به گزارش خبرگزاری برنا، مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان که مدتی است سخنانش در تریبون نماز جمعه در عین حاشیه سازی و ایجاد ناآرامی در آن منطقه، با پارادوکسهایی عجیب مواجه است، اخیرا در صفحه شخصی خود با اشاره به سخنرانی اخیر سیدحسن نصرالله در صفحه شخصی اش نوشته است: «سخنان دیروز چهرۀ شاخص «محور مقاومت» نشان داد که مردم فلسطین در سختترین شرایط تنها ماندهاند و شعار دفاع از فلسطین با عمل فاصله دارد. مردم غزه و فلسطین به خداوند اعتماد و توجه کنند که بهترین فریادرس است.»
این اظهاراتش با پاسخ عطاءالله مهاجرانی فعال سیاسی اصلاح طلب مواجه شد که در این باره نوشت: «جناب شيخ الاسلام! احسنت بر شما كه دلسوز حماس و فلسطين و دشمن اسرائيل هستيد و منتقد سيد حسن نصرالله! حزب الله لبنان تا به حال بيش از پنجاه شهيد در مواجهه با ارتش اسرائيل داده اند. جنابعالى در زاهدان در دفاع از فلسطين مظلوم و عليه اسرائيل راهـپيمايى كنيد. همين حد انتظار مى رود!»
این پاسخ مهاجرانی به عبدالحمید در حالیست که تاکنون بعد از عملیات طوفان الاقصی وی نه تنها به طرفداری از مردم فلسطین و محکومیت جنایات صهیونسیتها به راهپیمایی و تجمعات خیابانی نپیوسته ، بلکه تا می توانسته برخلاف آرمانی که مجاهدین فلسطینی بدنبال ان هستند، سخن گفته است.
عبدالحمید اخیرا با متهم شمردن تلویحی حماس و با بیان این که چشمبسته از گروههای اسلامی حمایت نمیکند، گفته است که «زیادهروی از هر طرفی که باشد انسانها را بزنند، کودکان را بزنند مورد تایید ما نیست!»
او همچنین گفته است که «واقعیت این است که نه مسلمانان میتوانند اسرائیل را نابود بکنند و نه اسرائیل میتواند. این شدنی نیست. وقتی که چیزی شدنی نیست چرا زور میزنند؟ بحران کنونی نیازمند «یک حل و فصل عادلانه» است.»
اگر این اظهارات عبدالحمید در راستای اظهارات سابقش درباره فلسطین باشد، می توان آن را به عنوان یک دیدگاه مغایر با نظر جمهوری اسلامی و جریان مقاومت و ملت فلسطین تحلیل و نقد کرد ولی قسمت بد ماجرا این است که همین شخص 8سال پیش دقیقا 180درجه مخالف این دیدگاهها را در نماز جمعه خود بیان کرده و اسناد آن در فضای مجازی موجود است.
مولوی عبدالحمید در 19 تیرماه 1394 در نقد کسانی که معتقدند راه حل مسئله فلسطین گفت و گو و مذاکره سیاسی است گفته بود: «کسانی که چنین اعتقادی دارند، سخت در اشتباه هستند و در گمراهی آشکار هستند. چون طرف حساب ما که صهیونیست ها و اسرائیل هستند، نه اهل منطق و نه اهل گفتمان هستند و نه اهل سیاست. با قلدری فلسطین را اشغال کرده اند و با قلدری خانه های مسلمانان فلسطین را ویران می کنند و جواب اعتراضات فلسطینی ها را دندان شکن می دهند و حاضر به گوش دادن هم نیستند. راه مواجه با دولت و حکومت اسرائیل نه منطق و نه سیاست است. بلکه راه زور است. کسانی هم که معتقدند جامعه جهانی وارد عمل شود و قدرت ها ورود کنند بازدر اشتباه سیاسی آشکار هستند . اگر راه سیاسی می توانست این مشکل را حل کند تاکنون حل می کرد، تنها راه آزادی فلسطین جهاد مقدس است و جهاد می تواند کمر اسرائیل را بشکند و فلسطین را ازاد کند. کسی که منطق و گفتمان ندارد بهترین راه جهاد برای مسلمانان است و جهاد اسلامی می تواند اسرائیل را به زانو در بیاورد.
او همچنین با تاکید بر اینکه من با تروریست مخالف هستم و خشونت را نفی می کنم مگر در برابر کسی که منطقش زور و تکبر و تروریسم است و باید با چنین کسانی با قدرت برخورد کرد، تصریح کرده بود: جهاد می تواند اسرائیل را نابود کرده و از سرزمین های اشغالی اخراج کند. کسی که خیال کند اسرائیل از شهرک های خود خارج می شود یا مکار است و یا نادان. اسرائیل از سرزمین فلسطین خارج نمی شود مگر جهاد آن را خارج کند.
او برای اثبات مدعای خود دو شاهد مثال تاریخی از کارایی جهاد آورده و می گوید: «تنها راه رهایی افغانستان در زمانی که شوروی و کمونیست ها آن را اشغال کردند جهاد بود. جهاد هر قدرتی را متلاشی می کند. آمریکایی ها با اشغال گری در افغانستان و عراق ضربه خوردند و درد این شکست از سرآمریکایی ها برطرف نمی شود و آنها را به ناکامی و شکست می کشاند.آمریکایی ها جرات ندارند در هیچ کدام از کشورهای اسلامی مداخله نظامی بکنند و آمریکا دیگر نمی تواند در کشوری که انگیزه جهاد در آن وجود دارد اقدام نظامی انجام دهد.
او تاکید کرده بود: اسرائیل نیز اکنون همانند عقربی که اژدها را از دمش می زند با جهاد مسلمانان متلاشی شدنی است.
حال سوالی که پیش می آید این است که این عبدالحمید است که تغییر یافته یا فلسطین و اسرائیل اهداف و اعتقادات خود را به مسیری دیگر منحرف کرده اند؟
آیا جهاد تا سال 94راه شکست هر ابرقدرتی بود یا بعد از آن نیز راه شکست اسرائیل هست و آیا رژیم صهیونیستی به یکباره بعد از سال 94تا کنون اهل گفت و گو و سیاست شده است که عبدالحمید پیشنهاد تشکیل دو دولت مستقل را در این شرایط مطرح می کند؟
بزرگترین پاشنه آشیل مولوی عبدالحمید این است که تمامی اظهارات حاشیه ای اش سال ها پیش توسط شخص خودش تکذیب شده است و باید چاره ای به این میزان از تناقض بیاندیشد.
انتهای پیام/