به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا؛ هفتمین نشست از سلسله جلسات گفتوگو محور بچههای رستا با موضوع «قهرمان از نگاه من» با مشارکت هنرستان دخترانه فاطمیه و با حضور کارشناس برنامه سیده فاطمه میرترابی کارشناس ارشد حکمت و فلسفه روز سه شنبه 30 آبان ماه ساعت 9 در فرهنگسرای گلستان برگزار شد.
در ابتدای برنامه اسکندری مجری دانشآموز برنامه با توجه به مناسبت روز پرستار و موضوع برنامه گفت: روز پرستار روزی است که به شجاعت، عشق و تعهد پرستاران اختصاص دارد که با تمام وجود در خط مقدم جبهه سلامت جامعه در حال مبارزه با بیماریها قرار دارند، داشتن یک قلب مهربان در این دنیای بیرحم، ضعف نیست بلکه شجاعت است ، شجاعت همیشه فریاد زدن نیست، شجاعت گاهی صدای آرامی است که در پایان روز به شما میگوید که فردا دوباره آغاز خواهد شد.
میرترابی کارشناس برنامه ضمن خیرمقدم به دختران نوجوان گفت: موضوع برنامه درباره قهرمان و اینکه قهرمان را چگونه بشناسیم؟ چگونه قهرمان شویم؟ وظیفه ما در رابطه با قهرمانی و نقش قهرمان چیست؟ است. از شما میخواهم که درباره مسایل و موضوعات مرتبط با قهرمان نظر و تعریف خودتان از قهرمان را به اشتراک بگذارید.
بهاره عسگری یکی از دانش آموزان گفت: کلمه قهرمان برای من به شخصه بسیار قابل احترام است و قهرمان در هر محیطی میتواند باشد شاید از نظر من قهرمان یک شهید هست و از نظر دوستم قهرمان یک ورزشکار باشد و از نظر دیگری قهرمان هنرمند باشد، پس واژه قهرمان وسیع و بزرگ است. قهرمان تعریفهای مختلفی دارد. از دید من قهرمان قلب بزرگی دارد قلبی دارد که از خیلی چیزها میتواند بگذرد. مثلا قهرمانهایی که در هشت سال دفاع مقدس بودند و مثل همه ما خانواده و دوست و آشنا داشتند و از همه خانواده و علایق گذشتند، پس گذشت یکی از خصوصیات قهرمان است، قهرمان برای من شهیدی است که در سن نوجوانی جان خود را فدای کشورش کرده تا کسی مزاحم ناموس و کشورش نشود. قهرمان برای من شخصی است که از خاک کشورش دفاع کرده، قهرمان برای من شهید مسعود یونسی است که با سن کم، از خانواده و زندگیش گذشت و در شلمچه بیناییش را به علت بمب شیمیایی از دست داد. پس قهرمان در هر محیطی میتواند باشد و قهرمان هرکسی متفاوت است، قهرمان واژه ای بزرگ، عظیم و قابل احترام است.
در ادامه فاطمه میرترابی کارشناس برنامه ضمن تشکر از مشارکت نوجوانان در این برنامه گفت: لازم است نکته کوتاهی درباره قهرمان بگویم تا بعد، نظرهای شما را بشنویم، قهرمان به معنی لغوی در واقع از کلمه کهرمان گرفته شده است. این کلمه در فارسی به معنی مرد کار است یعنی: مردی که هدفی را دنبال میکند و پشتکار و جدیت دارد و برای رسیدن به هدف از هیچ فعالیت و تلاشی فروگذار نمیکند تا اینکه به آن هدف برسد حتی اگر جانش را در راه هدفش از دست بدهد و فدا کند. در معنای اصطلاحی هم، در جوامع مختلف قهرمان کسی است که کاری یا اثری از خود به جا میگذارد و این کار و اثر هم باعث ماندگاری خالق اثر است و هم باعث ماندگاری اثر میباشد. در همه جوامع هم به همین شکل است و قهرمانان زیادی را در سطح دنیا میشناسیم با عنوانهای مختلف و به یک حیطه خاصی هم اختصاص ندارد، قهرمان میتواند سیاسی، اجتماعی، هنری، حماسی، نظامی و... باشد پس ما در همه زمینهها می توانیم خالق اثر باشیم و قهرمان و شخصیت قهرمان را بسازیم.
