دومین نشست خبری ورزش، فرهنگ و هویت ملی با حضور جمعی از اساتید و صاحبنظران در ساختمان شماره 2 وزارت ورزش و جوانان برگزار شد.
به گزارش سرویس وزارت جوانان خبرگزاری برنا، در این میزگرد که به منظور آشنایی هر چه بیشتر با مقوله ورزش، فرهنگ و هویت ملی برگزار شد، دکتر محمود شهابی، دکتر نعمت الله فاضلی و دکتر محمد سعید ذکایی حضور داشتند.
دکتر نعمت الله فاضلی: در حال حاضر امر ورزش دیگر امر صرف ورزشی نیست
بحث ورزش در جامعه امروز و زندگی اجتماعی در جامعه رسانه ای شده، مصرفی، فراغتی، شبکه ای، ارتباطی و نمادین و به بیان کلی جامعه فرامدرن و پسامدرن امروزی، امری منتزع و مستقل از ویژگی های دیگر جامعه امروزی نیست. قصد من از اینکه برچسب هایی که جامعه امروزی را با آنها وصف کردم، این بود که روشن سازم که در حال حاضر امر ورزش دیگر امر صرف ورزشی نیست بلکه امری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شده و اقتصادی شده است. به زعم من چیزی که ما همکاران حوزه مطالعات فرهنگی را در کنار یکدیگر جمع کرده که درباره امر ورزش از منظر مطالعات فرهنگی صحبت کنیم، همین ماهیت فراورزشی امر ورزشی را می رساند.
جوان مانند ورزش امری پیچیده و فراپیچیده است
یکی از وجوه فرا ورزشی نسبتی است که این مقوله با همه فرآیندهای جامعه جدید برقرار می کند از جمله نسبتش با مساله کلی هویت در ابعاد مختلف آن. در جامعه امروز جوان درست مانند ورزش امری پیچیده و فراپیچیده است جوانی پدیده ای است که با مساله های عمیقی ارتباط برقرار کرده است. یکی از مساله ها تولید هویت جوانی است. در جامعه پیشامدرن انسانی تنها دو هویت نسلی یا هویت معطوف به سن داشتیم. یکی هویت بزرگسالی و دیگری هویت سالمندی. در این میان خبری از هویت کودکی، نوجوانی نبود و این هویت ها به مثابه امری فرودست تعریف می شدند و فاقد هنجارها و ارزش ها و معانی بود که در کلیت نظام اجتماعی به آن استقلال می داد. به همین دلیل هر چه وارد دنیای مدرن می شویم هر چه به مدرنیته متاخر نزدیک تر می شویم، مساله جوانی هم ظاهر و آشکار می شود.
جوانی در اصل شکل گیری هویت جوانی است
مساله جوانی، در اصل شکل گیری هویت جوانی است؛ هویتی که در آن جوان به مجموعه ای از حقوق دست می یابد. حقوقی که با نسل، سن، حقوق، نیازها و ویژگی های دیگر این گروه سنی گره می خورد. جوانی که بدنش، نیازهای فیزیولوژیکش، جایگاهش در فضای مکانی و جایگاه شهری و نظام خانواده و مجموعه نیازهای دیگرش به رسمیت شناخته شود. مساله هویت جوانی خود یک موضوع در دنیای جدید است که دوستان فاضل حاضر در جلسه، در مورد آن صحبت خواهند کرد. اما گره خوردن مساله جوانی با هویت ملی، موضوعی که شما مطرح می کنید، خود موضوع پیچیده تری است به این دلیل که خود مفهوم هویت ملی نیز از مفاهیم معاصر و مدرنی است که به یک امر پروبلماتیک و مناقشه برانگیز تبدیل شده است.
