در ادامه نشست خبری خولیو ولاسکو، خبرنگاران رسانه ها به ترتیب پرسش های خود را با ولاسکو مطرح کردند و او با سعه صدر به همه آنها پاسخ های مبسوطی داد.
شما اظهار کردید که تصمیمتان برای رفتن به آرژانتین کاملا حرفهای نیست، آیا نمیتوانستید چند ماه صبر کنید تا ریسک تصمیمتان برای فدراسیون والیبال و همچنین شخص شما کاهش یابد؟
شما درست میگویید. من ترجیح میدادم که بمانم و کارم را به پایان برسانم. حتی از فدراسیون آرژانتین هم خواستم تا پس از مسابقات قهرمانی جهان صبر کند، اما اگر این پیشنهاد را در حال حاضر نمیپذیرفتم، آنها مجبور بودند تا مربی دیگری برای رقابتهای المپیک استخدام کنند. من نمیدانم که درصد موفقیتم با تیم آرژانتین چقدر خواهد بود، چرا که وقت کمی هم در این زمان دارم، اما این خطری است که آن را پذیرفتم، چون آرژانتین کشور من است.
آیا امکان دارد که در آینده در کنار تیم ملی ایران باشید؟
قطعا من در این باره تصمیم گیرنده نیستم و فقط میتوانم مشاوره بدهم. مطمئنا آرژانتین آخرین تیمی خواهد بود که به صورت حرفهای مشغول به مربیگری خواهم شد، البته شاید پس از آن به عنوان مدیر فنی بتوانم ادامه بدهم و فقط مدیریت تیم را بر عهده بگیرم. اما بهتر است درباره قضیه همکاری من با تیم ملی ایران بعد از مسابقات برزیل صحبت کنیم. اما همان طور که گفتم مدیریت فنی یک تیم قطعا راحتتر از سرمربیگری خواهد بود و دیگر حضور در سه کشور لازم نخواهد بود. اگر بعد از اتمام کارم با آرژانتین با این شرط که اگر مدیریت فنی از طرف ایران پیشنهاد شود، آن را قبول میکنم اما هرگز کشور چهارمی را انتخاب نخواهم کرد.
یعنی آرژانتین آخرین تجربه سرمربیگری شما خواهد بود؟
قطعا. من دیگر جوان نیستم و دوری از خانه و وطن شرایطم را سخت میکند. مدیریت همزمان در سه کشور خیلی سخت است؛ فرزندانم در ایتالیا هستند، دوستانم در آرژانتین هستند و در ایران هم مربیگری میکردم. همانطور که گفتم مدیرفنی بودن برایم راحتتر خواهد بود و شاید اگر بعد از همکاریام با آرژانتین از ایران پیشنهادی در این خصوص داشته باشم، باز هم به ایران برگردم اما مطمئن باشید به کشور چهارمی فکر نمیکنم.
با توجه به سمت مشاوری شما پس از این چقدر برای انتخاب بازیکنان دخالت خواهد کرد؟
من با بیش از 50 بازیکن در ایران کار کردم اما از این پس من تصمیمگیرنده نیستم و تنها میتوانم یکسری توضیحات کلی به وی بدهم. وضعیت برناردی وقتی که به ایران بیاید بهتر از وضعیتی است که من زمان آمدن به ایران داشتم چون آن زمان کسی نبود که به من کمک کند.
آیا به برناردی مشاوره خواهید داد و به او کمک خواهید کرد؟
بی تردید. من همکاری خود را با تیم ملی ایران ادامه میدهم. کما این که تاکنون هم صحبتهای زیادی درباره بازیکنان و در مجموع تیم ملی والیبال ایران با برناردی داشتم. قطعا تمامی اطلاعات بازیکنان و تیم ملی والیبال ایران و تمام فیلمها و مستندات تیم ملی والیبال را به او میدهم تا بتواند تصمیم گیری بهتری داشته باشد. قطعا میدانید که این کاری است که باید انجام می دادم. هر چند که سرنوشت سختی برای من بود.