صفایی یکی دیگر از دانشآموزان حاضر در این نشست گفت: از نظر من شهید مطهری(معلم قهرمان)، شهید سلیمانی(نظامی قهرمان)، حسن یزدانی(کشتی گیر قهرمان)، شهید علی لندی نوجوان 15 سالهای که برای میهنش جانش را فدا کرد هم قهرمان میباشند.
بهار عسگری گفت: قهرمان از نظر من کسی نیست که کار خاص و خارق العادهای انجام بدهد، بلکه هر کدام از ما میتوانیم یک قهرمان باشیم. مثالی میزنم، ما در سال تحصیلی اردوی راهیان نور میرویم که به نظر من اردو نیست بلکه زیارت است. زیارت از شلمچه و... سوال شما من را یاد روزهایی انداخت که به خوزستان و شلمچه رفته بودیم ما در زندگی عادی خود از خیلی چیزها بهانه میگیریم و غر میزنیم و باب میلمان نیست، ولی در آن محیط ما متوجه شدیم رزمنده ها در زمان جنگ یک تن ماهی را در سه روز در آن هوای گرم و سنگین با هم میخوردند، یا در عرصه ورزش کشور برای مثال خواهران منصوریان که چند روز خانواده خود را به خاطر حضور در اردوی تیم ملی مسابقات ندیدند تا مدال قهرمانی برای میهن خود بیاورند، یعنی از هنرمند و ورزشکار و شهدا قهرمانانی داریم که تمام تلاششان این است که نام ایران همیشه بالا باشد و پرچم عزیز و مقدس ایران که نام الله، نام خداوند، در آن هست همیشه بالا و سرفراز باشد. پس قهرمان باید گذشت و فداکاری و دل بزرگ داشته باشد و ما میتوانیم با زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنها قهرمان باشیم،
ریحانه عسگری یکی دیگر از نوجوانان گفت: پرستاران و کادر بیمارستان که مخصوصا در دوران بیماری کووید 19 از جان خود گذشتند و جانفشانی کردند قهرمان هستند و نباید فراموش شوند، پرستاران مثل شهیدان هستند.
کارشناس برنامه در توضیح سوال نقش مادران در قهرمان پروری چیست؟ گفت: سوال خوبی است و بهترین قهرمان در سطح دنیا مادران هستند، از نقش قهرمانی مادران نباید غافل شویم و بی مناسبت نیست که در این برنامه از مادران عزیز یاد کنیم و متناسب با گرامیداشت روز پرستار، به عنوان بهترین پرستار دنیا میتوانیم از مادران خود قدردانی کنیم.
هدایتی، دیگر شرکتکننده این نشست گفت: مادر، علاوه بر اینکه تکیه گاه هست بلکه قلب خانه هم هست و مادر با تمام وجودش به تمام اعضای خانه عشق میدهد، در هشت سال دفاع مقدس هم مادران نقش بسزایی داشتند و در دفاع مقدس با مقاومت خود نقش بزرگی ایفا کردند و رزمندگان با تربیت این مادران فداکار در آن فضای جنگی مقاومت کردند، پس ما در تربیت فرزند و نقش آنان در آینده تاثیر بسزایی داریم و موفقیت انسانهای بزرگ هم با کمک مادر و هم با دعای مادر ممکن است. پس احترام مادران واجب هست و باید به آنان عشق بدهیم همچنان که آنان به ما عشق میدهند که این در موفقیت ما موثر است.
بهارعسگری در ادامه صحبتهایش درباره قهرمانان گفت: نسل ما بیشتر با نمایشها متوجه رخدادها میشود و شاهد هنرمندانی هست که نقشهای مختلفی را ایفا میکنند. در اردوی راهیان نور، نمایشی را برای ما اجرا کردند شاید نسلهای قبل ما خیلی بهتر جنگ را درک کرده بودند ولی ما با آن نمایش با ذره ذره وجود، آن را درک کردیم پس قهرمان ما آن عزیزانی بودند که نمایش را بصورت زیبا برای ما اجرا کردند و ما متوجه رخدادهای هشت سال دفاع مقدس شدیم. ما میتوانیم یک قهرمان باشیم و انتقال اطلاعات جنگ را به آیندگان انجام دهیم و نقش کافی را در یادآوری گذشته به بهترین شکل داشته باشیم.
عبدالهی نوجوان دیگر گفت: ما میتوانیم ویژگیهای قهرمانان را در زندگی خود به کار ببندیم و در تقابل با سختیها انعطاف پذیرتر و فداکارتر شویم.
