به گزارش خبرگزاری برنا،،نمایش «ردپای صورتی» به کارگردانی آروند دشتآرای این روزها بر صحنه است.
رامین سیاردشتی، کاظم سیاحی و داریوش موفق از بازیگران این نمایش در گفتوگویی با ایسنا،از تجربه حضورشان در نمایشی فانتزی، ویژگیهای نقشهایشان و البته چگونگی زنده کردن شخصیتهای کارتونی بر روی صحنه،سخن گفتند.
آدمها درهر سنی رویاهایشان را در انیمیشن پیدا میکنند
رامین سیار دشتی که نقش «مورچه خوار» را در نمایش «رد پای صورتی» ایفا میکند درباره علاقهاش به آثار فانتزی، انیمیشن و حضورش در این اثر نمایشی گفت: از سالهای پیش کارهای آروند دشت آرای را دنبال میکردم و تمایلاش را نسبت به نوع و شکلی از تئاتر فانتزی و فیزکال دیده بودم، کارهایی که نوع بازیهای فیزیکال چشمگیر است.
او ادامه داد: خوشبختانه این نمایش در ادامه همان روندی است که در حدود 12 سال تجربه بازیگریام به صورت ناخودآگاه دنبال کرده بودم، برایم بسیار جالب توجه بود با کسانی کار کنم که همکاری با آنها در ادامه تجربیاتم باشد.
بازیگر نمایش «در انتظار گودو» با بیان اینکه اگر مهارتی در بازیگری به دست آورده است به دلیل تجربه کارهای فیزیکال بوده است، درباره علاقهاش به ژانر فانتزی عنوان کرد: از کودکی و نوجوانی شیفته دنیای انیمیشن بودم، حتی همین امروز هم اگر انیمیشن خوبی باشد، نگاه میکنم.
سیار دشتی «پلنگ صورتی» را یکی از کاراکترهای کارتونی مورد علاقهاش دانست و یادآور شد: در اوایل دهه 60 که دوران مدرسه را تازه شروع کرده بودم به یاد دارم که پدرم به دلیل فعالیتهای سمعی بصری که داشت و به واسطه فعالیتاش در لابراتوار عکاسی شرکت مخابرات با مقوله عکس و فیلم آشنایی داشتند و ما هم یک آپارات سوپر هشت در خانه داشتیم و یکی از فانتزیهای دوران کودکیام این بود که تعدادی از کارتونهای «پلنگ صورتی» که خیلی محبوبام بود را از طریق این آپارات میدیدم.
او اضافه کرد: به طور کلی دنیای انیمیشن دنیای گسترده و عجیب و غریبی است، همه آدمها در هر سنی یک بخشی از رویاها، فانتزیها و تخیلهایشان را در دنیای انیمیشن پیدا میکنند.
بازیگر نمایش «عجایب المخلوقات» درباره چالشهای تبدیل انیمیشن به تئاتر گفت: این مقوله که چطور انیمیشن به شکل تئاتر زنده روی صحنه برود، برایم بسیار عجیب و چالش برانگیز بود، چون وقتی صحبت از تغییر مدیوم پیش میآید همیشه با یک چالشهایی به وجود میآید.
او ادامه داد: اگر بخواهیم پلی بین انیمیشن و تئاتر بزنیم، از گذشته تا به امروز همیشه شکل مقبول و معمول این پل ارتباطی «تئاتر عروسکی» بوده است، تئاتر عروسکی یکسری قابلیتهایی دارد که با دنیای انیمیشن نزدیک میشود اما وقتی صحبت از تئاتر صحنهای میشود، حساسیتها برای انجام این کار تشدید میشود و انجام آن سخت میشود. چون اگر در این روند کمی سهلانگاری اتفاق بیافتد، نمایش در دامن کاری میلغزد که ممکن است مخاطب واضحی نداشته باشد، یعنی باعث میشود که هم مخاطب بزرگسال و جدی را از دست بدهد و هم مخاطب کودک نتواند با کار ارتباط برقرار کند.
سیار دشتی درباره چگونگی روند تغییرات متن این نمایش توضیح داد: متن نمایش بارها و بارها در جهت بهتر شدن بازنویسی شد و همین بازنویسیها کابوس من در این کار بود چون تمام گروه این خطر را احساس میکردیم که کار مدام در حال تغییر است. مدام ایدههای قبلی جایشان را به ایدههای جدید میدادند، ما واقعا فرصت زیادی نداشتیم، اگر این پروژه یک زمان سه ماه در اختیار داشت مطمئنا ما هم میتوانستیم با آرامش بیشتری به نتیجه برسیم اما به هر حال زمان ما در یک ماه فشرده شد و باعث شد که این فشارها به کل گروه تحمیل شود.