ورزش مدرن ماهیت جدید پیدا کرده است
هویت ملی از جمله مفاهیم کلیدی فرایند شکل گیری دولت، ملت ها یا فرایند ملت سازی است؛ بنابراین ما در اینجا دو فرایند مدرن داریم که روز به روز در حال مناقشه انگیزتر شدن هستند. یکی امر جوانی و دیگری امر ملی؛ امروزه ورزش به ویژه ورزش مدرن در میان دو امر پروبلماتیک یعنی جوانی و ملی سازی، ماهیت جدید پیدا می کند به گونه ای که به لحاظ نظری ورزش مدرن، یک سازه فراورزشی یا غیر ورزشی است. از این رو، مساله هویت ملی و جوانی و یا هویت جوانی ورزشی را به مرزهایی فراتر از مساله فیزیولوژی، سلامت بدن و جسم، شادابی و نشاط و اموری که مربوط به فرد می شود ارتقاء می دهد یا آن را گسترش می دهد. حال اگر ما بیاییم همین مساله هویت جوانی و ورزشی را در یک بافت دیگر قرار دهیم، آن بافتی است که در آن اقتصاد روز به روز در حال نمادین شدن است و اقتصاد فرهنگی اهمیت پیدا کرده است.
جوان مصمم به حس غرور نیاز دارد
در دنیایی که ارزش های مبادله و ارزش های مصرفی کاهش اهمیت پیدا می کند، ارزش نمادین روز به روز بیشتر می شود. در حوزه سیاست قدرت نمادین در عرصه بین الملل اهمیت پیدا می کند و به نوعی دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی مبتنی بر توزیع و کاربست گسترده نمادها گسترش پیدا می کند. در جهانی که قدرت نمادین در حوزه های مختلف ارزش بیشتری پیدا می کند، طبیعتا ورزش که یکی از عرصه های مهم تولید و توزیع نمادها و یک قدرت نمادین است، در عرصه بین المللی، جایگاه ویژه ای پیدا می کند. در جهان امروز هویت های ملی یعنی ملت ها و دولت ها، زمانی قدرت بزرگی پیدا می کنند و توان مجاب کردن یا متقاعد کردن ملت خود به داشتن حس غرور و حس افتخار، بزرگی را فراهم می آورند که بتوانند قدرت نمادین خود را به جهان عرضه کنند. جوان مصمم، به این حس غرور نیاز دارد و این حس غرور بخشی از هویت جوانی او نیز می تواند باشد. البته مشروط بر اینکه نظام های سیاسی توانایی نمایندگی همه گروه های اجتماعی را پیدا بکنند، در آن صورت برای جوان ورزش یکی از عرصه های تولید و توزیع نمادها و قدرت نمادین است.
جوان نقش کلیدی در برساخته شدن مدال های قهرمانی دارد
در آن صورت برای یک جوان مساله اینکه بتواند به کمک امر ورزش، قهرمان ورزشی، احساس غرور بکند، به نوعی باید بتواند، این نشانه های نمادین یعنی مدال های قهرمانی را به عنوان مدال های ملیت خود تعریف کند. در عین حال مدال هایی که جوان ها، خودشان آن را یه دست آورده اند، یک ویژگی ذاتی دارند که آن را به جوانی وصل می کند. آن هم این است که مدال های ورزشی و مدال های قهرمانی، سازه های اجتماعی- فرهنگی هستند که جوانان آن را تولید کرده اند یا به عبارتی دیگر جسم و جوانی نقش کلیدی در برساخته شدن این مدال های قهرمانی دارد؛ چیزی که باعث می شود جوانان استقبال گرم تری از این نوع قهرمانی ها و مدال ها و نشانه های قهرمانی بکنند. دقیقا همین مشارکت های جسم و جوانی در فرایند پیچیده ای تولید آن نشانه ها و منادهای قهرمانی هست.
در جهان نمادین شده امروز، قدرت ورزش بیش از تسلیحات است
بنابراین من در جمع بندی بحث خود در این نوبت می خواهم بگویم، این است که در جهان رسانه ای شده امروز که روز به روز نمادها در یک گستره جهانی توزیع می شوند، در جهان فراغتی امروز که مردم بیشتری از جهان، فرصت بیشتری برای تماشا و مصرف نمادها و نشانه های فراغتی ورزشی را دارند و در جهان که قدرت نمادین بیش از قدرت تکنولوژیک، تسلیحات و قدرت سیاسی دیگر توان نمایندگی ملت ها را پیدا کرده است. در چنین جهانی جوانی که می تواند از راه ورزش، جسم و قوای بدنی خود نقش در تولید این نماد را داشته باشد، طبیعتاً استقبال گرم و پرشورتری از چنین ورزش های قهرمانی و از این طریق به عمل آورد که در واقع یک نوع مشارکت نسل جوان در نظام اجتماعی، نظام سیاسی به وجود می آید.
