نشست خبری ورزش، فرهنگ و هویت ملی با حضور جمعی از اساتید و صاحبنظران در ساختمان شماره 2 وزارت ورزش و جوانان برگزار شد.
به گزارش سرویس وزارت جوانان خبرگزاری برنا، این میزگرد به منظور آشنایی هر چه بیشتر با مقوله ورزش، فرهنگ و هویت ملی با حضور دکتر ناصر فکوهی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران، دکتر تقی آزاد ارامکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، دکتر هادی خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و دکتر محمدرضا رستمی، مشاور وزیر ورزش وجوانان حضور داشتند
دکتر فکوهی: ورزش دو بعد دارد؛ نمایشی و سلامت اجتماعی و جسمانی
در ابتدای این میزگرد دکتر فکوهی گفت: من فکر میکنم در این جلسه بحث ما بیشتر با جنبههای حاشیهای و غیر مستقیم ورزش و نه لزوما جنبه های مستقیم مرتبط است؛ چرا که ورزش یک جنبه و یک بعد نمایشی دارد و بعد دیگر آن سلامت اجتماعی و سلامت جسمانی است. البته یک بعد نمادین هم دارد که آن را به فرهنگ عمومی و هویت ملی متصل می کند.
وی در ادامه افزود: موضع من بیشتر بر مبنای مساله هویت، هویت های اجتماعی، هویت های ملی و هویت های جدید یا همان هویت های شهری متاخر در سیستم های جهانی شده یا سیستم های محلی جهانی شده استوار خواهد بود.
دکتر فکوهی خاطرنشان کرد: مسأله هویت ملی که در ایران بسیار روی آن تأکید میشود، بخشی از فرآیندی است که ما به آن دولت – ملتسازی میگوییم. شاید بتوان گفت در اروپا یا آمریکا این امر در قرن نوزدهم و بخشی از قرن بیستم اتفاق افتاد اما در جهان سوم بیشتر در نیمه دوم قرن بیستم این فرایند شروع شد.
وی ادامه داد: معمولا تأخری بین فرآیندهای ملی گرایی در جهان سوم و در کشورهای توسعه یافته وجود دارد؛ چرا که ملی گرایی در خیلی از کشورهای جهان سوم یک ایدئولوژی و در بسیاری از موارد یک گرایش مترقی از جانب فرهنگ عمومی به حساب می آید و اقبال به آن بسیار زیاد است. در اروپا و در کشورهای که پیشینه دمکراتیک دارند در شرایط حاضر ملی گرایی یک ایدئولوژی منفی به حساب می آید و شکل مثبتی ندارد و معمولاً احزاب چپ و راست سعی می کنند از آن فاصله بگیرند و خیلی تاکیدی روی ملی گرایی ندارند به دلیل اینکه ملی گرایی خاطرات تلخی را از جنگ جهانی دوم زنده می کند.
برای ما مساله ساخت هویت ملی مهم است
دکتر فکوهی در ادامه بحث اشاره کرد: اما برای ما مساله ساخت هویت ملی و انسجام ملی مهم است به دلیل اینکه فرآیند ملت سازی و دولت سازی در ایران هنوز به پایان نرسیده است.
وی افزود: در این زمینه می توانیم بگوییم که این جریان در ایران تا حد زیادی مشروعیت دارد و باید از آن حمایت کرد. منتها قضیه در این است که این مساله نباید به هر قیمتی اتفاق بیفتد. هر چند که من فکر نمیکنم که در ایران برای تحقق فرآیند ملت سازی و ایجاد هویت ملی ما بتوانیم همان روشهایی را اعمال کنیم که در اروپا یا آمریکا اتفاق افتاده است؛ به خصوص روشهایی را که در قرن نوزدهم میلادی به کار گرفته شدهاند.
دکتر فکوهی گفت: به رغم این مساله متاسفانه شاهدیم که در این زمینه از تجربه غرب الگوبرداری میشود و این الگوبرداری به این شکل است که دقیقا میخواهند همان روش را در ایران هم پیاده کنند.
