به گزارش برنا؛ نام کامل آن بزرگوار، «فاطمه بنت حِزام» است و از آنجایی که مادر چهار فرزند: اباالفضل(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان بوده، به «اُمّالبَنین» شهرت یافت که همگی فرزندانش در صحرای کربلا و همراه با سیدالشهدا به شهادت رسیدند.
امام صادق(ع) در روایتی درباره ایشان فرمود: «بُکی الحُسَینُ علیه السلام خَمسَ حِجَجٍ، و کانَت امُّ جَعفَرٍ الکلابِیهُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام و تَبکیهِ و قَد کفَّ بَصَرُها؛ بر حسین علیهالسلام پنج سال گریسته شد.
اُمّ جعفر کِلابی (امّالبنین) برای حسین علیهالسلام مرثیه میسرایید و میگریست تا اینکه چشمانش نابینا شد.» (منبع: الأمالی للشجری: ج ۱ ص ۱۷۵)
حضرت ام البنین (س) در زمان حیات همیشه خود و فرزندانشان را خادم حضرت زهرا (س) و فرزندانشان میدانستند و در واقعه عاشورا هم هر وقت خبر شهادت یکی از پسرانشان را میآوردند سوال میکردند از حسین (ع) چه خبر.
از تاریخ وفات ام البنین اطلاع دقیقی در دست نیست. معروف است که او در ۱۳ جمادی الثانی ۶۴ق از دنیا رحلت فرمودند. شیرزنی که فرزندان خود را در راه دفاع از حریم ولایت به میدان نبرد فرستاد و پس از شهادت آنان، با صبر و بردباری اسوه زنان در طول تاریخ شد.
حضرت ام البنین سلام الله علیها بعد از زینب کبری (علیهاالسلام) دار فانی را وداع گفت، اما در سال ارتحال او اختلاف نظر وجود دارد، به طوری که عده ای آن را سال ۷۰ هجری قمری بیان کرده اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴ هجری قمری دانسته اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است.
او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن (علیه السلام)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی (صلی الله علیه و آله) به خاک سپرده شد.
ده سال پس از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امیرالمومنین تصمیم به ازدواج گرفتند و گویی عاشورا در برابر دیدگانش بود.
علی بن ابیطالب علیه السلام آنگاه که قصد ازدواج کردند به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب» معروف بود فرمودند: «زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیر مردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.»
عقیل، بانو ام البنین از خاندان بنی کلاب را که در شجاعت بی مانند بود، برای حضرت انتخاب کرد. و در پاسخ برادر گفت: «با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.»
ثمره ازدواج حضرت علی علیه السلام با ام البنین، چهار پسر رشید بود به نام های: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام البنین، یعنی مادر پسران می خواندند.
فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه لسلام ادامه یافت.
حضرت ام البنین علیهاالسلام گریه و نوحه خوانی را وسیله و راهی برای فریاد زدن به مظلومیت امام حسین علیهالسلام و اهل بیت علیهمالسلام برگزیده بود.
او چنانکه اندکی پیشتر گذشت، عبیدالله فرزند حضرت عباس را با خود میبرد و به بقیع میآمد و بر «کشتۀ اشک ها»، اقامۀ ماتم مینمود و با گریه ای حزن آور، بر فرزندان خویش میگریست.
حضرت ام البنین علیهاالسلام حسرت و آرزوی آن را داشت که ای کاش او و فرزندانش و همۀ اهل زمین فدای امام حسین علیهالسلام میشدند، اما امام زنده میبود.
حضرت ام البنین علیهاالسلام از این حرکت چند هدف را در نظر داشت: اوّل: اقامۀ عزاداری بر سرور شهیدان، ریحانۀ پیامبر، امام حسین علیهالسلام، و بزرگداشت و تعظیم شعائر الهی.
دوّم: برای مردم از شجاعت امام و فرزندانش و همچنین از مظلومیت شان پرده بردارد و با آنان بر تاریخ افتخار ورزد.
سوم: اتفاقات کربلا و ستمهایی که بر آل پیامبر وارد شد و فجایعی که هر مخلوقی از آن شرم دارد را بیان کند. او این مهّم را با این روش و در قالب گریۀ عاطفی بیان میکرد و اینچنین، اعتراض خویش به وضعیت موجود و حکومت طاغوت را اعلام میداشت.
چهارم: حاکمان ستمکار را رسوا میساخت. حاکمانی که بر همۀ امور امّت تسلّط داشته، مردم را گمراه مینموده، در گذر زمان، حقیقتها را وارونه میساختند. پس حضرت ام البنین علیهاالسلام با این روش، حقّ و حقیقت را آشکار میکرد.
پنجم: مردم را علیه بنی امیه و گناهانشان برمی انگیخت و خونخواهی شهیدان اهل بیت علیهمالسلام را میکرد.
ششم: با آنکه مزار حضرت عباس و برادرانش در کربلا بود، امّا حضرت ام البنین علیهاالسلام به بقیع میرفت تا مردم در آنجا گرد آیند و ستمهایی که بر امام حسن علیهالسلام و حضرت فاطمه سلاماللهعلیها رفته بود، برایشان یادآوری شود و خاطرات مردمان با پیامبر در آن مکان را برایشان بازسازی نماید و آنان را از موضعگیریهای مسلمانان صدر اسلام در دفاع از پیامبر و خاندانش، که هم اکنون در این مقبرۀ مقدس جای گرفته بودند، آگاه سازد.
هفتم: او نوه اش عبیدالله بن عباس را با خود میآورد؛ به این خاطر که وی واقعۀ کربلا حضور داشت. عبیدالله شاهدی عینی و دلیل و برهانی زنده بود تا ماجرای کربلا را برای مردم و برای نسلهای آینده، روایت کند و کودکان همسن و سال او و نیز مردان و زنان بزرگسال نزد او اجتماع کنند.
سرانجام، زندگی سراسر فضیلت، مهر، عاطفه و مبارزه حضرت ام البنین علیهاالسلام، در حدود ده سال بعد از حادثه کربلا به پایان رسید.
آن بانوی بزرگوار پس از حادثه جانسوز کربلا، بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را در زنده نگه داشتن حماسه جاویدان عاشورای حسینی به زیباترین شکل ممکن به انجام رسانیدتاریخ درگذشت این بانوی نامداردر هیچ یک از کتابهای معروف تاریخی و روایی نیامده است.
سنّ وی در هنگام وفات نیز مشخص نشده است. در کتاب ستاره درخشان مدینه؛ حضرت ام البنین علیهاالسلام، سال وفات آن حضرت، سال ۷۰ه. ق آورده شده است، بی آنکه به مدرک معتبری استناد دهد.
نویسنده کتاب سیدۀ نساءالعرب نیز با توضیحاتی، سال وفات ایشان را سال ۶۴ه. ق دانسته است.
سرانجام، زنی که عمری را در راه عشق به ولایت اهل بیت علیهمالسلام گذراند، جام زندگانی جاویدان نوشید و از غم دنیا آسوده شد؛ بانویی که در زندگانی اش سراسر مهر و عاطفه و مبارزه بود؛ بانویی که همسر شهید، مادر شهید و یکی از پیام رسانان خونین عاشورا بود و همه چیز خود را در راه خدا، خالصانه تقدیم کرد.
وی را در قبرستان بقیع و در کنار آرامگاه امام مجتبی، فاطمه بنت اسد، به خاک سپردند. سنّ او را در هنگام وفات میتوان میان ۶۰ تا ۶۵ حدس زد.