سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

مصطفی رحماندوست در گفت‌وگو با برنا:

وضع نشریات کودک بهتر از کتاب‌های کودک است/ ازنظر مطالعه، در ردیف کشورهای عقب‌افتاده‌ایم

۱۳۹۲/۰۸/۱۷ - ۰۳:۴۵:۰۱
کد خبر: ۱۴۷۱۸۴
مصطفی رحماندوست گفت: وضع نشریات کودک و نوجوان در مقایسه با کتاب‌های کودک بهتر است.

به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،مصطفی رحماندوست یکی از نامدارترین شاعران و نویسندگان عرصه ادبیات کودک ونوجوان است.او صرف نظر از نگارش آثار متعدد دراین حوزه سال ها مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،مدیر مسئول
و سردبیر نشریات «رشد»،مدیرگروه بخش کودکان ونوجوانان انتشارات امیر کبیر،داور جشنواره کتاب و مطبوعات کودکان،عضو شورای موسیقی کودکان و عضو شورای کتاب کودک نیز بوده است.رحماندوست تا امروز بیش از صد شعر و داستان برای کودکان
و نوجوانان نوشته است.«فرهنگ‌ آسان»،«فرهنگ‌ ضرب‌المثل‌ها»،«ترانه‌های نوازش»، «قصه پنج انگشت»،«بازی با انگشت‌ها»و...برخی آثار این نویسنده و شاعر هستند.آنچه در پی می آید حاصل گفت وگوی ما با او درباره وضعیت ادبیات و نشریات کودک و نوجوان است.
بخش نخست:می خواستم سوال اول را درباره نشریات ادبی بپرسم و این که درسال های گذشته نشریاتی مثل «کیهان بچه ها»،«رشد»،«مدرسه» و ... پررنگ بودند و نزد بچه ها با اقبال خوبی مواجه می شدند،ولی به مررو که جلو اومدیم این نشریات به لحاظ اقبال عمومی تا حدود زیادی رنگ باختند.آیا دلیل کمرنگ شدن نشریات ادبی کودک و نوجوان به این دلیل است دیگر مطالب موجود در این نشریات آن طور که باید چنگی به دل نمی زند یا اینترنت و دنیای مجازی لذت بیشتری در مقایسه با خواندن این نشریات دارد؟
من با شما در این زمینه هم عقیده نیستم.در سال های گذشته،فقط دو نشریه «کیهان بچه ها»و «رشد» وجود داشتند.به خاطرم هست، آن زمان من سردبیر نشریات «رشد» بودم و با «کیهان بچه ها» نیز همکاری داشتم.امروز چیزی در حدود سی و پنج یا شش نشریه برای بچه ها منتشر می شود.آن زمان تعداد نویسندگانی که برای بچه ها
می نوشتند حداقل ده نفر بودند و امروز این تعداد به سیصد نفر رسیده است.با این حال،معتقدم وضع نشریات کودک بهتر از کتاب های کودک است.

از چه جهت؟
از این جهت که نویسنده ها تازه ترین کارهایشان را برای انتشار به نشریات
می دهند.در عالم مطبوعات بزرگسال،معمولا نویسندگان برجسته کمتر با روزنامه ها کارمی کنند و حداکثر گاه برای این روزنامه ها یادداشت می نویسند.ولی در عالم مطبوعات کودک و نوجوان،نویسندگان حرفه ای با این نشریات کار می کنند.تقسیم بندی رده های سنی پررنگ تر شده است.از این ها گذشته،نشریه به نسبت کتاب
ارزان تر است و خانواده ها می توانند به تهیه این نشریات بپردازند.چند سال پیش حساب کردم و دیدم تیراژ مطبوعات ما به اندازه ای است که به هر بچه در ماه یک نشریه می رسد.درحالی که همان حساب را درباره کتاب انجام دادم و دیدم به هربچه در سال، دو کتاب می رسد.بنابراین،حال و هوای نشریات به نسبت کتاب بهتر و به روز تر است و بچه ها آن را می خوانند.یعنی قطعا خواننده دارد که منتشر می شود.حتی، اگر امکانات اقتصادی اجازه بدهد اطمینان دارم تیراژ نشریات دوبرابر هم می شود.ولی وضع نشریات را در مقایسه با کتاب بهتر می دانم.درحال حاضر، تیراژ کتاب به دوهزار نسخه رسیده است.درحالی که در دهه شصت،وقتی کتاب چاپ می شد یا اگر بخواهم این مسئله را شخصی کنم درباره من کتاب هایم به تیراژ چهل هزار و پنجاه هزار
می رسید.یادم هست،زمانی یک روزنامه نگار خارجی از من درباره تیراژ کتاب هایم پرسید و به او گفتم این تیراژ به هفتاد میلیون رسیده.ولی دیگر به او نگفتم که بیشتر این تیراژ متعلق به سال هایی است که کتاب هایم با شمارگان پنجاه هزار تا منتشر
می شد.اما امروز عملا شاهد انتشار کتاب با تیراژ دو هزار نسخه هستیم و این خیلی بد است.در حالی که نشریات آن زمان یک میلیون و نهصد هزار تیراژ داشتند، امروز هم دارند.هرچند، مجموعه این تیراژ ها به جایی نرسیده که بچه بتواند برای خودش کتاب انتخاب کند.زیرا همه نشریات الان با هم مشابهت دارد.ولی به نظرم شرایط نشریات بهتر شده و همین که این نشریات خریداری می شوند نشان از ماندگاری آنها دارد.