جوان از طریق وزرش های قهرمانی جایگاه خود را ارتقا می دهد
نکته پایانی اینکه جوانی، هویت ملی و ورزش قهرمانی در واقع یک بسته فرهنگی پسامدرن است که نوعی تعامل همه جانبه میان اینها شکل گرفته است. جوانان از طریق ورزش های قهرمانی به نوعی جایگاه خودش را در نظام اجتماعی هم ارتقاء می دهند. از طرف دیگر به نوعی تثبیت فرهنگ جوانی هم است چون که همه ورزش ها از جمله ورزش های قهرمانی در واقع به نوعی پیشخوان فرهنگ جوانی است و در آنها جوانان می توانند سرمایه طبیعی، سرمایه بدنی خودشان را به یک سرمایه فرهنگی ارتقاء دهند و از طرف دیگر از طریق ورزش قهرمانی جوانان می توانند نیازهای شخصیتی یا فردی خودشان را هم تعریف کنند. داشتن یک تلقی مثبت از خود، داشتن یک حس ارزشمند بودن و همچنین در واقع به نوعی تحقق یافتن بخش از ارزش های فردی یا فردگرایی که از ویژگی های دنیای پسامدرن امروزی است، همه اینها دست به دست همدیگر می دهند و ورزش قهرمانی را به یک جایگاه منزلتی نمادین که همراه با اشکال گوناگون از جمله سرمایه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی همراه است ارتقاء می دهند.
دکتر محمد سعید ذکایی: چقدر از ایرانی بودن خود، حس خوب و مثبتی دارید؟
ورزش قهرمانی نقشی در اعتلا و ارتقاء و حساسیتبخشی به هویت ملی و هویت جوانی دارد. در سال 1387 مجری یک پروژه ملی بودم. پیمایش هویت دینی و ملی جوانان در یک نمونه 20 هزارتایی ملی را برعهده داشتم. در این پژوهش از جوانان پرسیده بودیم که چقدر از ایرانی بودن خود، حس خوب و مثبتی دارید؟ از اینکه ایرانی هستید، رضایت و حس خوبی دارید؟ در جامعه آماری من، 37 درصد شرکت کنندگان گفته بودند، حس خوبی داریم. سوال بعدی من این بود که چه چیزهایی باعث می شود که حس خوبی نسبت به ایرانی بودن خود داشته باشید؟ جالب بود که با فاصله زیادی بعد از موفقیت علمی و تقریبا چسبیده با موفقیت علمی، موفقیت های ورزشی را عنوان کرده بودند. یعنی وقتی در همه جا سرود ملی ایران نواخته می شود و پرچم ایران افراشته می شود، قهرمانی ایران در میدان های مختلف رقم می خورد. این حس افتخار به هویت ایرانی را القاء می کند و این همان بحثی است که اقای دکتر فاضلی به خوبی مطرح کردند. ورزش موجب غرور و منزلت می شود؛ برای اینکه جوانان از طریق این موفقیت ها می گویند «ما هستیم» و «این ما هستیم» میل به اینکه ما هم بخشی از این فرهنگ مدرن و جامعه جدیدی هستیم که در آن ورزش جایگاهی بلند و رفیعی دارد و ما هم سهمی در آن داریم.
مزیت های ویژه ورزش
می خواهم بگویم که اگر چه فرآیندی شروع شده است ارزش های فرامدرن در طیفی از جوانان قدری رسول کرد و یا تمایلات جهان وطنانه آن چنان که بعضی از جامعه شناسان مدرن متاخر مثل آنروز و دیگران از یاد می کنند، عملاً با انتخاب مکتب زندگی و هویت جهل که ممکن است نمایندگی بکند سلیقه های بر شما از جوانان کلان شهرها را حداقل در شهرهای بزرگ ولی همچنان هویت های ملی با مکتب سرزمینی، دینی و آئینی و ملی ایران شناخته می شود با موفقیت های ورزشی گره خورده است. به اعتقاد من هویت ملی با ورزش های قهرمانی گره خورده است. در پژوهشی که نام بردم پرسیده بودم که بخواهید از میان گزینه ها میان ایرانی هستیم من مسلمان هستم من ایرانی مسلمان هستم و من مسلمان ایرانی هستم نظر شما چیست؟ پاسخ ها توزیع شده بود. 15 درصد گفته بودند من ایرانی هستم و 14 درصد گفته بودند من مسلمانم و 31 درصد گفته بودند من ایرانی و مسلمانم و 36 درصد گفته بودند من مسلمان ایرانی ام. ولی وقتی پای ورزش به میان می آمد، عملاً این تقسیم بندی ها با دال مرکزی هویت ملی جوان ایرانی بر اساس اینکه چگونه خود را شناسایی می کند، با این چهار گزینه ای که نام بردم، عملاً گزینه ها رنگ می باخت. می دیدیم که این موفقیت های ورزشی به حساب ایران نوشته می شود. می خواهم بگویم که مقام مشاهده کردن مخاطب بودن دنبال کردن تماشاگری در ورزش، فارغ از این هویت ها و شکاف های اجتماعی، سیاسی، موفقیت های ورزشی می تواند به مثابه چتری عمل بکنند و همه این ها تحت الشعاع قرار بگیرند. این مزیت ویژه ای است که از ورزش برمی آید.
