به گزارش سرویس ورزشی برنا، تیم ملی والیبال ایران در رقابت های لیگ جهانی بار دیگر شایستگی و توانایی های خودش را به اثبات رساند و مشخص شد که بازیکنان جوان کشورمان استحقاق بهترین ها را دارند و همین عامل سبب می شود تا روند روبه رشد و صعودی مان در میادین بین المللی ادامه داشته باشد.
افتخارآفرینیهای تیم ملی والیبال محبوبیت این رشته را در میان مردم و جوانان ورزش دوست دو چندان كرده است؛ اتفاقی که بدون تردید کار یک روز و یک هفته نبوده و در عقبه آن یک برنامه ریزی منطقی و صحیح بوده تا فوندانسیون والیبال به یکی از بهترین ساختارها در عرصه ورزش تبدیل شود و همواره به عنوان یک الگو از آن نام برده میشود.
برای بررسی هرچه بهتر باید به 25 سال قبل برگردیم جایی که اولین دوره لیگ برتر این رشته سال 68 برگزار شد، درست زمانی كه ریاست محمدرضا یزدانیخرم در فدراسیون والیبال آغاز شد.
آمدن یزدانیخرم همزمان شد با تحولات اساسی این رشته، تحولاتی كه نتیجهاش را در دهه 90 گرفتیم. باید بگوییم كه والیبال اولین رشتهای است كه در ورزش ایران صاحب لیگ برتر شده چون طی این مدت مربیانی بوگانیكوف اهل لتونی، ماتسوموتوی ژاپنی، پارك كرهای و كیاچ صربستانی روی كار آمدند و زمینه جهشی بلند را فراهم كردند.
در میانه های دهه 70 بازیکنانی نظیر بهنام محمودی، فرهاد ظریف، محمد ترکاشوند، علیرضا نادی و ..... به والیبال معرفی شدند. توجه به تیمهای پایه سبب شد تا کمکم و به مرور زمان بازیکنان دیگری در ردههای پایه رشد کنند و به رده بزرگسالان برسند.
پس از رفتن یزدانیخرم مدیر بعدی راه او را ادامه داد. داورزنی برخلاف سایر مدیران مدیریت نفر قبلی را زیر سؤال نبرد. آقای رئیس ابتدا به گائیچ و معدنی فرصت عرض اندام داد و اولین قهرمانی ایران در آسیا به ارمغان آمد.
اما از چهار سال پیش تفكر تمام حرفهای در والیبال كشورمان فراگیر شد و انتظارات از ملیپوشان تغییر كرد.
4 سال پیش كه داورزنی تصمیم گرفت خولیو ولاسكو را به ایران بیاورد و سكان هدایت والیبالمان را دست او بسپارد خیلیها مخالف بودند و جامه عمل پوشاندن به این تصمیم را هدر دادن پول بیتالمال میدانستند. ولی با موفقیتهایی كه در این سالها كسب كردیم نه تنها مخالفان دست از مخالفت كشیدند بلكه پس از رفتن ولاسكوی آرژانتینی خواستار به خدمت گرفتن مربی بهتر از او شدند.
بدون شك اهالی و طرفداران والیبال هرگز تصور چنین روزهای رؤیاییای را برای تیم ملی نمیكردند. نكتهای كه در لابهلای موفقیتهای پرتعداد والیبالیستها كمتر به آن توجه شده نقش مدیریت صحیح و حرفهای مدیران این فدراسیون از دهه 60 به بعد است.
غلبه بر تیمهای مطرح دنیا كه سالهای سال تیمی توان رویارویی با آنها را نداشت؛ رؤیایی كه والیبالیستهای كشورمان بارها آن را به واقعیت تبدیل كردند. روزگاری گرفتن یكی دو ست از كره جنوبی آرزوی هواداران كمتعداد این رشته بود كه این آرزو بارها نقش بر آب شد.
ولاسكو راهی پیش پای تیم ملی گذاشت كه ملیپوشان به خوبی تواناییهای بالقوه خود را به بالفعل تبدیل كردند. انتخاب مربی كاربلد و كسی كه بتواند ذهن شاگردانش را بخواند تنها بخشی از تواناییهای سرمربی آرژانتینی بود.
