به گزارش خبرگزاری برنا،ابتدا فیلم «اصفهان در بوق کارخانهها» با موضوع حیات اجتماعیِ اصفهانِ معاصر به نمایش درآمد، سپس به نقد و بررسی اثر پرداخته شد.در آغاز جلسه، پدرام اکبری کارشناس برنامه از کارگردان فیلم توضیحات مختصری در مورد تحقیقات فیلم خواست که او بیان کرد: تحقیقات ما برای ساخت این فیلم خیلی مفصلتر از این بود،علاوه بر اینکه طرحی که من در آن مقطع به آقای مشیری و تلویزیون اصفهان دادم برای تولید این مستند،در رابطه با حیات اجتماعی اصفهان معاصر بود.در واقع سه قسمت بود؛ یک قسمت نساجی بود، یک قسمت ذوبآهن و یک قسمت هم فولاد مبارکه. خود بخش نساجی خیلی گسترده بود.تاریخ صنعت در اصفهان از قرن چهارم و پنجم مکتوب است و بعد هم در اصفهان تا دوران صفویه ادامه دارد و افولی که در دوره قاجار اتفاق میافتد و در نهایت به اینجا میرسد. منتها چون ما بیشتر ما صنعت مدرن و کارخانجات مد نظرمان بود،از همان سال 1300 شروع کردیم.
در ادامه آقایان مشیری (مشاور پروژه) و شاملی نیز به جمع کارشناس برنامه و کارگردان فیلم پیوستند تا در بحث و بررسی شرکت کنند. مشیری در آغاز ارزیابی خود را از فیلم و حضورش به عنوان مشاور پروژه چنین بیان کرد: ماجرا از آنجا شروع شد که مدت 15 ماه قرار بود تعدادی از مستندسازها به شهرستانها بروند و با نوعی نظارت و مشاوره در شهرستانها کارهای مستند تولید بشود. من به پنج مرکز رفتم که یکی از آنها اصفهان بود و در مجمع اصفهان را خیلی خوب دیدم. واقعاً احساس میکردم یک چیز بالقوه در جوانان اصفهانی وجود دارد که به فعل درنیامده بود.آنجا مطرح شد که چه موضوعاتی کار بشود.اغلب دوستان میل داشتند در موضوع میراث فرهنگی کار کنیم اما اصفهان از این موضوع اشباع بود.هم قبل از انقلاب و هم پس از انقلاب این موضوع مکرر کار شده بود، شاید چون یک موضوع بیدردسر بود. من مطرح کردم و به زبان عامیانه گفتم آتشبس، البته تعلق خاطر خودم را به میراث فرهنگی اصفهان ابراز کردم و گفتم هر بار که به این شهر میآیم، اگر فرصت نکنم جاهای مختلف آن را ببینم،حتماً مسجد شیخ لطفالله را میروم و میبینم اما قصد داشتم از این موقعیت پیشآمده استفاده دیگری بکنم. به نظرم صنعت و کشاورزی اصفهان بسیار جای کار داشت.
مشیری افزود: من در جاهایی میدیدم خانههایی در اصفهان هست که زیرِ راهپلهشان یک دستگاه فنی گذاشتهاند و هر کسی یک کاری میکند. مرد خانواده یک شغلی دارد، مادر خانواده خانهدار است و بچهها محصلند، ولی یک دستگاه پرس هست که با آن یک چیزی تولید میکنند.خب این شهر، یک شهر خاص است.آنجا اعلام کردم هر کس در مورد صنعت طرحی دارد، بیاورد و ما در اولویت قرار میدهیم و موقعیت برای ساخت آن ایجاد میکنیم. تنها موردی که پیش آمد و با من تماس گرفت، آقای ملبوسباف بود.الان من هم خوشحالم و هم متاسف. خوشحال از این بابت که فیلم ایشان واقعاً فیلم درستی است،البته شاید من نقش چندانی در تولید این فیلم نداشتم و آنچه شما در این کار میبینید، کار خود آقای ملبوسباف است.ایشان خیلی تلاش کردند و تلاششان نتیجه داد و متاسفم که فقط همین یک کار در این زمینه تولید شد و تنها کسی که میبینم در این زمینه کار را ادامه میدهد، خود آقای ملبوسباف است که به نوعی مسیر را پیدا کردند و قرار است کار جدیدشان هم به این صورت باشد.
همچنین آقای شاملی در این جلسه گفت: فیلم «اصفهان در بوق کارخانهها» برای من خیلی نوستالژیک است. من فیلم قبلی ایشان را هم به نام «در عمق میدان» دیده بودم و فکر میکردم آقای ملبوسباف به لحاظ سنی نمیتواند نوستالژیک به این مسئله فکر کند اما برای من خیلی نوستالژیک بود، چون به نوعی این فضا را از اواخر سالهای بیست و مسائلی که در فیلم بازنمایی شد،درک کردهام. بوق کارخانهها برای مردم اصفهان، یک ساعت و به منزله یک بیگبن بود. انواع و اقسام بوقها بود. این موضوع برای من نوستالژی است اما من در فیلم چندان نوستالژی ندیدم و حق هم همین بود.واقعاً مسائل بسیار پیچیده و وحشتناکی در اصفهان میگذشت.از این نظر به آقای ملبوسباف تبریک میگویم که تاریخچه صنعت نساجی در اصفهان را خیلی خوب بیان کرده بودند. فکر نمیکردم در این فیلم اسمهایی برده بشود که برای من کارکرد تاریخی در اصفهان داشتند. مثل آقای شمس صدری یا حاج میرزا محمدجعفر. فیلم به نظر من کشش خیلی خوبی داشت.اگر هفتاد و پنج دقیقه فیلم مستند اینطور تماشاگر را همراه کند، نشاندهنده موفقیتی در ساخت آن کار است.
در پایان این جلسه به پرسشهای برخی از تماشاگران پاسخ داده شد. گفتنی است فیلم «اصفهان در بوق کارخانهها» با رویکردی به حیات اجتماعیِ اصفهانِ معاصر،تصویرگر زندگی رو به زوال مردمی است که سالهای آخر دوره قاجار را طی میکنند و با وقوع مشروطه و مظاهر جدید تمدن بویژه کارخانههای نساجی مدرن در دوره پهلوی اول، دچار تحول جدی میشوند. سپس با اشغال ایران توسط متفقین، برگی نوین از حیات اجتماعی اصفهان با پیدایش جنبشهای کارگری رقم میخورد و فضای نسبتاً آزاد،ولی پرکشمکش این دهه در فرجام با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ به پایان میرسد.این فیلم مستند با تکیه بر شخصیتها و اسناد موجود از زاویه دید دوربین جستجوگر در زمان حال روایت شده است.