چطور می گویید که وضع نشریات بهتراست؟ زیرا دست کم در ده سال گذشته اوضاع نشریات نابسامان بوده و حتی نشریات بزرگسال هم با مشکل مالی مواجه هستند و نمی توانند به تبع این مشکلات از نویسنده و منتقد خوب در این نشریات استفاده کنند و این معضلات به افت کیفی نشریات منجرشده.البته حتما درباره نشریاتی مثل «رشد»یا «مدرسه»این طورنیست،چون آبشخور اصلی حمایتی آنها دولت است.
نشریات کودک و نوجوان ما در طول تاریخ مطبوعات،به هرحال یک جوری از دولت امکانات گرفته اند.اخیرا پنج شش نشریه پیدا شده که دولتی نیستند.همان طورکه روزنامه ها در حال حاضر دارند از دولت یارانه می گیرند.دلیلش این است که هنوز،فرهنگ در دنیای اقتصاد خصوصی،شکل و شمایل درست و حسابی پیدا نکرده است.اصولا، فرهنگ مقوله ای سوبسید بر و یارانه پذیراست تا بتواند سراپا بایستد.البته وقتی هم سوبسید دریافت کرد این مشکل را دارد که خواه ناخواه باید از دولت تبعیت کند و اگر بخواهد شاخ و شانه بکشد روزنامه را تعطیل می کنند.اگرچه،در عالم ادبیا کودک شاخ و شانه کشیدن مزه ندارد و نشریات وقتی از حمایت دولتی بی بهره می مانند دچار زودمرگی می شوند.کما این که درسال های گذشته چند نشریه به تعطیلی کشیده شده اند.به نظرم،مطلوب آن است که ای کاش خانواده به جایی برسد که بتواند پول نشریه غیر دولتی را بدهد.از این ها گذشته،سطح مطالعه در کشورما پایین است.اگرچه در دولت پیشین،آمارهای دروغینی مبنی بر افزایش سرانه مطالعه داده می شد اما واقعیت این است که سطح مطالعه در کشور ما پایین است و ما ازاین نظر در ردیف کشورهای عقب مانده هستیم.ولی هنوز سیاست گذاران کشور به این نقطه نرسیده اند که برای مطالعه نیازمند برنامه دراز مدت و کلان هستیم.



به نظر شما این برنامه چطور میسر می شود؟
در کشورهایی مثل ژاپن، اردن، مصر و...برنامه هایی در این زمینه شکل گرفته و آنها در حد توان اقتصادی خود برنامه های هفت یا ده ساله ریخته اند تا سطح مطالعه شان بالا برود.در ایران اگر بخواهیم چنین کاری کنیم باید ارگان هایی مثل آموزش و پرورش،وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی،صدا و سیما و منابع خصوصی هم مشارکت کنند تا لذت مطالعه به دست بچه ها برسد.بد نیست در پاسخ به سوال قبلی شما درباره اینترنت،این نکته را هم اضافه کنم در کشوری که ماهواره آزاد است و پاسبانی از پشت بام،دیش را نمی اندازد،در کشوری که سرعت اینترنت بالا است و فیلتر وجود ندارد،در کشوری که انواع و اقسام تفریحات وجود دارد،سطح مطالعه هم به خودی خود بالا
می رود.چون مطالعه جایگاه خودش را در چنین کشورهایی دارد و اینترنت و ماهواره مانع مطالعه نشده است.

این برنامه ها البته باید از خانواده ها هم شروع شود؟
باید از خانواده ها شروع شود.حتی قبل از تولد بچه و باید برای بچه نسبت به این چطور می تواند به مطالعه علاقمند شود برنامه ریزی می کنند.ما دردین خودمان می گوییم که وقتی بچه هنوز در شکم مادر قرار دارد،برایش قرآن بخوانند یا با او حرف بزنند.پس به این نقطه رسیده ایم که پیش از تولد،صداهای بیرونی بر روی او اثر می گذارد.کما این که امروز برای رده سنی صفر تا دوسالگی،دو تا چهارسالگی کتاب تولید می کنیم.حتی قصه گویی برای جنین را من به همراه چند دانشجویم کار کردیم و نتیجه هم گرفتیم.امروز می بینیم خانواده،خودش اهل مطالعه نیست و والدین ترجیح می دهند بعد از آمدن از سر کار،جلوی تلویزیون لم بدهند و هرچه دارد را تماشا کنند و بروند بخوابند و بچه هم چنان به دیدن تلویزیون ادامه دهد.درحالی که در کشورهای دیگر این طور نیست.وقتی برنامه کودک هست، بچه پای تلویزیون نشسسته و وقتی تمام شد بچه باید برود و به کار دیگر مانند کار با کامپیوتر یا مطالعه برسد.اما درایران،ما هنوز برای خانواده هایمان کار نکرده ایم که بگوییم مطالعه در منزل،رسمی وجدی و لازم است.برای رسیدن یه این نقطه هم با وعظ و نصیحت کاری از پیش نمی رود.باید لذت مطالعه را به خانواده ها آموزش داد.این هم یک برنامه کاملا کلان ملی است.
 
گفت‌وگو:آزاده صالحی

نظر شما