ریحانه عسگری یکی دوباره گفت: یکی از دوستان گفتند که نسل ما از طریق نمایش از وقایع مطلع میشوند باید بگویم درست است که نسل ما در جنگ نبود ولی شاهد اتفاقات داخل کشور بودیم ما خیلی چیزها را به واقعیت دیدیم و تجربه کردیم.
قلی پور، نوجوان دیگر حاضر در نشست، گفت: ما در جامعه میتوانیم تاثیر بگذاریم و تغییر دهیم، ما میتوانیم قهرمان باشیم به لحاظ اینکه خیلی کارها را انجام ندهیم و خودمان را کنترل کنیم و علاوه بر تاثیر این رفتار بر خودمان به اطرافیانمان هم با رفتار و حرکاتمان تاثیر گذار باشیم پس ما میتوانیم قهرمان خود باشیم به شرطی که نفس، رفتار و کنشهای خود را کنترل کنیم و تاثیر درستی بر اطرافیان بگذاریم و قهرمان جامعه خود باشیم.
هدایتی در ادامه صحبتهای قبلی خود گفت: من به عنوان یک دهه هشتادی، قهرمان بودن را علاوه بر شهدا، هنرمندان و انسانهایی که با آنها آشنا هستیم در خودمان میبینم، در دهه هشتادیهایی که با وجود همه سختیها، انگیزه داریم، امیدواریم و هدفمان را دنبال میکنیم چون نسل ما آینده این مملکت را خواهد ساخت، من اینجا میخواهم از عزیزانی که در غزه و فلسطین هستند هم یادی کنم، ما جنگ را به چشم خود دیدیم که چه اتفاقات وحشتناکی در فلسطین و غزه افتاد و خانوادههای بسیاری عزیزان و اموال خود را از دست دادند، ما شاید جایی کم بیاوریم و بی انگیزه شویم ولی باید با تمام توان پای اعتقادات خود بمانیم و به هدفهای خود فکر کنیم و سعی کنیم به آن برسیم.
حاجیوند دیگر شرکتکننده این نشست گفت: به نظر من هر انسانی با خودگذشتگی از کسی یا چیزی دفاع کند قهرمان است و ما میتوانیم قهرمانان را به دو دسته تقسیم کنیم، اول قهرمانان ملی، کسانی هستند که با جان و دل از مرزهایمان دفاع و حفاظت کردند و دوم کسانی که برای حفظ ارزش، آگاهی و بالا بردن وطن خود تلاش کردند. درباره نقش زن و مادر هم باید بگویم طبق فرموده خداوند و سخنان شهید مطهری و شهید بهشتی زن نقش مهمی در اجتماع و سازندگی دارد. مادر با تربیت فرزندان، سبک زندگی و فرهنگ و تفکر، در فرزند تاثیر میگذارد و این در آینده نیز در اجتماع تاثیر گذار خواهد بود. ما نیز به عنوان مادران آینده باید در تربیت فرزندانمان بکوشیم و تاثیرگذار باشیم و این یک مسئله ساده ای نیست و نیاز به آموزش دارد.
اسداله زاده نوجوان دیگر گفت: قهرمان از نظر من هر کسی میتواند باشد قهرمان زندگی من پدر و مادرم، شهید سلیمانی و شهدای دفاع مقدس هستند. در بحث از خود گذشتگی شاید بتوان گفت که هر کسی توان از خود گذشتگی را نداشته باشد چون از همان سنین کم باید پا روی خواستهها و علایق خود بگذارد و این عین شجاعت است، مادران شهدا مصداق این شجاعت بودند که با اعزام فرزندانشان به جنگ میدانستند ممکن است دیگر آنان را نبینند ولی اینکه پای اعتقاداتشان بودند عین شجاعت است.
