به گزارش خبرگزاری برنا، زن به مقتضای خلقت خویش از جایگاه ممتازی برخوردار است که مرد قابلیت جانشینی آن را ندارد. جایگاهی بزرگ که تعیین کنندۀ وظیفه و مسئولیت اجتماعی اوست. وظیفهای آنچنان بزرگ که انجام آن، محور اساس صلاح فردی و اجتماعی بوده و عدم انجام آن اساس فساد فردی و اجتماعی می باشد. مسئولیتی که اگر آن را بهعنوان یک امر الهی و تکلیف عقلی و دینی انجام رساند به کمال انسانی خود خواهد رسید و بهشت را زیر پای خویش خواهد دید؛ ولی رها ساختن و کنار زدن آن جایگاه، زن را به پایینترین مرتبۀ وجودی تنزل خواهد داد. چنان جایگاهی عبارت است از پرورش و آمادهسازی انسان. زن کشتزار نسل بشری است. او نگهدارنده و حافظ بقای حیات است. کرامت آدمی بسته به کرامت زن است: «نسائکم حرث لکم» |آیۀ ۲۲۳ سورۀ بقره| زنان کشتزار شما هستند. کلمه «حرث» این معنی را در بردارد که شرط اصلی پرورش بذر و دانه، کشتزاری است که آنها در آن نهفته شده است. کشتزاری که شرط اساسی محصول مناسب را ندارد، اگر بهترین بذر هم در آن کاشته شود، هرگز به بار نخواهد نشست؛ پس اینکه خداوند رحم و دامان زن را کشتزار رشد و پرورش انسان قرار داده است شرط اساسی جوانههای شرف و انسانیت و فضائل اخلاقی را در آن به ودیعت گذاشته است که از جمله عاطفه، مهر و دلسوزی است.
طبق قانون توارث که هر موجودی صفات و خصوصیات جسمانی و روحی خود را به موجود مستقر در صلب و بطنش منتقل میکند، صفات و خصوصیات جسمانی و روحی زن به نطفهای که در رحم او جای گرفته انتقال مییابد. اگر صفات و حاالت منتقلشده به کودک، جهت انسانی و مثبت داشته باشد، زمینۀ رشد شخصیت مثبت انسانی قویتر از شخصیت منفی خواهد بود و چنانچه صفات انتقالی دور از شایستگیهای معنوی و انسانی باشند، زمینۀ رشد منفی شخصیت شدیدتر خواهد بود. رحم مادر نقش مهمی در جهت گیری استعدادها و چگونگی ظهور مراتب دارد. به همین جهت پیشوایان دینی تاکید بر ازدواج با زن صالح دارند.
۱. زن، امانت الهی
حضرت علی (ع) زن را امانت الهی میداند که همچون امانتهای دیگر خداوند ارزشمند و قابل اکرام و احترام میباشد و باید آنچنان که شایستۀ امانتگذار است از او محافظت و نگهداری شود؛ زیرا در قیامت خداوند متعال از امانتهای خود سؤال میفرماید که با آنها چگونه رفتار کردید. آیا حق امانتداری را به جا آوردید؟! زنان امانت خدا بر شما هستند به ایشان زیان نرسانید و بر ایشان سخت نگیرید. به همین جهت است که وقتی حضرت فاطمه (س) را به خاک میسپارند، میفرمایند: «امانت خدا از دست من گرفته شد.
۲. زن، مایۀ آرامش
زن مظهر عاطفه و محبت الهی است و از آنجا که معمولا عاطفه بیش از قهر کارساز است، زن راه محبت را بهتر از مرد درک میکند. خداوند در آیۀ ۲۱ سورۀ روم میفرماید: «و از نشانههای قدرت خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و محبت و دوستی را بین آنها قرار داد».
منشا گرایش مرد به زن و آرمیدن مرد در سایۀ انس به زن، همانا مودت و رحمتی است که خداوند بین آنها قرار داده است؛ پس راز اصیل آفرینش زن چیزی غیر از گرایش غریزی و اطفای شهوت خواهد بود و از این رهگذر است که زن محبوب رسول اکرم (صلیالله علیه واله) واقع میشود:از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: زنان، بوی خوش و نور چشم من در نماز است.
