به گزارش خبرنگار برنا از ارومیه، ارومیه پایتخت والیبال ایران و آسیاست؛ شهری که مردمانش عاشق والیبال هستند و در هر شرایطی گرم و سرد، مدعی و غیر مدعی همواره با پرکردن سالن والیبال شهرشان خودی نشان می دهند.
معمولا والیبال ایران و صد البته رشته های دیگر برخلاف کشورهای دیگر خیلی از اصول حرفه ای پیروی نمی کند والیبال هم از آن جمله است. در حالی که در تمام جهان وقتی اسپانسرینگ تیمی تغییر می کند کاری با تاریخچه و نام تیم ندارد ولی ایران چنین است.
ارومیه هم از مدت ها قبل حتی قبل از انقلاب همواره از حاضران در لیگ اول ایران چه زمانی که دسته 1 بود و چه حالا که نامش لیگ برتر است؛ مقاومت، مقاومت استقلال، شهید باکری، سمن سو، پگاه، فولاد، هیات والیبال، شهرداری و ... همگی بهعنوان تیم اول شهر شناخته شده ولی در اصل یک تیم هستن.
شهرداری محترم ارومیه هم 3 سالی است که اسپانسرینگ تیم اول والیبال شهرارومیه را برعهده دارد. شهرداری توانست در فصل قبل میر سعید معروف یکی از برترین پاسورهای جهان را پس از چندین سال به ارومیه باز گرداند، ولی با بدشانسی نتوانست به جمع برترین ها راه پیدا کند. اتفاقات اصلی از انتخابات شورای شهر ارومیه آغاز شد که رسول اصغرزاده مدیرعامل فصل 2-91 پس از راهیابی به شورای شهر عطای کار را به پیمان .ر. چاپخانه دار داد کسی که هیچ سررشته ای والیبال و مدیریت آن نداشت.
پس از افتضاح سمن سو در سال 2-81 که در تمامی بازی های لیگ بازنده از میدان خارج شد و در اکثر آن ها هم 3-0 و در بین 11 تیم مقتدرانه گوئیم یا مفتضحانه جایگاه آخر را با کسب 0 امتیاز کسب کرد. ولی همان عملکرد تحولی را در والیبال ارومیه رقم زد کسب 1 دومی و 4 سومی در 6 سال و داشتن 11 تیم در 6 سال رشد خوبی را رقم زد گرچه در سال 9-88 هم رتبه 13 را در بین 15 نماینده ارومیه کسب کرد ولی در سالهایی که والیبال ایران به لطف عملکرد خوب فدراسیون و سرمربی تیم ملی خولیوولاسکو در جهان نامی دست و پا کرده ولی میبینیم ارومیه سقوط شدیدی را در این رشته گریبانش شده شهری که همین الان در بین بازیکنان تیم های برتر در هر کدام حداقل یک نفر نماینده ای دارد.
اما امسال تیمی که با مدیریت یک چاپخانه دار و سرمربی متاسفانه بهروز نشده هدایت تیم را برعهده گرفتند گرچه عملکردشان در نقل و انتقالات جالب نبود، ولی باز تیم متوسطی بسته شد که حداقل انتظار از آن رسیدن به جمع 8 تیم برتر و رسیدن به پلی آف بود. تیم شروع خوبی از لحاظ نتیجه داشت ولی در همان بازی اول ناهماهنگی کاملا مشهود بود.
البته ذکر این نکته فراموش نشود که تیم در بازی های تدارکاتی پیش فصل شکست های سنگینی را پذیرفت. ولی شروع درخشش منفی تیم از هفته دوم بود شکست های پیاپی و سقوط تا رتبه 11 جدول گرچه هر از چندگاهی تیم بخاطر اعتراضات تماشاگران نیمچهاوجی می گرفت ولی از هفته دوم دوربرگشت 6 باخت پیاپی که در نوع خود رکوردی بود خلق شد تغییرات پیاپی مربی هم کارساز نشد برجوویچ مربی مردی که کارنامه اش هدایت تیم های بانوان بود 3 بازی آمد و با 3 شکست رفتنی شد کارگرپیشه هم آمد و کاری نکرد تا تیمی که قرار بود با رسیدن به پلی آف جایگاهی بین 4 تیم برتر داشته باشد الان برای سقوط نکردن تلاش کند.
نکته جالب تر آن بود که بازیکنی مثل پیروت پور که حتی از پیکان هم پیشنهاد داشت و با بازی های درخشان 2 فصل اخیرش تا آستانه رسیدن به تیم اصلی ایران نیز قرار داشت تبدیل به نیمکت نشین محض شود تاجر که در کل نیم فصل اول باندازه یک بازی کامل بازی نکرد و کلا تیم به یک تیم محلی تبدیل شده بود همه تیم ها براحتی از پایتخت والیبال امتیاز گرفتند و تیم هایی به مراتب ضعیفتر جایگاه بالاتری نسبت به شهرداری کسب کردند. توجه کنید شهرداری تبریز و جواهری گنبد که در کمتر از 1 هفته به شروع لیگ تشکیل شدند عملکرد بسیار بهتری نسبت به شهرداری که زودتر تمریناتش را آغاز کرده بود دارند.
