این روزها خیل کثیری از مردم کشور، در صف دریافت سبد کالای دولت یازدهم دیده می شوند. موضوعی نه چندان خوشایند که کتمان آن سرپوش گذاشتن بر واقعیت آشکار وضعیت اقتصادی مردم است.
بدون اینکه در خصوص طرح مذکور و نحوه اجرا در توزیع آن که طبعا" با نواقص و مشکلاتی روبروست، قضاوت کنیم، هر چند شایسته بررسی است و در مجال دیگری به آن خواهیم پرداخت و دولت نیز باید نظرات سازنده را در این زمینه با اشتیاق بشنود و در صدد رفع آنها برآید، لازم است به موضوعی اشاره کنیم که در ابتدا بسیار مضحک اما در نهایت بسیار تلخ مینماید.
در چند روز گذشته، جریانهای خالق دولتهای نهم ودهم از جمله چند روزنامه و خبرگزاری و نیز بنگاههای اقتصادی وابسته به آنان که در 8 سال اخیر به شدت فربه شدهاند، تا آخرین قطره مرکب قلمشان و تا آخرین بازدم نفسشان در تولید و نگهداری دولتهای نهم جزو عمال اصلی بودند، ذوقزده از برف آسمان و سرمای زمستان که مردم را در صفها به زحمت مضاعف خواهد انداخت، دولت را مورد تهاجم گسترده رسانهای قرار دادهاند. همان جریانی که اختلاسها و فسادهای دهها میلیاردی دوستانشان تنها گوشهای از مظالم آنها به مردم و انقلاب است. آنها، نه از سر دلسوزی برای مردمی که برای دریافت سبد یکصدهزار تومانی کالا صف کشیدهاند، بلکه این بار نیز کما فیالسابق و بر اساس قاموس و سیاق همیشگیشان دست به قلم برده و دهان به فریاد گشودهاند تا دولتی که مردم رنجدیده در سالهای اخیر به آن امید بستهاند را ناکارامد جلوه دهند و به زعم خام خود تلاش کنند مصیبتهای 8 ساله گذشته را در اذهان مردم کمرنگ سازند.
این جریان متحد وابسته به کانونهای (ثروت- قدرت- تزویر) که از اتاق فکر مشترکی برای برهمزدن امنیت روانی جامعه خط میگیرند، ندانسته و ناشیانه تصاویر اخباری را منتشر میکنند که مردم را در صفهای طولانی نشان میدهد و از سر و کله یکدیگر بالا میروند تا این متاع ناقابل را که قوت یک هفتهای آنها نیز نخواهد بود بدست آورند.
اما آنها از خود نمیپرسند، چرا جمعیت قابل توجهی از ایرانیها به این حال و روز افتادهاند؟!
آنها در خود نمیجویند چرا زمانی که کارشناسان اقتصادی و صاحبنظران و یا افراد منصفی چون احمد توکلی از آثار تورمی 60درصدی سیاستهای غیرکارشناسی دولت نهم ودهم سخن میگفتند، چیزی نشنیدند؟
آنها به دنبال پاسخ این سوال نبوده و نیستند که چگونه قدرت خرید مردم طی سالهای 1390 و 91 به یک، سوم کاهش یافت!
این دوستان هرگز به دنبال یافتن علت رشد بیرویه آمار بیکاری و فقر در سالهای گذشته نخواهند بود چرا که جریانی را که کاشتند و داشتند و مردم برداشتند و به کناری وا نهادند، دلیل اصلی فجایع اقتصادی وعلت تامه صفهای طولانی و تاسفانگیز کنونی است.
این دوستان باید بدانند صفهایی که امروز دیده میشوند، معلول عوامل بسیاری هستند که دلایل اقتصادی تنها گوشه کوچکی از آن است. نشانه رفتن عزت نفس مردم در دورههای مردمفریبی و تزویر، آنچنان بر فرهنگ جامعه اثرگذاشت که تا مدتها تبعات آن را خواهیم دید.
اما دوستان وابسته به جریان (ثروت - قدرت – تزویر) که ابعاد تزویر و سوءاستفاده از ارزشها و ویژهخواریهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادیشان درآینده به اطلاع مردم خواهد رسید، باید سرسلسله علل وضعیت نابسامان کنونی کشور را در طرز فکر و عمل خودشان بدانند و حتی از سر همان قدرتطلبی که به آن عادت دارند، با آسیبشناسی رفتار خود در گذشته، از کسانی حمایت کنند که اندک آبرویی هرچند ظاهری برای آنان بیافریند.
صبر و امید و علاقه مردم به دولت یازدهم برای آنها قابل هضم نیست و سعی بر آن دارند تا با سیاهنمایی غیر واقعی و هجمههای مکرر، فضای ذهنی جامعه را از راه اعتدال و آرامش منحرف سازند در حالیکه همه مردم آگاه کشور میدانند دولت یازدهم میراث خوار دولت دهم و فجایع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن تا سالیان سال خواهد بود.