در پرتو همین نگرش است که حضرت علی (ع) در نامۀ ۳۱ میفرماید: کاری را که برتر از توانایی زنان است را به آنها واگذار مکنید؛ همانا زن گل بهاری است...
تعبیر زیبایی است. چه نکتهها و حکمتهایی که در این تشبیه زیبا نهفته است. حضرت با یک جملۀ کوتاه، اما پرمعنی به چند ویژگی اساسی زن اشاره میکند، ویژگیهایی که بیانگر راز آفرینش او و تعیینکنندۀ نقش او در هستی است. زن با توجه به آن میتواند بسیاری از مسئولیتهای خود در زندگی را درک کند. تعدادی از این ویژگیها عبارت است از: زن زیباییبخش هستی و دورکنندۀ کدورتها و ناملایمات زندگی است، زن لطیف و ظریف است نباید کارهای مشکل و دشوار را بر او تحمیل کرد، زود افسرده و پژمرده میشود. نباید عواطف و احساسات او جریحهدار شود، آرامشبخش زندگی است، طراوت و شادابی جهان از اوست، زن عطر هستی است.
حضرت علی (ع) در کلامی دیگر تاکید دارند که نباید عواطف و احساسات صرف، مبدا تمام انفعال و رفتار زن باشد؛ بلکه بهرهگیری زن از زیباییهای ظاهری وجودیش در تمام مراتب باید بهگونهای متفاوت باشد؛ یعنی استفادۀ صحیح و درست از اندام زیبایش، بهرهگیری از عاطفه و محبت و احساس، روی آوردن به آرامش بدن و لباس و ظرایف گفتار و عملش نشانۀ عقل میباشد: عقل زنان در زیبایی آنها و زیبایی مردان در عقل آنهاست؛ یعنی ظهور فعلی عقل زن در بهرهگیری صحیح از جمالش امکانپذیر است و جمال زن باید مظهر اندیشه و جوهرۀ عقل باشد. هیچگاه این کلام حضرت نکوهش زن نیست. ممکن است بیان حضرت معنای دستوری داشته باشد نه وصفی؛ بدین معنی که حضرت درمورد توصیف دو صنف از انسان نیستند که بفرمایند عقل زن در جمال او خلاصه میشود و جمال مرد در عقل او تعبیه شده است؛ بلکه معنای آن این است که زن موظف است یا میتواند عقل و اندیشۀ انسانی خویش را در ظرافت عاطفه و زیبایی گفتار و رفتار ارائه دهد، چنانکه مرد میتواند هنر خود را در اندیشۀ انسانی و تفکر عقلانی خویش متجلی سازد.
۳. اوجگرائی و تکامل زن
زن را باید به چشم یک انسان والا بهعنوان یک موجودی که میتواند مایهای برای اصلاح جامعه و پرورش انسانهای والا شود نگاه کرد تا معلوم شود زن کیست. قرآن هرگاه از کمالات و ارزشهای والایی که انسانها بدان میرسند سخن میگوید، زنان را نیز همدوش و همسان مردان مطرح مینماید: «خداوند برای زنان و مردان مسلمان و مردان و زنان باایمان و مردان و زنان عبادتپیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن.» |آیۀ ۳۵ سورۀ احزاب|
این آیه صریحا و بدون کمترین ابهام مرد و زن را از نظر شخصیت و عناصر و اوصاف عالی و ارزشمند متحد میداند. زن میتواند تا آنجا پیش برود که افتخار خاندان وحی گردد. در این آیه اسلام و ایمان و قنوت و صدق و صبر و خشوع و خویشتنداری و پاکدامنی و... برای مرد و زن برابر آفریده شده و اثبات شده است که هریک از دو جنس میتوانند به این مقامات دست یابند و در تکامل و عروج یکسان باشند و به مقامات بالای قرب و معنویت برسند.
نویسنده:سکینه صارمی
انتهای پیام/