سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

معرفی یک فیلم اسکاری در برنا

یک «شکار» از سینمای دانمارک

۱۳۹۲/۱۱/۰۷ - ۱۷:۴۲:۳۹
کد خبر: ۱۶۰۵۰۷
از این به بعد باشگاه جوانی که حسابی به فکر اوقات فراغت شماست، فیلم های روز جهان را برایتان معرفی می کند.

خبرگزاری برنا-شاید همه ما کشور دانمارک را در مرحله اول با شیرینی هایی به نام این کشور بشناسیم. شیرینی هایی که شاید در خود خود کشور هم به اندازه اینجا، طرفدار نداشته باشد. اما شیرینی، تنها شناسه برجسته کشور دانمارک نیست؛ چرا که این کشور سینمای شیرینی هم دارد. آخرین محصول سینمای کوچک دانمارک، فیلمی است به نام «شکار» که امثال در بخش خارجی زبان اسکار نیز حضور دارد و یکی از بخت های اصلی بردن این جایزه به حساب می آید.

فیلم شکار که امسال توانست با کنار زدن فیلم هایی از جمله «گذشته» اصغر فرهادی به بخش نهایی اسکار راه پیدا کند، ساخته توماس وینتربرگ است. ماجرای فیلم در یک شهر کوچک دانمارک اتفاق می افتد. جایی که بازیگر نقش اول فیلم، لوکاس (مدس میکلسن) در نقش یک مربی شریف مهد کودک ظاهر می شود که از همسرش جدا شده و برای گرفتن حضانت تنها پسرش، با همسر سابق در کش و قوس است. او در همین حین متوجه مشکلات و نابسامانی های خانوادگی بهترین دوستش می شود که ضربه زیادی به دختر کوچک او کلارا وارد می کند. برای همین، او برای کمک به کلارا وارد عمل می شود و بار برخی وظایفی را که پدر و مادر کلارا از انجام آن بازمانده اند، به دوش می کشد. همین داستان هم سبب دوستی لوکاس چهل و خرده ای ساله و کلارای 5 ساله می شود. مساله اما اینجاست که کلارا تا حدودی متوهم است. یک روز لوکاس آنطور که او دوست دارد، عمل نمی کند و همین مساله باعث می شود تا کلارا با زبان بچگی، مسائلی به مدیر مهد کودک بگوید که طبق آنها، لوکاس به بهره کشی جنسی از کودکان مهد کودک متهم می شود و تازه این برای لوکاس اول داستان است.

فیلم «شکار» بدون شک یکی از بهترین محصولات سال های اخیر سینمای دانمارک است. فیلمی به شدت هوشمندانه و ظریف که در آن، وینتربرگ تنها نقش راوی داستان را به عهده دارد و از هرگونه قضاوت و عقوبت در فیلم خودداری کرده است. شکار شاید یکی از بهترین فیلم های اجتماعی سال 2013 باشد؛ مساله مهم این فیلم اما "سو استفاده جنسی از کودکان" یا حتی دروغ و تهمت نیست. بلکه فیلم هدف والاتری دارد و آن بحث حقوق اجتماعی است. جایی که لوکاس در برابر هرگونه تضییع حق خود سکوت می کند، اما آنجا که پیکان این ضایع کردن حق به سمت زندگی اجتماعی او می رود، برمی آشوبد و واکنش نشان می دهد.

فیلم شکار را باید دید. چه اینکه می توان از این فیلم یاد گرفت که شاید حق حقوق اجتماعی، حتی از حقوق فردی مهم تر باشد. اینکه باید حقوق اجتماعی مان را بشناسیم، به آن توجه کنیم و آن را به رسمیت بشناسیم. البته حتی اگر به مسائل اجتماعی هم علاقه مند نباشید، فیلم شکار حرف زیادی برای گفتن در عرصه هنر هم دارد. یک روایت خطی، ظریف و با ریتم آهسته، که در عین حال به هیچ عنوان خسته کننده نیست.

نظر شما