اوج عملکرد شهرداری به شکست برابر تیم انتهای جدول سایپا اشاره کرد و اینکه سالهاست با مشکل باخت در بازی های 5 سته مواجه هستیم و کسی هم نیست با تلاشش این ایراد را برطرف کند.
نتایجی که تیم ارومیه در این فصل گرفته این نکات را در پی دارد:
◄ در ورزش جهان مربیان برای عملکرد بهتر روز بروز بروز تر میشوند و با مطالعه و تحقیق از روش های نوین آگاه میشوند ولی در پایتخت والیبال مربیانی چون کارگر پیشه ها، وطن پرست ها، شهنازی ها، بنایی ها و ... که زمانی بهترین بازیکن بودند زحمت بروز کردن خود را نمی دهند و جالب تر آنکه خولیوولاسکو یکی از 3 مربی برتر جهان را هم برای گرفتن آموزش قبول ندارند.
◄ ارومیه مهد والیبال است و بازیکنای توانمندی دارد، ولی بهدلایل مشکلات بین بازیکنانی که چون با مربیان بروزی کار کرده اند نمی خواهند یا همخوانی ندارند با مربیانی که دانش مربیگری شان به سالها قبل بر می گردد، یعنی زمانی که قوانین امتیاز 15 را بروش غیر رالی تیم پیروز را مشخص می کرد.
◄ عدم وجود مدیریتی قوی و اسپانسری خوب. بهعنوان مثال پیکان تا آنجایی که ذهن من یاری میدهد این تیم از سال 1375 تیم داری می کند سایپا از سال 1381 کاله از سال 1388 و ... ولی ارومیه در بهترین شرایطش یک اسپانسر 3 سال تیمداری کرده و الان هم نهادی بهتر از شهرداری برای حمایت از تیم وجود ندارد زمانی پگاه و فولاد شرایط خوبی برای این شهر و والیبالش رقم زده بودند.
◄ نعمتی مثل تماشاگر و هوادار. حتی امسال که تیم به این بدی کار می کند کمتر از 4000-5000 نفر به سالن نمی روند حتی در بازی های حساس تر بالای 6000 نفر در سالن 6000 نفری حضور دارند و هزاران نفر در بیرون سالن هستند آماری که نشان می دهد شهرداری ارومیه نزدیک 2 برابر دومین تیم پرهوادار فصل تماشاگر را به سالن کشانده حتی با وجود کسب نتایج ضعیف ولی کسی نیست قدرشناس آنها باشد
امروز که هفته 18 لیگ به پایان رسیده و تنها 4 هفته به پایان مرحله اول باقیمانده نمیانده پایتخت والیبال تنها 5 برد دارد با شیوه جدید امتیاز دهی تیم دهم و 5 اختلاف با تیم پائین خود ولی با شیوه قدیمی هم امتیاز با تیم یازدهم یعنی یک لغزش دیگر یعنی سقوط به دسته 1 نکته جالب که در 10 بازی خانگی 6 باخت متحمل شده یعنی نه تنها در خانه قدرنبوده بلکه یک تیم معمولی بوده و تیمی هم که در خانه ضعیف باشد نمی تواند در خارج خانه عملکرد بهتری داشته باشد در حالی که الان در دنیای ورزش تیم ها برنامه ریزی اصلیشان کسب امتیازات حداکثری در خانه است
در فاصله 4 هفته به پایان 3 بازی مهم ارومیه با تیمهایی است که تقریبا با آنها هم امتیاز و رقابتی فشرده برای قرارگیری در جمع 8 تیم برتر است و جالب تر آنکه هر 3 در خانه آنها وضعیت از آنجایی تاسف بار است که تک تک امتیازات در این شرایط مهم است و از دست دادن هر امتیاز تیم را از رسیدن به دورنهایی دور و دورتر می کند.
اما مسوولان قول دادند که از اسفند امسال یعنی یک ماه دیگر شروع به بستن تیم برای فصل آینده کنند یعنی آینده نگری. ولی آیا میتوان با این شرایط و بسنده کردن به انواع اقسام قول ها برای تیم اصلی ورزش اول شهر امیدوار بود. مگر امسال قبل از شروع لیگ قرار نبود یکی از مربیان بزرگ جهان که آرژانتینی بودند و حتی به ارومیه هم آمدند برای بستن قرارداد هدایت تیم را برعهده بگیرند چه شد آخرش تنها وعده تبلیغاتی بود و وطن پرست هدایت تیم را برعهده گرفت و شد این وضعی که الان با آن مواجه هستیم.
/سینا پسران افشاریان/