ورزش از جوانی و نیروی جوانی الهام می گیرد و به آن اضافه می کند
دکتر فاضلی به نکات کلیدی اشاره کردند. من سعی می کنم از تکرار برخی نکات برای جلوگیری از اطاله کلام پرهیز کنیم. خود جوان و جوانی به عنوان یک برساخته و سازه های جدید خودش یک فرایند جدید و مدرن است. گرچه ورزش قهرمانی خیلی دیرپا نیست، درست است که سویه هایی از المپیک به بیش از یک قرن گذشته به بازی های کلاسیک یونان باز می گردد ولی سویه مدرن آن بیش از یک صد سال قدمت ندارد اما در عین حال همنوا شدن و گره خوردن برآیند و گره خوردن این دو مقوله با هم یعنی شکل گیری جوانی به عنوان یک سازه اجتماعی فرهنگی و اهمیت پیدا کردن آن چه که جامعه شناسان از آن به عنوان رویدادهای کلان یاد می کنند مثل المپیک، جام جهانی، این اتفاقاً به شکل جالبی پروژه جوان سازی جامعه را رقم زده است. من می خواهم بگویم المپیک و جام جهانی که اتفاقا بهانه و بستری گرد آمدن ما نیز در این نشست است، یکی از کارکردهای اینها اساسا این است که ضمن اینکه پشتوانه نمادین و عینی جوان را به عنوان امر ایدئولوژیک جوانی را به عنوان یک ایدئولوژی به عنوان یک انرژی و به عنوان فرهنگ با خود به یدک می کشد از سویی هم از جوانی و هم از نیروی جوانی الهام می گیرد و هم به جوانی اضافه می کند. جامعه را جوان می کند و طی آن چرخه ای از جوان شدن جامعه را تجربه می کنیم. بنابراین من می خواهم بگویم که باید به استقبال این تعبیر برویم که البته این فرایند یک فرایند یکدست نیست و سویه های منفی هم دارد اما نمی توان نافی این نکته شد که در پروسه قهرمانی پروژه بدن، پروژه سلامت، پروژه سیاسی در معنای نمادین آن اهمیت پیدا می کند؛ اینکه در پروژه ورزشی قهرمانی حافظه های نسلی اهمیت پیدا می کنند. ما نسلی هستیم که جام جهانی 1978 دیدیم. آن مسابقات بهانه، بستر و زمینه ای برای گفتگو، ارتباط و پیدا کردن محمل هایی یا به تعبیر جامعه شناسان امروز اثرهایی برای ارتباط نسلی با همدیگر ایجاد می کند.
ورزش فرهنگ مردم پسند را بازتولید می کند
قهرمانی ورزشی انرژی عاطفی را آزاد می کند یا حتی بر تماشاگرانی که با هزاران کیلومتر فاصله از راه دور این مسابقات را دنبال می کنند تاثیر می گذارد. من اگر بخواهم در مورد آثار ثبتی که موفقیت های ورزشی ایجاد می کند صحبت کنم نیاز به زمان زیادی لازم است اما در این میان به برخی از آنها تیتروار اشاره می کنیم. آن چیزی که ورزش قهرمانی را با هویت جوانان که موضوع بحث شما هست پیوند می دهد، پربار کردن، پیچیده کردن و فربه کردن آن چیزی است که ما می توانیم فرهنگ مردم پسند بنامیم. در مورد فرهنگ مردم پسند طبیعتاً شما ناگزیرید که به ورزش روی بیاورید. ورزش است که عملاً با همه حواشی که دارد هم متن، هم زمینه و جریان اصلی این مردم فرهنگ پسند را باز تولید می کند.
