سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

قصه همیشه تکراری؛ کودکان کار/

کودکی که در آشفته بازار کار، کودکی می‌کند

۱۳۹۳/۰۴/۱۸ - ۱۶:۴۰:۲۵
کد خبر: ۲۰۱۹۹۸
كودكان كار قربانی شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده‏های خود هستند و متاسفانه فرایندی كه آنها را راهی خیابان‏های شهر كرده، همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان، هر روز در لرستان و سایر نقاط کشور شاهد كودكانی هستیم كه در خیابان‏های شهر به دنبال فروش كالاهای كم قیمت نظیر آدامس، فال، جوراب، دستمال و كالاهایی از این قبیل هستند و این تنها بخشی از كار كودكان کار است كه در خیابان‏ شهرهای لرستان آشكار و نهان می‏شود.
 
این‏ تصاویر هر انسانی را آزار می‏دهد و بی‏مسوولیتی مسوولان را بیش از پیش مشخص می‏کند؛ آیا این همان تفکری است که می‏گوید اگر مسوولیت را از مردم بگیریم، هر سیاستی منجر به شكست می شود.

*مشکلات کودکان کار با خود کودک بزرگ می‌شود
بی تردید، باید از این فرصت تاریخی كه در اختیار دولت تدبیر و امید قرار داده شده است به بهترین نحو یاری گرفت و موضوع ساماندهی كودكان كار را قربانی كاغذبازی و نشست‏های بی‏نتیجه نكرد.
 
آقای استاندار معضلات كودكان کار اگر ساماندهی نشود مانند خود كودک بزرگ خواهد شد، رشد می‏كند و زمانی كه این كودكان خود سرپرست خانواده شوند، فرزندانشان را در خیابان‏های شهر قربانی فقر می‏كنند و پیامدهای حاصل از این نابسامانی‏ها این می‏شود که در جامعه نمود پیدا می‏کند و آنها را با ناهنجاری‏ها بیشتر آشنا می‎سازد تا آنجا که برخی از قربانیان زندان همین کودکان هستند.

پس امیدواریم استانداری لرستان و نهادهای خدماتی ومسوول در این زمینه در لرستان دست به‏کار شوند و کودکان معصوم کار که قربانی بزرگ در آینده هستند را از ورطه نابودی و ناهنجاری‏های اجتماعی نجات دهند.

*فقر؛ دلیل سرنوشت مشابه کودکان کار
كودكان كار همه سرگذشتی مشابه دارند. پدر معتاد، فوت شده و یا در زندان است، مادر خانه را ترک و یا پدر و مادر فوت كرده‏اند و تمامی موارد دیگری كه آنها را وادار به كار آن هم به نامتعارفترین و نامعقول‏ترین شكل خود می‏كند، و این همان «فقر» است كه آسیب‏های دیگر نظیر اعتیاد و طلاق را به دنبال دارد.

پدر و مادر درمانده و یا بزهكار، فرزندان معصوم خود را راهی خیابان‎ها برای كار می‏كنند و این قربانیان خود فردا قربانیان دیگر را راهی خیابان‏ها خواهند كرد و گاهی هم باندهای بزرگی که کودکان کار را دستاویز هدف‏های خود می‏کنند و از آنها به غیرانسانی‏ترین شکل ممکن سوءاستفاده می‏شود.

كودكان كار قربانی شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده‏های خود هستند و متاسفانه فرایندی كه آنها را راهی خیابان‏های شهر كرده، همچنان ادامه دارد و انگار قرار نیست در جایی متوقف شود.

چهره كودكان بازیافتی كه در سال‏های اخیر بر تعداد آنها افزوده شده، ثمره استفاده نادرست از درآمدهای سرشار نفتی در هشت سال گذشته است كه می‏توانست چهره فقر را از شهرها و روستاهای كشور بزداید و توسعه و آبادانی و رفاه را برای جامعه تامین كند.

بخش وسیعی از كودكان كار در كارگاه‏ها، مزارع و یا در خانه‏ها به كار اشتغال دارند و از چشم عامه مردم پنهان هستند. التماس می‏کند: خانم! تو را بخدا فقط یک جفت. آقا! جوراب‏های خوب دارم. سعید کودک 10ساله در میدان شهدای خرم‏آباد، آدامس، جوراب و دستمال کاغذی می‏فروشد وبه قدری سمج است که کمتر خریداری می‏تواند بدون خرید از او بگذرد. با وی به گفتگو می‏نشینیم.
 
