سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

در «شب کیشلوفسکی» مطرح شد؛

فیلمسازی که از بایدها و نبایدها عبور کرد/ کیشلوفسکی به تنهایی انسان‌ها توجه می‌کرد

۱۳۹۲/۰۸/۲۹ - ۱۲:۱۶:۳۰
کد خبر: ۱۴۸۹۵۶
صدوچهلمین شب از «شب‌های بخارا» به کریشتف کیشوفسکی اختصاص داشت.

به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،شب «کریشتف کیشلوفسکی »صد و چهلمین شب از شب‎های مجله «بخارا»بود که شامگاه بیست و هشت آبان ماه با همکاری سفارت لهستان در تهران و گالری «محسن»برگزار شد.
فیلمسازی با فیلم های لایه لایه
در ابتدای این مراسم،یولیوش گویوو سفیر لهستان در تهران درباره کیشلوفسکی گفت:روزی که به ایران آمدم و با ایرانی‎ها گفتگو کردم،متوجه شدم که با سینمای لهستان کاملاً آشنایی دارند، هم آندره وایدا را می‎شناختند و هم کیشلوفسکی را و اگر بخواهم درباره کیشلوفسکی سخن یگویم ترجیح می‎دهم او را از جنبه‎ای دیگر نگاه کنم.کیشلوفسکی انسان بزرگی بود. او کارش را با فیلم مستند آغاز کرد.اما طولی نکشید که متوجه شد نمی‎تواند همۀ واقعیات را درقالب فیلم به تصویر بکشد.زندگی کردن در شرایط سیاسی لهستان آن زمان او را به این فکر انداخت که به لایه های عمیق تری در فیلمسازی خود توجه کند و همین مسئله موجب شد از مستندسازی به سمت ساخت فیلم بلند و داستانی برود.در واقع،کیشلوفسکی از این نظر شباهت زیادی به شاعران ایرانی دارد.زیرا در شعر شاعران ایرانی نیز شاهد یک جور لایه لایه بودن و عمق آثار هستیم.
واژه عشق برای همه جهان یکسان است
سفیر لهستان در تهران در ادامه با ذکر خاطره ای از این فیلمساز فقید گفت:به خاطرم هست زمانی کیشلوفسکی در مصاحبه ای در دانشگاه آکسفورد به این نکته اشاره کرده بود که باید دست به حرکتی ارزشمند برای اعتلای فرهنگ زد.روی این اصل،او در فیلمسازی به مفاهیمی روی می آورد که مردم را با یکدیگر پیوند دهد و موجب انسجام جامعه شود.او از جمله فیلمسازانی بود که اعتقاد داشت،احساسات است که آدم ها را به یکدیگر نزدیک می کند و واژه عشق در تمام ملت ها یک کاربرد مشترک دارد.



انسان دوست و ژرف نگر
جمشید ارجمند سخنران دیگر این مراسم بود که درباره کیشلوفسکی گفت:لهستان کشوری بود که در برهه ای از زمان نظام سوسیالیستی شوروی بر آن حاکم بود و بر فرهنگ و سیاست و اقتصاد این کشور تاثیر زیادی گذاشت.در چنین شرایطی،فیلمسازی چون کیشلوفسکی در عرصه سینما ظهور کرد تا به مدد هنر فیلمسازی خود از باید ها و نبایدها و چارچوب ها به وسیله مدیوم سینما عبور کند.درباره او می توان گفت فیلمسازی بوده است که همواره ویژگی های ژرف نگری و انسان دوستی را در تمام فیلم های خود لحاظ کرده است.
تتهایی آدم  ها منبع الهام کیشلوفسکی
در ادامه این مراسم،رضا توفیق‎جو که یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود با بیان این که کیشلوفسکی فرزند سینما است و با اشاره به فیلم «آبی؛قرمز،سفید»تصریح کرد:ما برای شناخت او چاره ای جز بازخوانی و کند و کاو در آثار سینمایی اش را نداریم.ضمن این که در تمام فیلم های او رد پای تفکر لاکان،هگل،کانت،هایدگر و...به خوبی دیده می شود.هریک از پلان هایی که کیشلوفسکی برای فیلم های خود رقم زده به گونه  ای است که او در این پلان ها بیشتر به جهان پرسپکتیو کاراکتر اصلی فیلم نزدیک می شود تا بتواند به خوبی در شرح و بسط موقعیتی که کاراکتر فیلم در آن قرار دارد نزدیک شود و این حس را به مخاطب نیز منتقل کند.ادبیات یکی از حیطه های مورد علاقه او بوده است.
گرایش به کامو و داستایوستکی
وی اضافه کرد:به ویژه آن که در حیطه ادبیات داستانی،علاقه کیشلوفسکی را می توان به آثار نویسندگانی چون آلبرت کامو و داستایوستکی مشاهده کرد.درعین حال،تنهایی آدم ها یکی از موضوعاتی بوده که همواره برای این فیلمساز بزرگ جذاب بوده و سعی می کرده این موضوع را دستمایه ساخت آثار سینمایی خود سازد.از این روست که سینمای او را می توان سینمایی سرشار از جذابیت های تصویری و بصری و روایی قلمداد کرد.سینمایی که بیشتر متکی به رمز گشایی است و مخاطب پس از کندو کاو بسیار می تواند به نماد شناسی موجود در فیلم های  او بپردازد.
سپس،علی دهباشی سردبیر نشریه «بخارا»از حشمت الله کامرانی،مترجم معاصر یاد کرد که در سال 1376 کتاب «من کیشلوفسکی»را به فارسی ترجمه کرده بود.پخش فیلم مستندی درباره کیشلوفسکی با عنوان «بدک نیستم»نیز پایان بخش صد و چهلمین «شب بخارا»بود.








نظر شما