وی ادامه داد: این روش که من همواره از آن انتقاد کرده ام به این شکل است که هویت ملی به گونهای یکشکلسازی، یکدست سازی و یکسانسازی هویتی بین یک ایران مرکزی و تاریخی با نادیده گرفتن هویت ها و اقوام و زبان هایی که در ایران داریم اتفاق میافتد.
دکتر فکوهی تاکید کرد: این امر اگر بخواهد به این شکل پیش برود، مسلما مساله ایجاد خواهد کرد. در حوزه ورزش این نگاه تاکنون مسایلی را ایجاد کرده است و این اولین بار نیست که من در این باره صحبت می کنم. برای مثال در مورد فوتبال همواره این سوال برای خیلیها مطرح بوده است که چرا در زمینه فوتبال گروه های طرفدار تیم های محلی در مسابقات بین المللی در بعضی از موارد از تیم خارجی در مقابل یک تیم محلی دفاع میکنند که آن تیم محلی در داخل سیستم ملی رقیب آنهاست.
وی خاطرنشان کرد: عموما این به عنوان حرکتی ضد ملی تلقی میشود که به نظر من لزوما به این معنا نیست. حتی در اروپا نیز چنین اتفاقاتی می افتد.
سیاستگذاری در سطح ملی باید با دقت زیادی انجام شود
دکتر فکوهی در خصوص هویت ملی بیان کرد: هویت محلی می تواند در مواقعی در حوزه ورزش پررنگتر شود و این لزوما به معنی این نیست که چون هویت ورزشی محلی پررنگتر است. بنابراین کسانی که به این هویت محلی تعصب دارند، لزوما در برابر هویت ملی قرار می گیرند. واکنشی که در مقابل این اتفاق می افتد، می تواند درست برعکس این مسأله را ایجاد بکند. یعنی تقابل بین هویت ملی و محلی را تشدید کند و از این لحاظ من فکر می کنم سیاستگذاری به ویژه در سطح محلی باید با دقت زیادی انجام گیرد.
پارس و پرشیا واژگانی غربی هستند
ما ایرانی هستیم
وی در پایان صحبت های خود اشاره کرد: با توجه به اینکه ایران در جام جهانی حضور دارد، وقتی با کسانی که در چارچوب هویت محلی قرار دارند صحبت می کردیم، آنها اعتراض خود را نسبت به شعار وزارت ورزش برای تیم ملی فوتبال در جام جهانی مطرح میکنند. شعار به افتخار پرشیا ( به افتخار پارس). مشکل این شعار در این است که ما پرشین نیستیم و ما ایرانی هستیم. واژه ایران دقیقاً به این معناست که تمام اقوام ایرانی در داخل هویت ایرانی هستند. پارس و پرشیا واژگانی هستند که از سوی غربیان روی این کشور گذاشته شده است. درست است که غربیان مرجع باستانی هم بدان می دهند، ولی به هر حال ما از ابتدای قرن بیستم به نام کشور ایران مطرح هستیم. مطرح شدن چنین شعاری می تواند خود تیپی از طرد نسبت به هویتهای دیگری که کاملاً ایرانی هستند باشد و به نظر من کاملا در چارچوب هویت ملی قرار می گیرند.
دکتر تقی آزاد ارامکی: در ایران با فرهنگ ایرانی روبرو هستیم
دکترتقی آزاد ارامکی در این نشست با توجه به عنوان ورزش، فرهنگ و هویت ملی ادامه داد: به باور من ما هویت ایرانی داریم؛ ما با یک ایران به لحاظ تاریخی روبرو هستیم. حسی به جامعه ایرانی و تمدن ایرانی داریم. اینها زمینههای رسیدن به یک هویت ایرانی است. حالا اینکه در هویت ایرانی ملیت چه ساز و کار و وضعیتی دارد، این خود جای بحث و مناقشه دارد.