ورزش ظرفیت های مدنی برای جامعه ایجاد می کند
همان گونه که آقای دکتر فاضلی اشاره کردند، ورزش، ظرفیت های مدنی برای جامعه ایجاد می کند. برای اینکه بیاییم و به دستورالعمل های دیگری بیندیشیم و فکر بکنیم. برای مثال کار تشنگی که آقای تیموریان در زمین بازی های مقدماتی جام جهانی در مقابل کره جنوبی انجام داد، پروانه ای را از گوشه زمین چمن برای این که به زیرپا نرود، به کنار زمین برد. این حرکت به گونه ای نشانگر و انتقال دهنده این بود که ما باید نسبت به محیط پیرامون حساس باشیم و نقش خود را به عنوان حامی محیط زیست و حیوانات ادا کنیم. یک مثال دیگر کمپین هایی است که برای ناسازگاری ورزش و اعتیاد به وجود آمده است و کارهای خیریه ای که با ورزش می توان انجام داد. دعوت کردن از تیم های ورزشی برای بازیهای خیرخواهانه، فروختن پیراهن تیم ملی و ... این ظرفیت های بالقوه در ادامه در مورد آن بحث خواهیم کرد. این ظرفیت ها در ایران از پایین به بالا در حال شکل گیری است. باید در ایجاد آنها از ظرفیت خود جامعه بهره گرفت و درون زا باشد.
ورزش می تواند مرهمی باشد بر التهاب و شکاف اجتماعی
تعابیری که ورزش می تواند در گفتمان های سیاسی جامعه ایجاد کند پیامی است که رهبران عالی رتبه مقام تا سطوح مختلف در پی موفقیت های ورزشی صادر می کنند. نوعی تاکید کردن و دامن زدن به این است که همه جامعه اگر چه مباحثی همچون انرژی هسته ای و بحث های سیاسی مهم است ولی این ورزش است که به زندگی طعم و نمره دیگری می دهد. این ها بخشی از جریان زندگی است و آن بخشی که در مورد فرهنگ های مردم پسند مطرح کردم، حتی رهبران دینی و سیاسی ما نیز از آن استفاده می کنند. جامعه ما متاسفانه سیاست زده است و مدام به ما گفته می شود که این کار را بکنید و این کار را نکنید. اینکه هنوز در جامعه التهاب سیاسی بالاست و این التهاب سیاسی ممکن است در خیلی جاها در راستای همگرایی این انرژی های عاطفی از آن استفاده نشود و بیشتر به شکاف های اجتماعی ختم شود. ورزش می تواند مرهمی باشد بر این التهاب و شکاف ها.
ورزش نوعی توریسم مجازی برای جامعه ایرانی است
حس ناسیونالیسم ورزشی را آقای دکتر فاضلی به خوبی به آن اشاره کردند و من دیگر بر آن تاکید نمی کنم و از آن می گذرم. اساساً ورزش نگاه ما را به هویت ملی تحت الشعاع قرار می دهد ورزش ایران جشنواره ای در برگیرنده قومیت های مختلف است از عرب ایرانی، کرد، ترک، هموطنان تیم ایرانی غیر ایرانی ساکن خارج از کشور در بر می گیرد. بنابراین ما باید روی سازه هویت ملی منعطف تر نگاه کنیم و تعابیر و تعاریف و انتظارات تنگ نظرانه از آن نداشته باشیم. بحث جهان وطنی که برخی جامعه شناسان مثل بیل مور به آن نگاه خوشبینانه دارند اگر چه این مقوله وجوه نگران کننده ای در برخی از مقاطع نیز دارد، اما برای جامعه ای مثل ما که طبیعتا جنگ را تجربه کرده ایم و تحریم هایی که به جامعه ایرانی تحمیل شده است و ارتباط ما با فضای خارج از کشور محدود است، در چنین شرایطی ورزش می تواند نوعی توریسم مجازی برای جامعه ایرانی فراهم آورد.