در ادامه نشست میرترابی کارشناس ارشد حکمت و فلسفه، با توجه به نظرات نوجوانان اظهار داشت: همه شما میدانید که انسان مخلوق خداوندست و به عنوان اشرف مخلوقات از دو بعد آفریده شده است: بعد مادی و نفسانی و بعد معنوی و روحانی و ملکوتی. بعد مادی متناسب با محیطی که در آن قرار گرفته است و در جوامع انسانی برای پرورشش به آن بها میدهند ولی چیزی که از آن غافل مانده اند بعد معنوی و روحانی است. انسانها برای اینکه خود را آیینه تمام نمای خالق بدانند و صیقل دهند کم کاری میکنند کسانی که خود را آماده میکنند برای رسیدن به خالق، تعداد محدودی هستند و در آیات و روایات هم به آن اشاره شده است که میفرماید: باید مومنین صفاتی مانند انفاق، ایثار و از خودگذشتگی داشته باشند. هدف ما اینست که بگوییم میخواهیم قهرمان باشیم یا قهرمانان را بشناسیم و یا برای شناخت قهرمانان قدمی برداریم. امام خمینی همیشه این صحبت را داشتند که به عنوان شعار در بین مردم رواج پیدا کرد که از دامن زن، مرد به معراج میرود. در واقعیت هم همین است و اشاره ایشان به نقش تربیتی و قهرمان پروری زنهاست، سازنده جوامع به طور ظریف و نامحسوس زنهای جامعه هستند، ما نمیخواهیم نقش مردها را نادیده بگیریم ولی میخواهیم اشاره کنیم به وظیفه خطیر زنها، ما قهرمانانی در صدر جامعه اعتقادی مان به اسم حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و حضرت معصومه(س) داریم.
وی اظهار داشت: شهید مطهری در کتاب"حماسه حسینی" اشاره میکند: واقعه عاشورا دو صفحه دارد، یک صفحه سیاه و یک صفحه سفید، که معمولا مداحان و واعظان به صفحه سیاه میپردازند، اما در صفحه سفید ناگفتههایی مانده است. یکی از صفحات سفیدی که رقم خورد در واقعه عاشورا، نقش حضرت زینب(س) به عنوان یک زن بود، زن میتواند نقش قهرمان را بازی کند و در جامعه خود تاثیرگذار باشد، ایشان همراهی با آن ماجرای پرخطر و بی نظیر کربلا، پس از آن هم، رهبری غافله به جا مانده را بر عهده گرفت و رسالت را انجام داد. و ما میتوانیم این نقش را بازی کنیم کما اینکه زن های جامعه ما هم آن را بازی کردند با نقشی که در دفاع مقدس داشتند، مثلا فرنگیس زن قهرمانی بود در جنوب و غرب کشور که دو تن از بعثیها را با تبر به هلاکت رساند و کتابی هم به نام ایشان هست و تندیس ایشان هم در کرمانشاه وجود دارد ، قهرمانانی مثل ایشان داشتیم، قهرمانانی مثل زنان آبادان و خرمشهر که شهر را خالی نکردند تا مبادا دشمن کشور را تسخیر کند آنها لباس مبدل مردانه میپوشیدند و در جبهه حضور پیدا میکردند، شهید دفن میکردند و زخمی معالجه می کردند. پس ما میتوانیم موثر باشیم و وجودمان را صیقلی کنیم و به عنوان اشرف مخلوقات بازتاب پرتو وجود مقدس الهی باشیم.
میرترابی در بخش دیگر صحبتهای خود گفت: ما در برهه ای که زندگی میکنیم مسئولیت سنگینی برعهده داریم، در حال حاضر جنگ نظامی به مراتب آسانتر از جنگ فرهنگی است، ما الان جنگ فرهنگی داریم و دشمن از راههای مختلف درصدد نابودی ماست و دست اشاره اش را به سمت زنها و دختران جوان گرفته و قصد نابودی ما از این طریق را دارد، نمونه اش اتفاقات سال قبل در کشور بود. در اتفاقات سال گذشته ما عموما غیر از کسانی که به عمد و قصد در این جریانات دخیل بودند کسانی را داشتیم که اغلب یا فریب خورده بودند و قشری که در مقابل این فریب خوردگان مقاومت میکردند مثل شهید عجمیان، شهید آرمان، شهدای شاه چراغ و ... ولی به هر حال همه، فرزندان این آب و خاک بودند.
در جریان اغتشاشات برای دشمن فرقی نمیکرد که چه جوانانی از دست میروند، چه فریب خوردگان و چه آنان که با اینها مقابله میکردند او قصد نابودی کشور را دارد، باید حواسمان باشد، دشمن شناسی کنیم، موقعیت شناسی کنیم، شما آینده سازان کشور خواهید بود و قهرمانان ملی در زمینههای علمی، فرهنگی، اعتقادی و بارهای عظیمی را به دوش خواهید کشید و پرچم ملی کشورمان را برفراز افتخارات برافراشته میکنید، بصیرت و آگاهی پیدا کنید و گامهای بلندی را جهت موفقیت خود و جامعه خود بردارید، با توجه به شناسایی دشمن و اهداف دشمن کار را پیش ببرید.
انتهای پیام/