وی در ادامه افزود: این مساله در سه گانه روشنفکری-سیاست-زندگی روزمره به ساحتی بحرانی حواله داده میشود. در حالی که به نظر من خیلی هم اینگونه نیست. ما از هویت ایرانی سخن می گوییم؛ در هویت ایرانی چیزی که مهم است، ساز و کارهای اقتصادی نیست یعنی ما در این زمینه با زیرساخت اقتصادی قدرتمندی روبرو نیستیم که جهان غرب با آن روبروست. در ایران با فرهنگ ایرانی روبرو هستیم.
ما با دوگانه ها مواجه می شویم
دکتر تقی آزاد ارامکی عنوان کرد: ما وقتی به مقوله ورزش می رسیم، متاسفانه در این زمینه از مقوله دوگانه و دوگانهگرایی قهرمانی/ پهلوانی، سلامتی/ پهلوانی، تجارتی/ فرهنگی، روستایی/ شهری، کشتی/ فوتبال، پهلوانی/ پیروزی روبرو می شویم و مجبور شدیم که در چارچوب این دوگانه ها فوتبال را در مقابل کشتی قرار دهیم و یا خیلی از ورزش های جدید را در مقابل ورزش های قدیم قرار دهیم.
وی افزود: براساس منطق همین دوگانگیهاست که برای مثال وقتی ما به جام جهانی فوتبال راه مییابیم، به دنبال این نیستیم که حضور ما در جامعه جهانی بیش از پیروزی ارزش دارد. یک بازی خوب در سطح جهانی با توجه به ظرفیت ورزشی که داریم، امتیاز بزرگی برای ایرانی بوده و به ارتقای ساحت فرهنگی ایران کمک خواهد کرد. دوگانگیهایی که نام بردم، به نظر من امکان فهم درست از ورزش و رابطه آن با هویت را، دچار اختلال کرده است.
دکتر آزاد ارامکی تاکید کرد: برای مثال ما دنبال این هستیم که فوتبال را در دو مقوله پیروزی یا شکست خلاصه کنیم. طبیعی است که از درون این دوگانه جنگیدن و رقابت بیرون میآید و اقتصاد و سیاست نیز این وضعیت را تشدید میکند.
وی ادامه داد: من اعتقاد دارم در کشتی به دلیل ویژگیهایی که دارد، عنصر پهلوانی مطرح است و کمتر در آن اقتصاد و سیاست مطرح می شود. وقتی کشتی و فوتبال را مقایسه میکنیم، به خوبی میبینیم که این دو ورزش از دو ساحت فرهنگی متفاوت ریشه میگیرند و همزیستی فوتبال و فوتبالیستها و کسانی که در حوزه فوتبال هستند با هویت ایرانی و ملی ما خیلی کمتر از اهالی کشتی است. یعنی عنصر هویت ایرانی را در عرصه کشتی بیشتر می بینیم تا حوزه فوتبال.
در ورزش های سنتی، خوب بازی کردن و اخلاق خوب مطرح است
دکتر آزاد ارامکی گفت: حرف من این است که ما از این دوگانگی گذر کنیم و ببینیم که به لحاظ تاریخی ما چه رابطهای میان ورزش و فرهنگ داشتهایم که به یک معنا برخی از عناصر هویتی ما را شکل داده است. اگر به این مساله توجه کنیم، شاید در نهایت بتوانیم پاسخ هویت ملی و هویت ایرانی خود را توضیح دهیم.
وی ادامه داد: در ورزشهای سنتی، مقوله خوب بازی کردن و اخلاق خوب داشتن بسیار مهم است؛ یک کشتیگیر بیش از اینکه به فکر پیروزی باشد، به دنبال رعایت آداب و سنن پهلوانی است. از بستر آن مفهومی دیگری در میآید به نام لوطیگری و پهلوانی که در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و من وقتی از فرهنگ ایرانی دفاع میکنم، کانون آن را بر روی همین لوطیگری و پهلوانی میگذارم تا لمپنسیم.