این بازیگر افزود: اما با این همه، فکر میکنم نتیجه از منظر متن نتیجه شست و رفتهتری شد، ما به یک متنی رسیدیم که از فانتزی و تخیل انیمیشن پلنگ صورتی مثل مورچه مورچه خوار، بازرس و ... به حضور ملموس این کاراکترها روی صحنه رسیدیم.
او با اشاره به ایدههای اولیه برای شکلگیری شخصیتهای «رد پای صورتی» گفت: در اتودهای اولیه متن سعی شد که این کاراکترها ما به ازای امروزی پیدا کنند و شوخیهایی با آنها بشود که بسیار به دنیای آدمهای امروزی نزدیک شوند. اما فکر میکنم این ایده جواب نداد و هوشمندی کارگردان و نویسنده در این بود که آن ایده را کنار گذاشتند و به سراغ این رفتند که از دل همین کاراکترها و مناسباتی که برای تماشاگر آشنا است، شخصیتها و اتفاقات را خلق کنیم به طوری که هم فانتزی حفظ شود و هم حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد.
بازیگر نمایش «ملانصرالدین» تصریح کرد: فکر میکنم با این همه سختیهایی که در کارمان اتفاق افتاده امروز به اجرای شسته رفتهای رسیدیم، هرچند با یک بخش از کار که بخش دکور و صحنه است هنوز در چالش هستیم، در روزهای اول دکوری که ساخته شده بود به ریتم کار بسیار آسیب زد. البته مشکل اصلی ما مساله کمبود زمان بود مطمئنا اگر زمان مقبولتری در اختیارمان بود، فرصت این را داشتیم که با دکور، بیشتر تمرین کنیم و نسبت خودمان را با دکور و صحنه پیدا کنیم ولی فکر میکنم با تغییراتی که در حوزه طراحی صحنه و دکور و بازبینی آن انجام میشود این مشکلات در حد قابل توجهی در حال کاهش است.
سیار دشتی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره شخصیت «مورچه خوار» که آن را در ایفا میکند، عنوان کرد: در این نمایش همه کاراکترها شیرینی و جذابیتهای خودشان را دارد. من از کودکی شخصیت مورچه خوار را با آن دوبله آشنا در یاد داشتم، مورچه خوار کاراکتر با نمکی است. از روز اولی که آروند دشت آرای این نقش را به من پیشنهاد داد برایم جالب توجه بود و درباره این فکر میکردم که چگونه قرار است این شخصیت روی صحنه تعریف شود.
او اضافه کرد: این کاراکتر از این جهت که از مدیوم دیگری وارد صحنه میشود، برایم سخت بود. حتی امروزی که این کاراکتر را اجرا میکنم این دلواپسی را از ته دلم دارم که تلاش ما بازیگران به سمتی که دلمان نمیخواهد لغزیده نشود اما ما در هر اجرا تلاشمان را انجام میدهیم که نقاط ضعفمان را برطرف کنیم و به یک یکدستی در کاراکترها و بازیها برسیم.
این بازیگر با اشاره به حضور آتیلا پسیانی در تمرینات نمایش «رد پای صورتی» گفت: آقای پسیانی در تمرینات آخر ما آمدند کار را دیدند و ارتباط خوبی با کار برقرار کردند، من صادقانه از آقای پسیانی پرسیدم که کار را دوست داشتید یا نه و ایشان هم صادقانه و صمیمانه گفتند کار خوب درآمده است و در مسیر درستی حرکت کرده،این صحبت از طرف کسی مثل آتیلا پسیانی که در این جنس تئاتر کار میکند، برایمان قوت قلب بود و به ما آرامش داد.
کاراکتر «مرد سفید »از نوستالژیهای کودکیام بود
کاظم سیاحی که نقش «مرد سفید» را در این اثر نمایشی بازی میکند درباره حضورش در نمایش «ردپای صورتی» و تجربه بازی در آن عنوان کرد: من پیش از این تجربه کار با آروند دشت آرای را در نمایش «تن تن» داشتم که تجربه لذت بخشی برایم بود. در «رد پای صورتی» هم نقشی که بازی میکنم برایم جالب است چون حرفی نمیزند و هیچ دیالوگی ندارد. البته «مرد سفید» در کارتون پلنگ صورتی از نوستالژیهای دوران بچگیام بود، به نظرم بازی این نقش تجربه جدیدی است که میتوانم از آن لذت ببرم.
این بازیگر با اشاره به ویژگیهای این نقش گفت: در انیمیشن ویژگیهایی وجود دارد که شخصیتها برای مخاطب ساخته میشود ما در این کار سعی کردیم با یک سری اکتها شخصیت را به انیمیشن نزدیک کنیم، در واقع میخواستیم با چیدن یکسری اکتها مثل خندیدن، عصبانی شدن،دویدن و ... در کنار هم، تماشاگر را با تصاویری روبه رو کنیم که به همان شخصیت «مرد سفید» در «پلنگ صورتی» نزدیک شود.
