دکتر شهروز ابراهیمی: دورنمای مذاکرات هستهای در چهار ماهۀ آتی تنها در شرایطی مثبت خواهد بود که در ادامۀ مذاکرات راه حلهای جدید از سوی طرفین برای حل اختلافات باقی مانده مطرح گردد. در شرایط حاضر بحثها مشخص و روشن است و به نظر نمیرسد که در ادامۀ مذاکرات نیز بحثهای جدید و خارج از دستور کار و چارچوب مذاکرات مطرح شود. بنابراین باید منتظر بود و دید که آیا در فرآیند مذاکرات پیشنهادات جدیدی از سوی دو طرف برای رفع موانع باقی مانده در چارچوب توافقنامۀ ژنو ارائه خواهد شد و مهمتر اینکه دو طرف چگونه خواستهای حداکثری خود را تعدیل و بر سر خطوط قرمز خود تعامل خواهند داشت؟
در آغاز گفتگو به بررسی تعهدات طرفین در چارچوب هستهای بپردازیم؛ پرسشی که در این باره مطرح شده این است که آیا دو طرف تاکنون به تعهدات خود در چارچوب توافق ژنو پایبند بودهاند؟
در این باره به جرأت میتوان گفت که طرفین تاکنون به تعهدات خود عمل کردهاند.
به برخی از این تعهدات متقابل اشاره میکنید؟
رئوس اصلی تعهدات طرفین در شش ماه گذشته پذیرش نظارت و بازرسی بینالمللی از سوی ایران بر روی تأسیسات هستهای و همکاری همه جانبه ایران با بازرسان بینالمللی و کاهش سطح غنیسازی و تبدیل اورانیوم 20 درصدی به 5 درصد و... بوده است و در مقابل طرف غربی حاضر به لغو تدریجی تحریمها شد و نکتۀ مهمتر اینکه غربیها پذیرفتند تا مشخص شدن سرنوشت مذاکرات هستهای و توافق ژنو، تحریمهای جدید بر علیه ایران صادر نشود. راستیآزمایی اقدامات جمهوری اسلامی ایران را نیز آژانس بین المللی انرژی اتمی برعهده داشت.
موانع اصلی بر سر دستیابی به توافق جامع از دید شما چیست؟
در این باره نمیتوان به صورت قطعی اظهار نظر کرد؛ چراکه تاکنون جزئیاتی در این زمینه اعلام نشده است؛ و اظهار نظرها در این زمینه قطعی نیست. در مجموع آنچه از اظهارات برخی از مقامات بر میآید، حاکی از این است که مشکل ریشهای و بنیادین عدم اعتماد ساختاری میان طرفین است.
به صورت مشخص عدم اعتماد ساختاری میان ایران و آمریکا چه تأثیری در فرآیند مذاکرات گذاشته است؟
به دلیل سیطرۀ بی اعتمادی متقابل میان ایران و آمریکا، این کشور به هیچوجه نخواهد پذیرفت که جمهوری اسلامی ایران توانایی غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتی و نظامی داشته باشد، این در حالی است که ایران غنیسازی در سطح هستهای را حق خود میداند.
موانع دیگر؟
یکی دیگر از مشکلات اساسی سطح و ابعاد غنیسازی است. در شرایط کنونی دو مشکل در این زمینه وجود دارد الف) سطح غنیسازی برای توافق نهایی برای مدت محدود 5 تا 10 سال ب) سطح غنیسازی برای بعد از توافق نهایی. به نظر میرسد در شرایط کنونی مهمترین هدف ایران برخورداری از چرخۀ کامل تولید سوخت هستهای و رفع نیازهای هستهای خود است. ظرفیت 190 هزار سویی اعلام شده از سوی برخی مقامات ایران برای مرحلۀ - ب- یعنی برای مرحلۀ بعد از توافق نهایی در نظر گرفته شده است؛ چراکه در شرایط ایران تعداد سانتیریفیوژهای فعال ایران 10000 دستگاه است. در همین رابطه شاهد هستیم که طرف غرب تمایلی به پذیرش ظرفیت 190 هزار سویی برای مرحلۀ بعد از توافق نهایی ندارد. خواست حداکثری جمهوری اسلامی ایران در این زمینه فعالیت 50 هزار دستگاه سانتیریفیوژ است و در مقابل طرف غربی خواستار فعالیت 2 تا 3 هزار سانتریفیوژ است. این یکی از موانع اصلی عدم وصول به توافق جامع بود.
اختلافات و موانع دیگری نیز در این زمینه دخالت دارند؛ برای مثال اختلافات در نوع بازرسیها؛ امضاء و پذیرش پروتکل الحاقی از سوی جمهوری اسلامی ایران و اجرای برخی مفاد توافقنامۀ ژنو برای مثال در زمینۀ زمان رفع تحریمها از دیگر موانع پیشروی فرآیند مذاکرات است.