دکتر آزاد ارامکی تاکید کرد: اگر این گونه نگاه کنیم و بگوییم که ورزش قدیم ایران با مرکزیت لوطیگری، پهلوانی و گذشت همراه است، آن هنگام میتوان حتی با دید کارکردی هم از این ورزش انتظار اثرگذاری و نتیجهبخشی داشت و میتوان از آن الگو گرفت. از این الگو هم در ورزش استفاده کرد. در آن صورت به اعتقاد من دیگر در ساحت ورزش نیز تعارض با هویت ملی ایرانی را شاهد نخواهیم بود.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین باید سمت حاکم کردن این الگو در ورزش حرکت کنیم و در آن صورت انتظارات ما از حوزه ورزش الگوها و متغیرهای مناسبی به نام پهلوانی، گذشت، آداب، اخلاق و در عین حال پیروزی باشد. پیروزی عنصر نهایی بشود ولی عنصری که در چارچوب این الگو به هر قیمتی به دست نمی آید و در لفافه اخلاق و فرهنگ ایرانی معنا میشود. در این صورت است که رابطه بین فرهنگ و ورزش و هویت ملی ما چالشی، تعارضی و بحرانی نخواهد بود.
دکتر هادی خانیکی: همزمان و روز به روز جهانی تر می شویم
دکتر هادی خانیکی در ادامه مبحث افزود: من ترجیح میدهم که از حوزه تخصصی خود یعنی ارتباطات به این مقوله نگاه کنم. هر چند که با بسیاری از مباحثی که آقای دکتر فکوهی و آزاد مطرح کردند موافقم. سؤال مشخص من این است که چرا ما دور هم جمع شدهایم؟
وی در ادامه افزود: اصل موضوع این است که جام جهانی فوتبال در پیش است و به این بهانه می خواهیم بگوییم که چه اتفاقی در راه است و چگونه می توان از آن بهره بهتری گرفت. برای بهرهگیری بیشتر چه کاری میتوان کرد؟
دکتر خانیکی تاکید کرد: می توانم بگویم تحت تاثیر تحولی که در حوزه ارتباطات چه به لحاظ سخت افزاری و چه به لحاظ نرم افزاری رخ داده است، شکل ارتباطی در جهان در حوزههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و نظایر اینها تغییر پیدا کرده است. روابط عمودی عمدتا به روابط افقی تبدیل شده است.
وی ادامه داد: به این معنا شاید بحث پایانی دکتر آزاد ارامکی یعنی تغییر دوگانگیها هم یکی از الزامات جامعه شبکهای باشد. جامعهای به هم پیوسته که همانگونه که آقای دکتر فکوهی مطرح کردند، با دو متغیر همزمان جهانی شدن، محلی شدن، ما به طور همزمان و روز به روز جهانیتر می شویم و در عین حال محلیتر نیز می شویم و به تعبیر دکتر آزاد ارتباط ساحتها و زمینههای مختلف بیشتر می شود.
دکتر خانیکی: فرهنگ از سیاست و اقتصاد مهم تر است
دکتر خانیکی خاطرنشان کرد: دو اثر مهمی که در تیتری که شما برگزیدهاید، دیده می شود؛ از این تحول ارتباطی با هر نام از قبیل ورود به عصر ارتباطات، اطلاعات، دانایی، زوال، فاصله ها و یا مراسم دیگری که به آن بگذاریم ناشی شده است:
اثر اول، پررنگتر شدن نقش فرهنگ است. عنوان یکی از اجلاسهای یونسکو که در ابتدای قرن بیست و یکم در استکهلم برگزار شد، کنفرانس جهانی قدرت فرهنگ بود. حرف این کنفرانس این بود که فرهنگ از سیاست، اقتصاد و... مهمتر شده است.