سعید می‏گوید پدرم کارگر ومادرم خانه‏دار است و من و7برادار و خواهرم در یک خانه بسیار کوچک زندگی می‏کنیم و پدرم به تنهایی نمی‏تواند هزینه زندگی ما را تامین کند. من به همراه 3برادرم با فروش جوراب و آدامس به او کمک می‏کنیم من به همراه برادر و خواهران خود درس می‏خوانیم ولی با توجه به کار زمان زیادی برای درس خواندن نداریم و در مدرسه جزء شاگردان متوسط مایل به ضعیف هستیم.
 
سعید ادامه داد: من هم دوست داشتم مثل هم سن وسال‏های خودم اسباب بازی داشته باشم ولی ما فقط حسرت داشتن آن را می خوریم و باید با این وضعیت بسوزیم و بسازیم. "زهرا" کودک 8 ساله‏ای است که او نیز به‌دلیل بیماری پدر و فقر مالی خانواده‏اش مجبور است در این سن کم، کار کند. وقتی با او حرف می‏زنم، معصومیت در چهره‏اش موج می‏زند، لباس‏های مندرس، کفش‎های پاره و نگاه مهربانش دنیایی حرف دارد. احساس می‏کنم از علاقه به زندگی بهتر سخن می‏گوید، از این که می‏خواهد زنده باشد و زندگی کند حتی به قیمت لذت نبردن از دوران کودکی و سرگرم شدن به کارهایی که برای او خیلی زود است.

*به من یاد داده اند که برای زنده ماندن باید گلیم خود را از آب بیرون بکشم
شاید او با نگاهش می‏خواهد، بگوید که من هم کودک هستم و دلم می‏خواهد مانند دیگر بچه‏های هم سن و سال خود بازی و تفریح کنم، به همراه پدر و مادر به پارک و شهربازی بروم و در آغوش گرم آنها ساعت‏ها بخوابم اما افسوس که به من یاد داده‏اند برای زنده ماندن باید گلیم خود را از آب بیرون بکشم.

دفتر و کتاب‏هایش در کنارش است، هر از گاهی نگاهی به آنها می‏اندازد، به خیال خودش درس می‏خواند. از او می‏پرسم درس هم می‏خوانی، می‏گوید: آره! صبح‏ها به مدرسه می‏روم و بعد آن کار می‏کنم، بقیه خواهر و برادرهایم هم همین‏جوری درس می‏خوانند.

با خود کلنجار می‏روم، وظیفه من در قبال ˈزهراˈ چیست؟ چه کنم که حداقل کاری برای او کرده باشم؟ اگر همه جوراب‏هایش را بخرم که به قول خودش کلی سود ببرد، به احتمال زیاد فردا و فرداهای دیگر دوباره با جوراب‏های مردانه و زنانه جدید او را در این مسیر خواهم دید.
 
احمد كودك دیگری است كه با برادر خود در میوه فروشی كار می‏كند و عصرها با جمع‏آوری زباله به دنبال افزایش درآمد است. خانه این كودكان مملو از زباله‏های بازیافتی است كه هر روز دو برادر برای فروش به خانه می‏آورند، در واقع خانه‏های آنها زباله‏دانی شده است. این كودكان پدر خود را از دست داده و با مادرشان زندگی می‏كنند.

خبرنگار برنا در مشاهدات میدانی خود با ۲ كودك دیگر برخورد می‏كند كه با جمع‏آوری زباله معاش خود را تامین می‏كنند و در سنین ۱۰ و ۱۳ سال هستند. آنها در یك خانواده هفت نفره زندگی می‏كنند. پدر خانواده فوت كرده و اغلب اعضای خانوار معتاد هستند.

*کودکان کار جوانانی می‌شوند که آینده ای روشن برای کشور رقم می‌زنند
به نظر می‏رسد بهترین کار برای کمک به این قشر از جامعه، حمایت از حقوق آنها به‌ویژه کودکان محروم و در معرض آسیب‏‏های ناشی از بحران‏‏ها، نابسامانی‏‏های اجتماعی و حوادث طبیعی است هر چند یک وظیفه انسانی نیز به شمار می‏رود. اما رشد روز افزون این پدیده در کشور؛ قوه مجریه، مردم، سازمان‏‏ها و نهادها را متعهد به تعامل با یکدیگر برای ریشه‏کن کردن آن می کند.
 
طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران یک میلیون و 700 هزار کودک در ایران به صورت مستقیم درگیر کار هستند و بررسی‏ها نشان می‏دهد هر کودک ماهیانه 80 تا 100 هزارتومان درآمد دارد. البته آمارهای جهانی می‏گوید: " 14درصد کل کودکان 5 تا 17 ساله کودکان کار هستند.

در جامعه ایران، وجود حدوداً دو میلیون کودک کار جای تعامل بسیار دارد. پدیده کودکان کار و کودکان خیابانی یکی از پدیده‏های اجتماعی است. شاید از این اظهارات به توان نتیجه گرفت در صورتی که این مبلغ برای خانواده‏های این کودکان تامین شود، شرایط برای بازگشت آنها به محیط مدرسه و خانه فراهم می‏شود.

باید اذعان داشت بدون توجه به این حقوق و سرمایه‏‏گذاری در امر بهداشت و آموزش و ارتقای سطح زندگی کودکان کار نمی‏توان به دستیابی به دنیایی بهتر امید داشت زیرا این افراد جوانانی می‏شوند که می‏توانند برای کشور آینده‏ای روشن را رقم بزنند.
 
امروزه با توجه به شرایط و مقتضیات زمان، کودکان کار در تمام جوامع وجود دارند. کار کودکان ممکن است به شکلی عادی کارمزد و در کارخانه‏ها، معادن، مزارع و بخش‏های خدماتی را داشته باشد، و یا ممکن است به صورت آزاد و کسب و کار خیابانی باشد.

کار آنها ممکن است نیمه وقت یا تمام وقت و فصلی یا کارگر دائم باشد. ممکن است این کودکان دستمزد خود را به صورت جنسی یا پولی بگیرند، یا اساساً کارکُن خانوادگی بی‏مزد باشند. عده‏ای اصلاً مزد نگیرند و تنها برای سرپناه و محلی جهت حمایت یا برای غذایی بخور و نمیر کار کنند.

کودکان کار شامل کودکانی است که بیش از رسیدن به سن قانونی کار ناگزیر وارد بازار کار می‏شوند و کار زودرس آنها مانع رشد طبیعی اجتماعی، روانی و جسمانی آنها شده است. کار کودکان جنبه‏ های منفی اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی در بردارد.

این کار مانع افزایش جدی مهارت‏ها، آموزش و دانش می‏شود، بهره‏وری آفت می‏کند، درآمدهای بیمه اجتماعی کاهش پیدا می‏کند، صدمه‏های جانی و مالی بالا می‏رود، انواع آسیب‏های اجتماعی شامل سوء‏استفاده جنسی، اعتیاد، خرده فروشی موادمخدر، بزهکاری کودکان و نوجوانان افزایش پیدا می‏کند، مهاجرت‏ها به‏دلیل امکان کار کردن کودکان به گونه‏ای زیان‏بار و آسیب‏رسان بالا می‏رود.

در دنیای امروز کشورهای زیادی هستند که در آنها کودکان به کار تمام وقت یا نیمه وقت و اغلب در شرایط توان‏فرسا، اشتغال دارند. کودکان حقوق مشخصی دارند و استفاده از کار کودک از نظر اخلاقی زننده و تجاوز آشکار به حقوق آنها محسوب می‏شود. چه بسا نتیحه کار کودک، محرومیت از تحصیل، لطمه‏های اجتماعی و بیماری‏ها و اختلال رشد جسمی و روانی باشد.

چراغ، قرمز می‏شود. خودروها بدون نظم خاصی متوقف می‏شوند. یکی پشت خط عابر پیاده، دیگری روی خط و خودرو دیگر چند متر بعد از خط. به یک‏‏باره چند کودک قد و نیم قد، خودروها را محاصره می‏کنند. یکی دعا می‏فروشد. آن یکی دستمال کاغذی و آن دخترک دیگر، لیف. در پمپ بنزین‏ها، جلوی درب دانشگاه‏ها، ورودی شهرها چنین صحنه‏هایی تکرار می‏شود.
 