برناردی در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها اعلام کرده هنوز با ایران قراردادی امضاء نکرده است؟
هفته پیش هفته مهمی بود. لورنزو نمیخواست در حالی که با یکی از تیمهای لهستان کار میکند حرفی بزند این از نظر حرفهای درست نیست. مطمئن هستم این قرارداد امضاء میشود و او به ایران میآید، در حال حاضر قادر نیست به صورت رسمی بگوید. رفتار برناردی دقیقا مشابه رفتار من است. اگر شما روزنامههای ایتالیا و آرژانتین را ببینید کوچکترین صحبتی با آنها نداشتم در حالیکه آنها میخواهند صحبت کنند اما با توجه به احترامی که به ایران دارم میخواستم به طور رسمی اولین بار در ایران این موضوع را بگویم تا فردا بتوانم با روزنامههای ایتالیایی و آرژانتینی مصاحبه کنم. با احترام به رسانههای ایران نمیخواستم پیش از اینکه تصمیمم قطعی شده و آنها بدانند با رسانههای دیگری صحبت کنم.
چه پیشنهادی برای خبرنگاران ورزشی دارید تا بتوانند به برناردی نیز کمک کنند تا او نیز در کارش موفق شود؟
فکر میکنم که هیچ یک از مربیان جدید دوست ندارند درباره مربی قدیمی صحبت کنند و یا بالعکس. من از همه شما تشکر میکنم که همواره به من لطف داشتید. اما وقتی که دیگر کارم تمام شده، لطفا درباره این کار با من صحبت نکنید. تا نفر جدید بتواند کار خود را با آرامش آغاز کند. به اعتقاد من فقط یک راه یا یک حقیقت برای هدایت یک تیم وجود ندارد. کما این که یکسری از این تیمها شکست خوردند فقط فکر میکردند که یک راه وجود دارد. مثالی که میتوانم بزنم تیم والیبال ژاپن است که فکر کرد تنها یک راه برای ادامه موفقیت وجود دارد، اما دیدیم که در نهایت شکست خورد. همین طور تیم لهستان که در دهه هفتاد توانست موفقیتهای زیادی در رقابتهای المپیک و جهانی کسب کند، اما چون فقط یک ایده و یک راه داشت، در نهایت نتیجهای جز شکست حاصلش نشد. بنابراین این اشتباه است که مربی جدید هم بخواهد به راه گذشته ادامه دهد. هر مربی جدیدی که به تیم ملی بیاید روشهای خاص خود را دارد و دلیلی ندارد راههای نفر قبلی را ادامه دهد.
از والیبال ایران چه آموختید؟
والیبال ایران نکات زیادی به من یاد داد که از جمله آنها فرهنگ والیبالی و فرهنگ کلی ایران بود. در اروپا فکر میکنند والیبال نمیتواند در کشورهای دیگر پیشرفت کند و با این طرز تفکر نمیتوانستم تصور کنم که والیبال در ایران چقدر پیشرفت کرده است و از اینکه ایران در مسابقات مختلف موفقیت کسب میکرد تعجب میکردند. در تمام مصاحبهها که شرکت کردم گفتم تیم ایران خاص بود و پیشرفت زیادی داشت. البته چند بار هم به داورزنی گفتم اگر شرایط اقتصادی بهتر شد، میزبانی چند تورنمنت بزرگ را برای ایران بگیرد تا جهان با والیبال ایران بیشتر آشنا شود. والیبال ایران اشتیاق جدیدی به من داد. بازیکنان ایران همیشه میخواهند پیروز شوند و این را در لیگ برتر هم دیدم. انگیزهای که آنها داشتند انگیزه من را هم چند برابر میکرد. مطمئن باشید چیزی که در ایران آموختم را به سایرین هم خواهم گفت و این موضوع فقط محدود به ورزش نمیشود.
