به گزارش خبرگزاری برنا، امروز شاهد آنیم که در بسیاری از تحلیلها مقولهی حجاب را از مقولهی عفاف جدا میدانند. شاید در نگاه اول این امر را تصدیق کنیم و برای آن نیز مصادیقی از نظر بگذرانیم. بر این اساس زنان جامعه را زنان عفیف و پاکدامنی میدانیم که مقید به حفظ حرمتها، وفادار به همسران خود و حافظ کیان خانوادهی خویشند. به طور قطع چنین است و نگارنده خود به عنوان یک زن در جامعه بزرگ ایرانی و همچنین با توجه به تجربه همزیستی با این بانوان به این امر اذعان دارد. اما این مسئله به دلیل اهمیت، علل و اثرگذاری آن باید با ظرافت و دقت بیشتری مورد مداقه قرار گیرد و البته در همین بحثهای موشکافانه است که متوجه خواهیم شد رابطه تنگاتنگی میان مفهوم عفاف و حجاب برقرار است. در این رابطه باید اول متوجه امر عفاف شد.
"مسئله پاکی و حفظ طهارتِ دامان مرد و زن، چیز خیلی مهمی است و به کلی از حدود یک امر کاملاً شخصی خارج است... بلکه در سرنوشت بشریت، در سرنوشت تمدنها و حرکتی که یک جامعه به آن اشتغال دارد اثر میگذارد". و از آن جهت که حرکت انقلاب اسلامی در مسیر خود باید ختم به تشکیل تمدن نوین اسلامی شود؛ مقولهای فرهنگی و بر پایهی تفکر توحیدی است و حجاب به عنوان یک مؤلفهی فرهنگی مهم، ذیل باور توحید، از لوازم این مسیر است. این مهم باز میگردد به سلامت روحی و جسمی زنان جامعه بهعنوان نیمی از نیروی انسانی تمدنساز که البته تأثیر بسزایی بر نیم دیگر آن یعنی مردان دارد. از اینرو، "حفظ عفاف و عصمت جامعه و طهارت دامان مرد و زن در این فرصت بسیار حساس جامعه انقلاب ایران یک ضرورت و یک فریضه بزرگ است".
این اهمیت و ضرورت آنجا آشکار میشود که میبینیم دگرگون کردن فرهنگ عفاف، نقشهی کشورهای صنعتی جهان است، که "با توجه به تجربههای پیشین کشورهایی مانند افغانستان، مصر و عراق و دیگر کشورهای اسلامی عرب و غیر عرب، اسلام را بهعنوان یک خطر اصلی تلقی کردند و از این راه با سلطه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی، زنان جامعه را در یک آزمایش تاریخی قرار دادند و آن تطاول بر حجاب زن و دگرگونکردن فرهنگ عفاف در زنها بود. در این مرحله دیدیم که زن مسلمان نماز میخواند، روزه میگرفت، به زیارت میرفت، اما فاقد حجاب بود".در واقع برداشتن حجاب مقدمهای برای برداشتن عفاف و حیا در جامعهی اسلامی و برای سرگرم کردن مردم به عامل بسیار قوی و نیرومند جنسی بود.
تا اینجای بحث چنین نتیجه حاصل میشود که حجاب ابزاری برای حفظ عفت است و حذف حجاب مقدمهای خواهد شد برای از بین رفتن عفاف و اصرار دشمنان بر این مقوله نهتنها تلاش برای آزادی زن نیست بلکه آمادهسازی بستریست تا عفت زنان را هدف قرار دهد و بدینترتیب آن حرکت اصلی جامعه را مخدوش کند.
از سوی دیگر ظرافت این بحث آنجا رخ مینماید که متوجه شویم عفت صفتی تشکیکیست. یعنی ذو مراتب است و قطعاً مرتبهای از آن حجاب و پوشش است و اگر نقصی در این مرتبه اتفاق بیفتد؛ چهره عفت را خدشهدار خواهد کرد. البته عفت ابعاد دیگر هم دارد. همانطور که فردی دارای پوشش کامل است اما در ابعاد دیگر خود عفت را رعایت نمیکند او نیز دچار بیعفتی است. مانند عفت در زبان، عفت در نگاه و عفت در رفتار. اما باید در نظر داشت بزرگترین و بارزترین ظهور زیست عفیفانه در ساحت اجتماع، پوشش انسانهاست. این ساحت کاملا اجتماعی است که قابل پنهان شدن نبوده و در ملأ عام همواره آشکار است. پوشش انسانها پرچم تفکرات آنها، سبک زندگی آنها و باورهای آنهاست. نمیتوان با منطق "از ظاهر قضاوت نکن" به این قاعده رسید که پیامِ ظاهر از پیامِ باطن کاملاً مجزاست تا جایی که اصلا رفتار آنها را ناهنجاری برنشمرد و با آن مقابله نکرد. بلکه تنها میتوان به این نتیجه دست یافت که بهتر است بر اساس ظاهر افراد درباره نیات و همه باورهای درونی آنها قضاوت نکرد و آنها را به یک طیف خاص یا ...منسوب نکرد.اما این نتیجه عاید نمیشود که آنها مرتکب اشتباه و خطا نیستند.
مانند دختر محجبهای که بسیار به دین و مناسک و احکام آن مقید است اما انگشتر را در انگشتی به دست میکند که معنایی کاملاً متناقض با باورهای او دارد. که البته این از جهالت او سرچشمه میگیرد و نباید درباره رفتار او برخلاف تقوا قضاوتی کرد اما باز به این معنا نیست که به او تذکر ندهیم و او را روشن نکنیم. یا بالعکس خانمی که از پوشش مناسبی برخوردنیست اما قلباً به دین خدا باور دارد و مقید به بسیاری از اعمال دیگر است در این مورد نیز میتوان به او آگاهی داد و در مراحل بعد او را ملزم کرد.
در نتیجه عفاف و حجاب دو مقولهی بههم تنیدهاند که نمیتوان منکر آن شد و از آن غفلت کرد همانطور که روش دشمن در بیعفت کردن جوامع در قدم اول حذف حجاب آنها بود.
رهبر معظم انقلاب نیز در این رابطه میفرمایند: "ما در طول زمان هر وقت گفتیم حجاب و عفت عدهای گفتند؛ حجاب به عفت چه کار دارد؟ خیلیها حجاب دارند عفت ندارند، خیلیها هم عفت دارند حجاب ندارند... در حالی که این حرف درستی نیست. عفت یک چیز است، حجاب یک چیز دیگر. اما عفت آن چیز غیر قابل دسترسی و غیرقابل تأثیرپذیری و آن صخرهی آسیب.ناپذیر در انسان نیست. مثل همه خلقیات و خصلتهای انسانی در معرض تهاجم قرار میگیرد. یکی از چیزهایی که میتواند آن را از تهاجم به دور بدارد و عفاف زن و طهارت او و تقوای او و حالت پرهیز و عصمت را در او نگه دارد؛ نداشتن معاشرت نامناسب در محیط زندگی و محیط کار و محیط جامعه است معاشرت نامناسب یعنی معاشرتی که در او جهات فرهنگی و اخلاقی خاص رعایت نشده باشد. آن چیزی که میتواند به این نگهداری و مصونسازی و جداسازی کمک کند، حجاب است. بهترین چیز حجاب است. حجاب از طرف زن و حجاب از طرف مرد. حجاب مرد هم نگاه نکردن است. حجاب، یعنی مانع. یعنی فاصل در زن".
نویسنده : زینب نجیب کارشناس ارشد فلسفه دین
انتهای پیام/