بیداری اسلامی و سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری در منطقه مهمترین عامل تقویت تروریستها از سوی دولتها منطقهای است. به بیان دیگر در شرایط حاضر در منطقه تقویت تروریسم در مقابل روند توسعۀ سیاسی و دموکراتیک قرار گرفته است.
عوامل و ریشههای بحران عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟
ریشه اصلی بحران اخیر در عراق و مقاومت گروههای سلفی و بعثی در این کشور به تغییر جغرافیای سیاسی عراق پس از سال 2003 میلادی باز میگردد.
کمی بیشتر این مسأله را تشریح میکنید؟
به صورت مشخص میتوان گفت در منطقه مقاومتی در مقابل روند بسط دموکراسی شکل گرفته است. قدرتهای منطقهای و بینالمللی از طریق فعالیتهای تروریستی، خواهان مقابله و سرکوب خواست مردم منطقه برای توسعۀ سیاسی هستند. این یک وجه قضیه است.
آیا این تنها دلیل روی دادن بحران اخیر بوده است؟
خیر این تنها وجه قضیه نیست. من اعتقاد دارم رفتار مرموز دستگاههای اطلاعاتی غربی و عربی نیز در بروز این مسأله دخیل بوده است. به نظر میرسد ما با صحنهگردانی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در بحران اخیر عراق مواجهیم به گونهای که حتی ردپای اسرائیل و دستگاه اطلاعاتی این کشور (موصاد) را نیز در پشت این قضیه میتوان مشاهده کرد.
مجموعۀ این عوامل در عراق منجر به چه شده است؟
مجموعۀ این شرایط باعث شد که عراق دوران تأسیسی خود را به خوبی پشت نگذارد. در شرایط جدید تروریستهایی که تحت عنوان «خلافت اسلامی» فعالیت میکنند تحت لوای حمایت قدرتهای منطقه و فرامنطقهای عمل میکنند. این قدرتها میخواهند از طریق تروریستها و اقدامات آنها، منطقۀ امن برای فعالیتهای خود به وجود بیاورند.
چرا قدرتهای منطقهای باید دست به تقویت تروریستها در عراق بزنند؟
بیداری اسلامی و سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری در منطقه مهمترین عامل تقویت تروریستها از سوی دولتها منطقهای است. به بیان دیگر در شرایط حاضر در منطقه تقویت تروریسم در مقابل روند توسعۀ سیاسی و دموکراتیک قرار گرفته است.
به طور مشخص عربستان چه نقشی در بحران اخیر عراق داشته است؟
اگرچه مقامات سعودی مسئولیت مستقیم حمایت از تروریستها را برعهده نمیگیرد؛ ولی کاملاً واضح است که این گروهها به لحاظ کمکهای مالی و معنوی وابسته به عربستان هستند. موضعگیری سیاسی مقامات این کشور به گونهای ظاهری ضد تروریستی است هر چند که در عمل مقامات سعودی به تقویت گروههای تروریستی میپردازند. به اعتقاد من باید مکانیزمهایی بینالمللی برای وادار ساختن عربستان به عدم حمایت از گروههای تروریستی شکل بگیرد.
موضع ترکها و دولت ترکیه را در بحران عراق چگونه ارزیابی میکنید؟
ترکها همواره خواهان فرافکنی بحرانهای اقتصادی و قومیتی خود بوده و هستند. به نظر میرسد در بحران اخیر عراق رفتار سیاسی ترکها برخلاف ساختار و فرآیندهای دموکراتیک این کشور است.
برخی از تحلیلگران معتقدند که با خروج نیروی هژمون – آمریکا- دیر یا زود باید منتظر ظهور و وقوع بحرانهایی از این دست در عراق میبودیم؟
من چندان به این تحلیل اعتقاد ندارم.گروههای تروریستی در زمان حضور نیروهای آمریکایی به بهانۀ حضور این نیروها در عراق مبارزه میکردند و اکنون عدهای مطرح میکنند که به دلیل خلاء این نیرو – آمریکا – این گروههای جرأت عرض اندام پیدا کردهاند. اما من عمیقاً اعتقاد دارم اگر دستگاههای اطلاعاتی غربی و عربی سیاست تقویت گروههای تروریستی را کماکان ادامه دهند؛ تروریسم همانند غدهای چرکین در منطقه تداوم خواهد یافت. مسألۀ مهم این است که اظهارنظر مقامات غربی و عربی در مورد مقابله و مخالفت با تروریسم با عملکرد میدانی آنها در صحنه متفاوت و مغایر است.
آیا عملکرد نخستوزیر عراق «نوری المالکی» در بحران اخیر مؤثر بوده است؟
عملکرد «نوری المالکی» در بحران اخیر بیتأثیر نبود است چراکه وی نتوانست ائتلافی پایدار میان نیروهای شیعه و سنیهای معتدل ایجاد کند.
به عنوان پرسش پایانی چشمانداز آتی عراق را در بحران این کشور چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا عراق تجزیه خواهد شد؟
شاخصهای تجزیه عراق درحال تقویت است؛ در صورت تحقق این امر گسلهای زیادی در منطقه فعال خواهند شد. به همین دلیل کشورهای منطقهای و فرامنطقهای؛ باید از بروز این وضعیت در عراق جلوگیری کنند. من اعتقاد دارم اگر عوامل پشتپرده و عوامل خارجی به گفتار خود عمل کنند؛ داعش به سرعت میتواند سرکوب شود.