برخی منتقدان اعتقاد دارند که همانطور که شما والیبال ایران را احیا کردید، ایران هم شما را احیا کرده...
درست میگویید من از ایران خیلیها چیزها یاد گرفتم اما این را هم بدانید که من تنها مربی در سطح جهان هستم که این مقام را کسب کردم. درباره اروپا و آسیا قبلاً کسی نبوده که به عنوان مربی بهترین تیم آسیایی و اروپایی را به دست آورد. ایران نام من را در تاریخ والیبال جهان قرار داد.
به نظر شما اهداف والیبال ایران در آینده چه باید باشد؟
هیچکس نمیتواند از ایران انتظار داشته باشد در لیگ جهانی تمام بازیها را برنده شود. لیگ جهانی در آینده فرمول جدید خودش را خواهد داشت و اولین لیگی است که تیمهای A در آن خواهند بود. ما با 7 تیم برتر بازی کردیم و این افتخار بزرگی است. آرژانتین از نظر رنکینگ یک است اما فدراسیون جهانی ایران را انتخاب کرد، حقیقت همیشه در رنکینگ خلاصه نمیشود. رسیدن به ردههای بالا تلاش زیادی را میطلبد اما وقتی فدراسیون جهانی تلاش ایران را دید آن را بین 8تیم برتر گذاشت تا در مسابقات شرکت کند این افتخار بزرگ اما کار سختی است. اولین باری خواهد بود که ایران در رقابتهای نفسگیر تلاش میکند و این قابل مقایسه با قبل نیست. این را نه تنها مردم باید درک کنند آنها اعتقاد دارند وقتی شما برنده شدید و یک جام کسب کردید همیشه باید برنده باشید اما دلیل نمیشود اگر یک بار ایتالیا را بردیم از آنها برتر هستیم یا اگر باختیم ایران پسرفت کرده است. آنها تعجب کردهاند یک بار توانستیم ایتالیا را شکست دهیم این پیروزی میتواند پلههای ترقی را فراهم کند تا در لیگ آینده هم نتیجه خوبی بگیرد. اگر اکنون در چنین جایگاهی هستیم، خوب خواهد بود که آن را حفظ کنیم.
بعد از سه سال حضور در ایران احساستان نسبت به ایران چیست؟
سه سال پیش که آمدم فکر نمیکردم چنین احساسی نسبت به ایران داشته باشم. میدانستم یک تجربه خوب خواهد بود اما نمیدانستم به این شکل باشد. این حس در من به خاطر شما و مردم ایران نه به عنوان یک مربی به عنوان یک شخص به وجود آمد. وقتی کارم را شروع کردم، داورزنی رفتار خوبی داشت. یکی از نکات مثبت این است که او هدایت والیبال را درست انجام میدهد. به عنوان یک شخص همیشه به من لطف زیادی داشت و کمکم میکرد. وقتی دخترم به ایران آمد، از فرزندش خواست همراه دختر من و خانوادهام باشد و تا جایی که میتوانست ایران را به آنها نشان داد. این کاملاً شخصی است. درباره خوشخبر هم بگویم کارهای زیادی کنار هم انجام دادیم. همیشه سعی میکردم سازمان والیبال ایران را نشان دهم و بعضی اوقات خوشحال نبودم چون میدیدم نقاط ضعفی وجود دارد اما از نظر شخصی همیشه قضیه خوب بود. تکتک کارکنان فدراسیون مانند یک دوست بودند اما در مورد همسایگانم وقتی مهمانی در خانهام بود، به من غذا تعارف میکردند و جالب اینکه آنها با ذائقه من آشنایی داشتند و غذاهایی را درست میکردند که من دوست داشتم؛ مثلا سس کچاپ نمیریختند! حتی در آشپزخانه فدراسیون هم به همین صورت بود آنها میدانستند چه چیزهایی برایم مضر است. این است که من عاشق ایرانم و عاشق ایران می مانم.