وی افزود: اثر و پیامد دوم برجستهتر شدن هویت و تبدیل شدن آن بیش از گذشته به سرچشمه معنا و در اشکال مختلف هویت ملی، هویت مذهبی، هویت قومی، جنسیتی است. میتوان گفت همه این هویتها، پررنگتر از گذشته شده است. حال با توجه به این دو تغییر رخ داده، باید دید که ما کجا ایستادهایم و چه کار باید کنیم؟ به بیان دیگر باید بررسی کنیم که آیا با هویت متصلب میتوان به سراغ به این مساله رفت؟ یا باید به سمت هویت های باز و تشکر حرکت کنیم؟
دکتر خانیکی ادامه داد: اینکه میگوییم نقش فرهنگ بیشتر شده است؛ آیا مدنظر ما همان جنبههای لوکس و تزیینی فرهنگ گذشته مثل فرهنگ والاست یا نه، فرهنگ به معنای حضور در زندگی اجتماعی روزمره مهم شده است و بنا به تعبیر کارل مانهایم، فرهنگ دموکراتیک یا به اصطلاح نقش دموکراسی در فرهنگ را بیشتر باید دید و نظایر اینها.
ما با جهانی متفاوت و با پارادایم تازه ای روبرو هستیم
دکتر خانیکی اشاره کرد: پاسخ خود من به این مساله این است که ما با جهانی متفاوت از گذشته و با پارادایم تازهای روبروییم که در آن امتداد مسیرهایی که با آن مواجهیم، الزاما امتداد مسیرهای گذشته نیست.
وی افزود: یعنی اگر تنها بخواهیم بر روی ویژگیهایی که آقای دکتر آزاد ارامکی برشمردند یعنی منابع هویتی سنتی خودمان تمرکز کنیم، باید این واقعیت را پذیرفت که مختصات شرایط حاضر و پارادایم نوین شکلهای سنتی گذشته را بر نمیتابد. برای مثال در پارادایم نوین نمیتوان ارزشهای فرهنگی و اخلاقی در ورزش را با توصیههای اخلاقی اشاعه داد؟ در پاردایم نوین همانگونه که آقای دکتر فکوهی به درستی به آن اشاره کردند، نمیتوان برای کاستن تقابلهای هویتی محلی و ملی، فرهنگهای بومی و خرد را در فرهنگهای کلان ادغام کرد.
دکتر خانیکی اظهار کرد: خوب در این پارادایم نوین چگونه میتوان این تقابلهای هویتی را کاهش داد؟ پاسخ من این است که باید بپذیریم که ما وارد هندسه معرفتی تازهای شدهایم که در این هندسه معرفتی باید دید که چه عناصری در آن برجسته است. یکی از ویژگی و عناصر برجسته این هندسه معرفتی همانگونه که پیشتر بدان اشاره کردم، برجسته شدن نقش فرهنگ و دموکراتیکتر شدن آن است. در این هندسه معرفتی باید فرهنگ را با مقولهها و مفاهیمی چون همپذیری، تنوع و گفتگو تعریف کرد و فهمید و نه مفاهیم و مقولههایی چون تصلب، محدودیت و طرد.
نمی توان فرهنگ را محدود به سیاست دید
دکتر خانیکی بیان کرد: در این هندسه معرفتی قدرت و پاد قدرت، خود را از طریق زبان فرهنگی و از درون فرهنگ بروز و ظهور می دهد. در این پارادایم جدید فرهنگ بزرگتر از سیاست است و نمیتوان فرهنگ را سیاسی دید. نمیتوان آن را محدود به سیاست کرد. در این هندسۀ معرفتی باید پذیرفت که تحول فرهنگی به طریق آمرانه و دستوری روی نمیدهد و در این پارادایم نو، فرهنگ به سیاست شکل می دهد.
وی افزود: در زمینه هویت، چون هویت برجسته شده است هر چه ما بتوانیم به سمت هویتهای مشروعیت بخش، به سمت هویتهای برنامهدار و زماندار پیش برویم از شکلگیری هویتهای مقاومت جلوگیری به عمل می آید. وقتی بر مبنای عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا حتی جنسیتی عمل کنیم، دیگر شاهد شکلگیری هویتهای خشن و متصلب قومی و مذهبی نخواهیم بود. در این میان باید توجه داشت که مقولههایی مثل ورزش دیگر فراتر از ضرورتهایی از قبیل سلامت اجتماعی مطرح است.
