خبرگزاری برنا-دلایل مختلفی را که تا به حال به عنوان عامل اعتیاد جوانان شنیدهاید کنار بگذارید. بیکاری، مشکلات اقتصادی و خانوادگی و دوستان ناباب همه ممکن است دستی در کشاندن جوانان به سمت اعتیاد داشته باشند. اما عامل اصلی همان چیزی است که درون هر کسی هست و در سن خاصی فعالتر میشود، بعضیها به خواستههایش تن میدهند و بعضی دیگر مقاومت میکنند؛ کنجکاوی.
خیلیها اسمش را خلا درونی میگذارند. چیزی که باعث میشود جوانان برای جبرانش سراغ مصرف مواد بروند. از دکتر محمود توکلی روانشناس و کارشناس درمان اعتیاد پرسیدیم این خلا دقیقا چیست و چه طور باید برطرف شود؟ او در پاسخ به این سوال به برنا گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در سال 86 در رابطه با علل سومصرف مواد در جوانان، علت اولین مصرف مواد در حدود 30درصد افراد کنجکاوی ذکر شده. افسردگی و اضطراب، تنش در خانواده، اختلاف والدین و عدم سازگاری در مدرسه از دلایل دیگری است که مصرف کنندگان به عنوان دلیل اولین مصرف خود ذکر کردهاند.
به عقیده این روانشناس بر خلاف آنچه عموما تصور میکنیم، لزوما در مورد معتادان یک زمینه خاص یا مشکل روانی و ضدیت با ساختارهای اجتماعی در کار نیست. بلکه کنجکاوی علت قابل توجهی است که نشان میدهد هیچ علت خاصی برای اعتیاد وجود نداشته. این مساله بسیار مهم است چرا که سن شروع اعتیاد تقریبا 15-16 سالگی، یعنی اواخر دوره متوسطه و اوایل دبیرستان است. سنی که در تحول شخصیتی نوجوانان و جوانان به عنوان سنین کنجکاوی شناخته میشود.
توکلی در توضیح این موضوع میگوید: دوران بلوغ و گذار همیشه همراه با پرسش از دنیا و پیرامون است و جوان دوست دارد هر چیزی را امتحان کند. اصلی در جوان شکل میگیرد مبنی بر این که انسان باید هر چیزی را تست کند. در حالی که حتی یک بار مصرف مواد مخدر میتواند اعتیاد دائمی را به دنبال داشته باشد. به خصوص در شیشه و متآمفتامینها که وابستگی ان بسیار زیاد است. در اوایل مصرف هم ممکن است آثار کاذب مثبتی داشته باشند. مثلا وقتی جوان غمگین است یا در خانواده یا مدرسه درگیری دارد، با مصرف مواد به طور موقتی شاداب شود.
این روانشناس درباره روشهای مواجه شدن با این ویژگی در جوانان میگوید: در رابطه با مواد باید آگاهی بخشی و مشاوره انجام شود. مراکز مشاوره و کارشناسان حوزه تعلمیم و تربیت در مدارس باید آموزش کافی به جوانان بدهند و به آنها یاد بدهند که هر چیزی را نباید تست کرد. والدین هم باید بدانند که هر کنجکاویای را بلافاصله سرکوب نکنند. بسیاری از این نیازها طبیعی است و باید با تساهل و تسامح با آن برخودر کرد. شیوههای تعلیم و تربیت ما نیازمند بازنگری و دقت است. مشاوران ما باید اطلاعات لازم را در رابطه با مواد و اینکه دلایل سومصرف آن چیست داشته باشند. مربیان تربیتی باید نیازها را شناسایی کنند و اقدامات حمایتی بیشتری انجام دهد. از معلم بخواهد برای دانشآموزی که نیاز به حمایت دارد بیشتر وقت بگذارد یا با پدر و مادرش صحبت کنند تا به نیازهایش توجه کنند. اگر مهارت نه گفتن یا مهارتهای زندگی لازم است، با او کار شود. اگر پدر و مادر تکنیکهای فرزندپروری را نمیدانند باید به آنها آموزش بدهند. ممکن است معلم باید بین افراد کلاس تفاوت قایل شود و احساس نومیدی به بعضی بدهد و حس کنند از جامعه عقب افتادهاند و معلم آنها را تحویل نمیگیرد. نتایج پژوهشها نشان داده اینها سبکهای آموزشی نادرستی است که جوان را به اعتیاد سوق میدهد. دانشآموز ضعیف را هم باید مورد محبت و توجه قرار داد. این خود ما هستیم که هر آنچه در یک نوجوان و جوان بکاریم همان را درو می کنیم. اگر آموزش های متناسب با روح یک جوان باشد پویایی و رشد پیدا میکند و آدم بالغی میشود که از آسیبها به درستی عبور میکند.
توکلی درباره تجربه سایر کشورها در برخورد با نوجوانان و جوانان میگوید: در دنیا در کشورهایی مثل آمریکا و اروپا و... این گونه افراد را از دبیرستان و راهنمایی شناسایی میکنند و برای آنها برنامههای ویژه میگذارند که مانع از اعتیاد و آسیبهای دیگر میشود. درمان درباره نوجوانان و جوانان با حوزه مشاورهای و آگاهیبخشی عجین شده و بیشتر از این که به درمانهای دارویی در کلینیکهای ترک اعتیاد شبیه باشد، به سمت مشاوره و حمایت و اقدامات محافظتی میرود.