هادی رفیعی قصه گوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در گفت و گو با خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، درباره تأثیرات قصهها روی کودکان گفت: علاوه بر این که ساختار و محتوای قصه روی زندگی کودکان تأثیر دارد، میتوان قصهها را عامل آشنایی کودکان با فرهنگ کشور دانست، چرا که قصهها آداب و رسوم هرمنطقه را در دل خود دارند.
وی با توجه به محتوای یکسان قصهها، افزود: به طور معمول قصهها همیشه مشغول نشان دادن یک رفتار پسندیده هستند که در سراسر جهان مورد قبول واقع شده است. با این حال قصهها همیشه دارای پیام و اندرز نیستند و گاهی صرفاً به لحاظ ادبیات یا گفتار زیبایی که دارند، مورد استفاده قرار میگیرند.
بازآفرینی، به معنای به روز کردن ادبیات کهن است
این قصه گو با اشاره به قصههای آیینی ادامه داد: قصههای سنتی که در قالب نقالی یا پرده خوانی از شاهنامه و متون کهن بازگو میشوند، زمینه را برای آشنایی بچهها با تاریخ کشور آماده میکنند و تأثیر مثبت خواهند گذاشت.
وی ادامه داد: آموزههایی که امروزه ارائه میشود، مفهوم کلی داستانهای کهن است که به شیوه نو بازآفرینی شده است. این بازآفرینی که با زبان ساده انجام میگیرد تفهیم را برای نسل جدید راحت میکند.
رفیعی این تغییر و تحول را نوعی پیشرفت عنوان کرد و ادامه داد: جامعه به قصه متناسب با عصر خود نیاز دارد و وقتی درک متون قدیمی برای کودک امروز سخت باشد، نیاز به ترجمه شدن و توضیحات و تفسیر این متون دیده میشود. چرا که مفهومی که به زبان شنونده گفته شود بسیار قابل درک خواهد بود.
وی افزود: این تغییر، مشروط به این است که برای محتوای متون اختلال پیش نیاید. کسی که بازآفرینی میکند باید به اصل داستان آگاهی داشته و بداند که به نسل جدید چه چیزی ارائه میکند. در غیر این صورت نمیتوان انتظار یک بازآفرینی مطلوب را داشت.
این قصه گو با بیان این که کودکان عصر حاضر طالب محتوای نو هستند، گفت: بازآفرینی به معنای به روز کردن یک مطلب است که به طبع تأثیر بیشتری روی مخاطب خواهد گذاشت، بازآفرینی صرفاً بازگویی مطالب قدیمی نیست بلکه مطالب ملموس و اتفاقات جامعه در این شیوه نو بازنگری خواهند شد.
تفاوت قصهها در گویش و لهجه است
وی با تأکید روی این که آموزههای دینی مختص مذهب و دین است، ادامه داد: قصهها از نظر محتوا در هر محیط و جغرافیایی که ساخته شوند، تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند و نمیتوان قصههای شرق را از قصههای غربی متمایز کرد. چرا که همه قصهها روایتگر اخلاق و ویژگیهای انسانی هستند.
رفیعی با بیان این که تفاوتهای قصهها به لهجه و گویش و زبانهای مختلف تقسیم میشوند، افزود: همچنین تفاوتهای موجود در گویشهای مختلف، شرایط را برای آشنایی با دیگر فرهنگها فراهم میکند. اگرچه کشورها آداب و رسوم گوناگونی دارند اما این تفاوت در مسائل انسانی صدق نمیکند و به طور مثال جوانمردی در همه جای دنیا ویژگی خوبی به شمار میآید.
قصه گویی، ابزار آموزش است
این قصه گو عدم فراگیری و بودجه ناکافی را از کمبودهای عرصه قصه گویی عنوان کرد و گفت: فراگیری و کمبود بودجه با هم در ارتباط هستند. هرچقدر که خدمات مالی بیشتری به قصه گو ارائه شود، قصه گو فعالیت خود را به هر طریقی که به کودکان مربوط باشد، افزایش میدهد و این موجب ترویج فرهنگ قصه خوانی بین کودکان خواهد شد.
این قصه گو با بیان این که قصه گویی، یک ابزار آموزش است، گفت: اگر متولیان امر و مسئولان به عنوان ابزار آموزش به قصه گویی نگاه کنند، این فراگیری رخ خواهد داد. با توجه به این که به طور معمول سخن مستقیم اثرگذار نیست میتوان از طریق قصه گفتن، تربیت کودک را تحت نظر قرار داد، نگاه ابزاری به قصه گویی موجب ترویج این هنر میشود.
رفیعی تأکید کرد: قصه گویی هنوز بین مناطق محروم شناخته نشده است. وظیفه ترویج این هنر بر دوش مدارس و مراسمهایی است که با حضور بچهها برگزار میشود. همچنین حفظ هنر قصه گویی مشروط به کسب درآمد است. حل شدن مشکلات مالی در حوزه قصه گویی ارزش واقعی این شغل را نشان داده و قصه گو را به این باور میرساند که نقشی مهم در جامعه کودک دارد، در حال حاضر یک قصه گو باید یک منبع درآمد برای خود داشته باشد.
انتهای پیام/