهانه برگزاری یک رویداد هنری،درخواست بودجه های میلیونی کنند.
چه سنگ اندازی هایی به طور مشخص در این زمینه انجام می شد؟حرف آنها چه بود؟
آنها به این مسئله قائل بودند که ما حتی باید نسبت به کارهایی که در گالری من در جزیره هرمز صورت می گرفت، کارشناسی علمی و نظارت داشته باشند.ادعای کارشناسی آنها در حالی مطرح می شد که کارشناس آنها در بندرعباس فقط دیپلم داشت و درمقایسه با من از سن و تجربه کمی برخوردار بود.ولی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران در زمینه صدور مجوز،همکاری های خوبی صورت گرفت و حمایت های لازم در این زمینه برای به انجام رساندن این طرح انجام شد.
گفت وگو:آزاده صالحی