دکتر خانیکی اشاره کرد: اصلا ورزش در پارادایم نوین به یک ساحت و میدان جدید برای شکل دادن به بحثهای فرهنگی، هویتی تبدیل شده است. طبیعتاً ورزش جدید نیز از عناصری تازه بهرهمند است و برای مثال نمیتوان گفت که خوب حال که ما برای مثال ما در کشتی زمینه مناسبی داریم، چرا زبان ورزش جهان، زبان کشتی نیست.
وی تاکید کرد: یکی از ویژگیهای این پارادایم نوین این است که زبان ورزش آن فوتبال است و ما نیز باید آن را بپذیریم. من در این قسمت خواهان آن هستم که بگویم، مسألهای که اکنون جامعه ما با آن مواجه است، این است که ما چقدر این چشم انداز فرهنگی، هویتی جدید که موضوع بحث ما نیز هست را در صورتبندی جدید آن، به خوبی شناختهایم و بدان توجه کردهایم؟
صورت بندی نوین را به خوبی نشناخته ایم
دکتر خانیکی ادامه داد: پاسخ من به این سوال این است که ما این صورتبندی نوین را به خوبی نشناختهایم و خوب هم بدان توجه نکردهایم چرا که در این مسیر یا با شیفتگی کامل با این امر مواجهه داشتهایم و یا با مقاومت و طرد کامل. در نتیجه انطباق مناسب و یا انتخاب فعال در مورد مقولههای جدید رخ نداده است. زمانی در جامعه ما حداقل در جامعه سیاسی ما ورزش و سیاست در مقابل هم معنا میشد. نسل من نسلی بود که اگر میخواست به حوزه سیاست قدم بگذارد، از ورزش فاصله میگرفت. اکنون به نظر من چنین تقابلی وجود ندارد.
وی افزود: بحثی که دکتر آزاد ارمکی بدان اشاره کردند، خود مفهوم شادی و پایبند به ارزشهای اخلاقی است. باید دید آیا خود شادی در جامعه ما یک ارزش به حساب میآید؟ اگر ارزشی باشد که به نظر من نیست، باید اشکال بروز آن شادی را در جامعه فراهم کرد. این جاست که به اعتقاد من نقش دولت نقش پررنگتری میشود.
دچار انباشه های فرهنگی، هویتی و ورزشی هستیم
دکتر خانیکی عنوان کرد: به نظر من ما اکنون در جامعه دچار انباشتههای فرهنگی، هویتی، ورزشی هستیم که در برطرف کردن آنها دچار مشکل جدی در جامعه هستیم؛ چرا که انباشتههای عظیم ما در حوزه فرهنگ، هویت و ... زمینه ظهور و بروز خود را در جامعه پیدا نمی کنند. به نظر من بخشی از ناکارآمدی در بروز این انباشته به مشکلات معرفتی برمیگردد. در این زمینه اصلا باید دید که ما چقدر میپذیریم که دنیای شاد هم دنیای دینی است؟ آیا این تلقی درست است یا که نه؟ تلقی از دین و دنیای دینی به مثابه دنیای رنج اعتبار دارد؟ این خود یک مساله جدی است که باید بدان پرداخت.
وی ادامه داد: اشکالات نهادی نیز در این زمینه وجود دارد که جامعه ما با آن مواجه است. یعنی جاهایی که باید به عنوان خیر عمومی و به عنوان امر مدیریتی حکومت تسهیل کننده باشد، باید دید آیا دولت و کنشهایش تسهیل کننده است یا اینکه باز هم شکلی از روابط بالا به پایین وجود دارد؟ دولت لطف میکند و امتیازاتی را به جامعه میدهد و برای مردم امکانات ورزشی فراهم می کند؟ آن را حق مردم نمیداند، بلکه یک امتیاز به حساب می آورد؟ این هم اشکالی است که در بخش ساختار و مناسبات اجرایی و نهادی وجود دارد.