آیا طرفین ارادهای جدی و لازم را برای دستیابی به توافق دارند؟
در اینباره باید گفت هم جمهوری اسلامی ایران و هم طرفهای غربی نیاز به توافق دارند؛ منتهی مراتب باید دقت داشت که این اراده و تمایل به معنای این نیست که قطعاً بین طرفین توافق صورت خواهد گرفت. البته من امیدوارم و آرزو میکنم که میان طرفین توافق صورت گیرد؛ اما لازمۀ آن تعدیل خواستههای حداکثری هر دو طرف است. همانگونه که پیشتر بیان کردم طرف غربی ظرفیت 190 هزار سویی را نخواهد پذیرفت و از سویی دیگر نیز غیر محتمل خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران فعالیت2 تا 3 هزار سانتیریفیوژ را بپذیرد. خط قرمز و خواست حداکثری غربیها عبور توان غنیسازی ایران از به تعبیر آنها - مرز خطر - است. جمهوری اسلامی ایران نیز معتقد است که مفاد توافقنامۀ ژنو تنها برای یک دورۀ شش و هفت ساله اعتبار داشته باشد و بعد از سپری شدن این زمان ایران بتواند در چارچوب معاهدۀ «NPT» فعالیتهای هستهای خود را دنبال کند.
مواضع رادیکالها در هر دو کشور تا چه میزان خواهد توانست در ادامۀ مذاکرات به عنوان مانعی در مسیر مذاکرات طرح شود؟
مواضع رادیکالها در هر دو کشور یکی از بزرگترین موانع است؛ طیف رادیکال در امریکا به دنبال بازنمایی جمهوری اسلامی ایران به عنوان عنصری بر هم زننده در نظام بینالملل است؛ علاوه بر این در کنگره و مجلس آمریکا نیز شمشیر داموکلس تحریم توسط برخی از نمایندگان و سناتورهای رادیکال ایالات متحده بر فراز مذاکرات هستهای قرار داده میشود. در داخل ایران نیز شاهد آنیم که تندروهای ایرانی تلاش میکنند به هر شکل ممکن در مسیر مذاکرات مانع ایجاد کنند تا در نهایت مذاکرات با شکست مواجه شود. در نگاه رادیکالهای ایرانی منافع جناحی بر منافع ملی ارجحیت دارد.
تأثیر بحرانهای متعدد منطقهای بر فرآیند مذاکرات هستهای چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این بحرانها نمیتواند زمینۀ نزدیکی بیشتر ایران و ایالات متحدۀ آمریکا را فراهم آورد؟
به هر روی نمیتوان منکر این مسأله شد؛ چرا که بحرانهای منطقهای میتواند موجب نزدیکی مواضع دو کشور شود؛ برای مثال ظهور گروه تروریستی داعش در منطقه تهدیدی جدی و مشترک برای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکاست که در حال حاضر هیچ کدام از طرفین اقدام جدی برای مقابله با این تهدید مشترک انجام ندادهاند. مثال دیگر در این زمینه ایستارهای مثبت هر دو کشور در قبال جریان اخوان المسلمین است؛ به نظر میرسد ایالات متحدۀ آمریکا نیز تمایل چندانی به دولت جدید مصر ندارد. با این وجود من اعتقاد ندارم که به سرانجام رسیدن توافقنامۀ نیز بتواند تأثیر چندانی در همسویی مواضع جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحدۀ آمریکا داشته باشد؛ چراکه اختلافات دو کشور بنیادی و اساسی است. برای مثال آیا جمهوری اسلامی ایران حاضر خواهد بود رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد یا بالعکس آیا ایالات متحدۀ آمریکا حاضر خواهد شد از حمایت رژیم صهیونیستی دست بردارد. به اعتقاد من اینها موانعی است که به این سادگی و از طریق توافق هستهای قابل حل نخواهد بود.
در پایان گفتگو میخواهم بدانم شما در مقام کارشناس روابط بینالملل افق و دورنمای مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
به اعتقاد من دورنمای مذاکرات هستهای در چهار ماهۀ آتی تنها در شرایطی مثبت خواهد بود که در ادامۀ مذاکرات راه حلهای جدید از سوی طرفین برای اختلافات باقی مانده مطرح گردد. در شرایط حاضر بحثها مشخص و روشن است و به نظر نمیرسد که در ادامۀ مذاکرات نیز بحثهای جدید و خارج از دستور کار و چارچوب مذاکرات مطرح شود. بنابراین باید منتظر بود و دید که آیا در فرآیند مذاکرات پیشنهادات جدیدی از سوی دو طرف برای رفع موانع باقی مانده در چارچوب توافقنامۀ ژنو ارائه خواهد شد و مهمتر اینکه دو طرف چگونه خواستهای حداکثری خود را تعدیل و بر سر خطوط قرمز خود تعامل خواهند داشت.