صحنه‏هایی دردآور که یک کودک بدون آینده‏ای روشن در گوشه‏ای از خیابان به دنبال مشتری می‏گردد، تا شب، دست خالی نماند. پدیده‏ای که از عوامل گوناگون و در هم پیچیده اجتماعی و اقتصادی سرچشمه می‏گیرد. در بررسی علت ورود کودکان به دنیای کار می‏توان به فقر خانواده، ترس از آینده و فقیرتر شدن در آینده با معضلات خاص خانواده همچون بدسرپرستی یا بی‏سرپرستی اشاره کرد.

در میان عوامل یاد شده، فقر مهم‏ترین عاملی است که کودکان را وادار به کار کردن می‏کند، زیرا درآمد حاصل از کار کودک برای زندگی او و خانواده‏اش ضروری است. با توجه به روند رو به رشد فقر و شکاف طبقاتی، به ناچار بخش زیادی از بار تامین درآمد خانواده‏های فقیر بر دوش کودکان افتاده است. کودکانی که تغذیه مناسبی ندارند و به سوءتغذیه دچار شده‏اند.

*کار کودک، امنیت جامعه را تهدید می‌کند
این موضوع باعث می‏شود آنها از نظر جسمی ضعیف شوند و در آینده این مشکل زمینه‏ساز فقر آنها شود و این چرخه معکوس ادامه پیدا کند. کار کودک ممکن است در کوتاه مدت سودآور باشد اما در بلندمدت هزینه‏های اجتماعی همچون فرسایش زودهنگام سلامتی و روان کودک، محروم شدن از آموزش که به تهدید امنیت جامعه منجر شود، کاهش توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را به دنبال داشته باشد.

محرومیت از آموزش به کاهش مهارت نیروی انسانی، کاهش انباشت سرمایه انسانی، درآمد ملی، سطح زندگی و فقر منجر خواهد شد. شاید به توان گفت با ورود کودکان به بازار کار، بزرگسالان از اشتغال محروم و موجب بیکاری آنها می‏شود. این را نباید فرا موش کرد؛ برخی کودکان کار در کارگاه‏ها، خانه‏ها و به دور از چشم من و تو کار می‏کنند.

در کوره آجرپزی، کارگاه کفاشی، فرقی ندارد چه کاری انجام می‏دهند. اما همیشه کار می‏کنند. کار کودکان، در خانه‏ها دیده نمی‏شود. تعداد بی‏شماری از کودکان کار در شرایط بسیار نابسامان کاری و دور از چشم مردم و مسوولان در خانه‏ها مشغول به کار هستند، البته این‏ها خوب هستند، کم نیستند کودکانی که کارشان، جابجایی موادمخدر و... است. تا مشکلات اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و مسایل روانی-زیستی وجود دارد، کودکان کار و کودکان خیابانی نیز وجود خواهند داشت و حتی روز به روز افزایش نیز خواهد یافت.
 
باید برای جلوگیری از افزایش تعداد کودکان کار، آنها را ساماندهی و خانواده‏هایشان را مورد توجه قرار داد. مشکل دیگر در این زمینه، حس ترحم مردم نسبت به این کودکان است که هرکسی از راه می‏رسد، با نگاه ترحم‏آمیز، مبلغی را کف دست این کودکان می‏گذارد و چیزی را از آنها می‏خرد و یا هم تنها پولی کف دستشان می‏گذارد.
 
این کودکان نیاز به توجه بیشتر و بلکه نیاز به ساماندهی دارند. این که در یک طرح ضربتی، آنها را از سطح جامعه و سطح شهر جمع‏آوری کرده، بدون آن که به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی آنها توجه کنیم، هدر دادن هزینه است باید نیازهای آنها را برآورده کرد.
 
وجود حدود 2 میلیون نفر کودک خیابانی در سطح کشور، وظیفه مسوولان و متولیان را سنگین‏تر می‏کند. آنها از مردم و مسوولان، مهرورزی را طلب می‏کنند و در جستجوی دستی هستند که سرپناهی برایشان باشد. کودکان کار را دریابیم و محبت را هدیه‏شان کنیم.

گزارش محمود داودی نژاد برنا لرستان

نظر شما