سیاحی ادامه داد: من در این مدت، زیاد کارتون «پلنگ صورتی» را دیدم و سعی کردم یکسری اکتها از خود آن شخصیت بگیرم. البته نمیشود دقیقا همان را در آورد چون «مرد سفید» کارتون «پلنگ صورتی» با شخصیت نمایش ما متفاوت است، مثلا «مرد سفید» در کارتون، سر خیلی بزرگی نسبت به تناش دارد و ما نمی توانستیم در اجرایمان چنین کاری را انجام دهیم.
این بازیگر با اشاره به مهمترین جذابیت این شخصیت گفت: اتفاقی که در این نمایش برایم جذاب است نزدیک کردن خودم به یک کاراکتر انیمیشن بود که در روابط عادی و بیرونی وجود ندارد، در واقع یکی از دلایلی که دوست داشتم در این کار باشم، تجربه کردن این فضا بود.
او درباره بازیاش در نمایش «تن تن» آروند دشتآرای یادآور شد: در «تن تن» شخصیتها انسان بودند و یکسری روابط انسانی وجود داشت اما شخصیتهای «رد پای صورتی» را در زندگی روزمره نمیبینم، در تن تن شخصیت را با یکسری حرکات و نوع حرف زدن به فانتزی نزدیک میکردیم اما شرایط این نمایش متفاوت است. شخصیت من دیالوگی ندارد، حرفهایی که زده میشود، یکسری آواهای مبهم است و فرم بدن در اجرای آن اهمیت زیادی دارد.
سیاحی با اشاره به اینکه اجرای نمایشی مثل «رد پای صورتی» کاری ریسک پذیری است تصریح کرد: اجرای چنین نمایش بسیار سخت است چون ما با تماشاگری روبه رو هستیم که نسبت به کار نوستالژی دارد و با ذهنیت به دیدن نمایش میآید برای همین اجرای کار باید به گونهای باشد که این حس نوستالژی حفظ شود.
ردپای صورتی تخیل عجیبی میخواهد
داریوش موفق دیگر بازیگر نمایش «ردپای صورتی» که نقش بازرس را ایفا میکند به ایسنا گفت: من کار قبلی گروه «ویرگول» یعنی نمایش «تن تن» را دیده بودم و خیلی آن کار را پسندیدم و متوجه این موضوع شدم که این گروه با وجود کمبود امکاناتی که در تئاتر مستقل وجود دارد، کار فوق العاده و نزدیک به معجزهای انجام میدهد برای همین وقتی دشتآرای از من برای حضور در این کار دعوت کرد، تمایل داشتم که در این نمایش حضور داشته باشم.
این بازیگر با اشاره به اینکه پیش از این نمایش تجربه بازی در کارهای فانتزی را داشته است درباره ویژگی این گونه آثار توضیح داد: نمایش مثلی «رد پای صورتی» کاری است که تخیل عجیب و غریبی میخواهد و بازیگر مجبور است از تمام ابعاد وجودیاش استفاده کند و بدناش را تماما به کار بکشد، به این دلیل بود که احساس کردم در این گروه میتوانم آن کاری را که دوست دارم، انجام بدهم.
موفق با بیان اینکه نوستالژی بودن این نمایش انگیزه اولیه برای این نمایش بوده است ادامه داد: آروند دشت آرای برای این کار دلمشغولیهای خودش را داشته است، او به دنبال نوعی از تئاتر است که ژست، اکتینگ و فانتزی در آن وجود داشته باشد، ریتم خیلی سریع باشد و صحنهها سریع پشت سرهم اجرا شود.
او درباره نقش «بازرس کلوزو» که آن را ایفا میکند گفت: من بازی «پیتر سلرز» را در نقش «بازرس کلوزو» در سریال «پلنگ صورتی» دیده بودم، بازی این نقش برایم سخت بود اما آروند دشت آرای به من اطمینان داد که میتوانم این نقش را بازی کنم. وقتی کم کم پیش رفتیم و متوجه شدیم که میخواهیم به سمت انیمیشن بدویم چالش من با نقش شروع شد، برای این نقش من سراغ کمدی «برادران مارکس» رفتم و سعی کردم خودم را به لحاظ بدنی روی صحنه به آن حجم حضور نزدیک کنم.
موفق با اشاره به اینکه قصه در چنین نمایشهایی حرف اول را نمیزند، ادامه داد: قصه در این کار قصه سادهای است و بیشتر آن اتفاقاتی که اپیزود به اپیزود رخ میدهد، اهمیت دارد که باید به شکل تمیزی ساخته و برگزار شود.