اشکالات مهارتی داریم
دکتر خانیکی گفت: علاوه بر اینها در این زمینه اشکالات مهارتی نیز داریم که جامعه با آن مواجه است. به نظر من اصلا جامعه ما مهارت شاد زیستن را ندارد؛ همان نکتهای که آقای دکتر فکوهی نیز به گونهای بدان اشاره کردند.
وی افزود: یعنی باید گفت چرا جامعه ما بعد از هر اتفاق بزرگ ورزشی گرفتار نوعی وندالیسم میشود و به شکلی شادی خود را بروز میدهد که در آن حق رقیب به هیچ وجه به رسمیت شناخته نمیشود. بحثی که دکتر آزاد بیان کردند، به نظر من در اینجا مصداق میکند؛ خوب باید دید که اخلاق کجای این ماجرا حضور دارد؟
دکتر خانیکی تاکید کرد: آیا وقتی که در رقابتهای ورزشی به خصوص در فوتبال حق تیم های رقیب کاملا نادیده انگاشته میشود و آن تیم شکست خورده، همانند جریان سیاسی شکست خورده، باید نابود شده و حق حیات نداشته باشد و باید از زمین محو شود. اینها مسائلی است که روشن میسازد به نظر من جامعه ما مهارت ابزار شادی را ندارد.
وی ادامه داد: به طور خلاصه من معتقدم که ما به هر حال در آستانه جام جهانی هستیم و جام جهانی هم آن قدر برجسته است که به صورت رسمی و غیررسمی بر تمامی حوزههای جامعه ما از قبیل دانشگاه، امتحانات دانشگاهی، سیاست، اقتصاد و ... تاثیر گذاشته است و هر چقدر هم ما آن را انکار کنیم، به هر حال این واقعه تاثیرات خاص خود را بر جای گذاشته است. خوب حال باید به این مساله بپردازیم که چگونه باید با این واقعه بزرگ برخورد کنیم؟ دیدیم که این واقعه بر بسیاری از حوزهها تاثیر گذاشته است.
زبان ورزشی، زبان جدید سیاست ورزی، فرهنگی و هویتی است
دکتر خانیکی اشاره کرد: این تاثیرگذاری بدین علت است که به نظر من زبان ورزشی زبان جدید سیاستورزی، فرهنگی و هویتی است و در این عرصه جدید هویت، فرهنگ، سیاست، جوان و ... خود را بروز میدهند. خوب حالا ما این واقعه (جامجهانی فوتبال) مواجه شدهایم؛ به نظر من اگر ما بتوانیم - نه فقط به خاطر این واقعه - توجه خود را به هم گرایی به جای واگرایی معطوف سازیم یعنی اولویت خود را به همگرایی فرهنگی بدهیم، بسیاری از معضلات ما حل خواهند شد.
وی افزود: در این زمینه مثالی می زنم؛ در سال 1354 که شهید مطهری کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نوشت آن زمان دوستانی که در حوزه سیاست بودند، به خوبی میدانند که اوج بیتوجهی به هویت ملی - مذهبی در حوزه سیاست بود. در این دوران جریانات غیر مذهبی، بحث نوعی اتحاد جهانی پرولتاریا را مطرح می کردند، جریانهای مذهبی هم ایده امت اسلامی را پیگیری میکردند. در این فضا شهید مطهری میگوید هیچ وقت هیچ بحث من این قدر مورد استقبال قرار نگرفت تا وقتی روی داد و ستد بین هویت اسلامی و ایرانی بحث کردم.
دکتر خانیکی گفت: این اقبال نشاندهنده این است که مساله خیلی اصالت دارد. شهید مطهری خوانشی همپذیر از هویت اسلامی - ایرانی ارائه داد، در حالی که رژیم شاه از یک خوانش ناهمپذیر میان هویت اسلامی - ایرانی حمایت میکرد. اکنون هم به نظر من درست ترین راه این است که ما خوانشی همگرایانه از عناصر جدید و قدیم فرهنگ خود ارائه دهیم و به نظر من باید روی هویتهای مرکب به جای هویتهای بسیط تکیه کنیم.
این گزارش ادامه دارد...