برای شماره 9 لیگ سیزدهم پر از تناقضات عجیب و غریب است. مهاجمی که فصل را با گل آغاز کرد اما در کنفرانس مطبوعاتی بی رحمانه از سوی سرمربی لجبازش زیر تازیانه انتقادات قرار گرفت؛ گویی انتقام پادرمیانی های آقای مدیرعامل در تابستان پرحاشیه براتی مادنش را می دهد. آرش درست به همین دلیل از چشم سرمربی افتاده بود و این افتادن با هیچ چیزی جبران نشد که نشد. چرا که آقای سرمربی نشان داده که آنقدر لجباز است که با یک از چشم افتاده هیچوقت کنار نمی آید. برهانی درست به همین دلیل به نیمکت ذخیره ها تبعید شد؛ در حالیکه دردانه های امیر در زمین از باز کردن دروازه خالی عاجز بودند و شماره 9 روی نیمکت حرص می خورد. در همین وانفسا خبر جدایی زودهنگامش از استقلال به میان آمد. به نظر می رسید که آقای سرمربی تاب و تحمل اخم های درهم و چهره عبوس شماره 9 روی نیمکت و تمرینات را ندارد و می خواهد پروژه ای را که در ابتدای فصل در اجرای آن ناکام ماند را در نیم فصل پیاده کند تا برهانی بعد از 7 سال پیراهن آبی را از تن خارج کند. اما پاسخ منفی آرش به این شایعه جدی، کماکان این ماجرا معلق نگاه داشته. با این وجود دور افتاده استقلال، درست در بزنگاه کلیدی دست سرمربی لجبازش را می گیرد. آنجا که استقلال با لشکری از غایبین برای اولین بار به کرج رفت تا با گربه نارنجی مصاف بدهد و قلعه نویی با لشکر پرتعداد غایبانش دیگر چاره ای جز بازی داده به مهاجم مغضوبش را نداشت و در همین زمین سفت این آرش بود که سه امتیاز حساس به کیشه استقلال ریخت تا سرمربی مغرور در پایان بازی بادی به غبغب بیاندازد و از قهرمانی صحبت کند. آرش با این گل نشان داد هنوز همان آقای گل سابق است و تشنه یک فرصتی که نصیب او شود. فر صتی که پای متوسط هایی چون اکبرپور و نظری تلف شده و هیچ تحفه دندان گیری عاید استقلال نشده. آرش با این انگیزه قطعا در استقلال می ماند تا فرصتی نصیبش شود. فرصتی برای خودنمایی و نشان دادن توانایی هایی كه استقلالی ها نخواسته اند به كارشان بیاید. این گل مقدمه ای بر ادامه حضور آرش برهانی در استقلال است. آن هم در بحرانی ترین فصل دوران فوتبالش.