در فاصله سال 2011 تا 2014 تیم ملی بزرگسالان بارها شادی پیروزی بر تیمهای مطرح را به مردم هدیه داد؛ شكست ایتالیا در مودنا، غلبه بر صربستان، برزیل، كوبا، آلمان، قهرمانی آسیا و راهیابی به لیگ جهانی برای همیشه در تاریخ ورزش ایران ثبت شدهاند.
عملکرد خوب تیم ملی والیبال با ولاسکو سبب شد تا زمانی که بحث جدایی این مربی کلید خورد، خیلی ها نگران آینده والیبال شوند و برای نگه داشتن او تمام توان شان را به کار بگیرند تا به زعم خودشان روند کاری والیبال شیب منفی پیدا نکند.
به غیر از ولاسکو حرف از مربیان مطرحی نظیر آنساتازی، برناردی، مک کاچن، لوزانو و پرندی بود اما روسای فدراسیون به این جمع بندی رسیدند تا از یک مربی جوان و جویای نام استفاده کنند؛ انتخابی که در وهله اول با مخالفت هایی مواجه شد و این که آمدن اسلوبودان کواچ یک ریسک بزرگ به شمار می آمد اما عملکرد تیم ملی با کواچ در همین مدت کوتاه و قرار گرفتن در جمع چهار تیم برتر دنیا نشان دهنده ریشه سالم و قوی والیبال کشورمان است.
از طرفی آمدن کواچ جوان آن هم با هزینه کمتر نسبت به ولاسکو و سایر گزینه های پرطمطراق انتخابی عاقلانه محسوب می شود و ثمره اعتماد به این مربی جوان باعث خواهد شد والیبال کشورمان در ادامه مسیر هم روزهای توام با موفقیت را داشته باشد.
حضور بازیکنان جوان و جویای نام و تشنه موفقیت سبب شده تا والیبال ایران حرف های بسیاری برای گفتن داشته باشد و برابر تیم هایی نظیر برزیل، ایتالیا، روسیه و لهستان قدعلم کنند.
چرخه سالم و در حال گردش والیبال سبب شده روند بازیکن سازی به سرعت ادامه داشته باشد و به همین دلیل می توان امید بست تا والیبال سال های سال بازی های درخشانی را در میادین مختلف به اجرا بگذارد.
علاقهمندان این رشته هر روز بیشتر میشوند، كافی است تیم ملی در یك تورنمنت بینالمللی حضور داشته باشد تا بسیاری از مردم پیگیر نتایج والیبالیستها باشند، بلیتهای بازیهای خانگی تیم ملی خیلی زود به فروش میرود و در سالن 12 هزار نفری آزادی یك صندلی خالی هم پیدا نمیكنید، دیگر نیازی نیست سالن والیبال را با بچه مدرسهایها پر كنیم و تماشای دیدارهایش از جعبه جادویی به اندازه تماشای فوتبال هیجان و لذت دارد.
با این شرایط مسئولان فدراسیون والیبال، اعضای کادر فنی در رده های سنی مختلف و بازیکنان وظیفه به مراتب بیشتری دارند تا بتوانند خواسته های بجای هواداران و علاقه مندان ورزش را برآورده کنند.
تیم ملی والیبال که در 2 دوره حضورش در لیگ جهانی موفق بوده، می تواند از بازی با بزرگان دنیا درس بگیرد تا در سایر رویدادهای مهم بتواند نقاط ضعف خود را بپوشاند و نقاط قوتش را بیشتر از گذشته کند.
مطمئنا بازی با تیم های بزرگ دنیا این خودباوری را نزد بازیکنان ایجاد کرده تا آنها بتوانند در رقابت های بعدی بهتر از قبل ظاهر شوند و این همان مزد تلاشی است که از سال های قبل گرفته شده و می شود.
تیم ملی چند ماه دیگر باید در مسابقات قهرمانی جهان شرکت کند و امیدوار هستیم تا افتخار آفرینی های دیگری را از بلندقامتان کشورمان شاهد باشیم.