آمریکا هلیکوپترهایی دارد که میتواند در یک آن، تبدیل به یک هواپیمای جنگنده تمام عیار شود. کافیست آمریکا یک موشک بزند تا تمام توان دفاعی ما نیست و نابود شود. مگر میشود با دم شیر بازی کرد؟ اینها تنها بخشی از تاثیرات سریالهای ماهوارهای است که امروزه بر سر زبان ملتی است که هشت سال با دست خالی در برابر دنیا ایستاد و امروز به اعتراف رئیس جمهور آمریکا «قدرت بلامنازع منطقه خاورمیانه است که باید هرطور هست با آن ساخت.»
اگر سری به دادگاههای خانواده بزنیم، با گوشهای دیگر از تاثیرات مخرب سریالهای آمریکایی مواجه میشویم: «چه اشکالی دارد در کنار شوهرم، ...» امروز تاثیرات سریالهای آمریکایی غیرقابل انکار است. برای بررسی دقیقتر این مسئله، با امیرمهدی کلیدری، از فعالان رسانه و عضو هیئت امنای فرهنگسرای رسانه مرکز خراسان رضوی به گفتوگو نشستهایم:
آقای کلیدری، سریالهای آمریکایی که در دهههای اخیر بسیار رواج پیدا کردهاند، به طور مشخص کدام وجوه زندگی ما را نشانه گرفتهاند و چه تاثیراتی را میتوان برای آنها در نظر گرفت؟
سریالهای ماهوارهای، عموما متناسب با ژانری که دارند روی مخاطب تاثیر میگذارند.
برای مثال: سریالهایی که ژانر آنها اکشن است، مثل «فرار از زندان»، «۲۴»، «آلکاپو»، «هوملند» و... عموما اثرگذاریشان سیاسی است. آقای «هاوارد گوردن»، تهیه کننده سریال هوملند، مصاحبهای با مجله پنجره دارد که خیلیها سعی میکنند این مصاحبه را دروغین عنوان کنند.
از لحاظ فنی که تحلیل محتوا کردیم و با مصاحبههای ایشان در نشریههای رایج بین المللی مقایسه کردیم، متوجه شدیم که این مصاحبه هم از حیث گفتمان و از حیث محتوا بیعیب و نقص است.
گوردن در این مصاحبه عنوان میکند که ما این سریال را در اختیار شبکه «فارسی وان» قرار دادیم تا مردم ایران آن را ببینند و بترسند. شاید یکی از دلایل منطقی برای پذیرش صحت این مصاحبه، توجه به اتمسفر ذهنی هاوارد گوردن باشد؛ وی میخواهد به بهانه این مصاحبه، مردم ایران با سریال هوملند بیشتر آشنا شوند.
الان هوملند تا پایان فصل ۳ رفته و کل فصل ۳ آن مربوط به ایران است و اینکه آیا مشخصا برای مخاطب ایرانی ساخته شده است یا نه، باز یک سوال هوشمندانه است.
این سریال قرار است در عملیات روانیاش بر روی سه گروه مخاطب اثر بگذارد: نخست بر مخاطب خودش به نحو تحریکی و تشجیعی، یعنی تحریک نیروهای خودش برای همراهی و شجاع سازی آنان. دوم مخاطب ثالث، یعنی مخاطبی که فقط بیننده است، یعنی نه با سازندگان سریال همراه است و نه با گروهی که سریال علیه آنها ساخته شده است. سوم، مخاطب کشوری که سریال علیه آن ساخته شده است، بطوریکه در آنها نسبت به توانایی-هایشان تردید ایجاد کند و یا اینکه آنها را با قابلیتهای خود تهدید کنند.
یک ژانر دیگر هم سریالهای درام هستند که به سمت جنس زن میرود و جنبههای رمانتیک دارد.
این نوع سریالها عموما روی سبک زندگی تاثیرگذار هستند که مشخصا تاثیر بر شیوه زیستن، تعاملات، نگاهها، لذت جوییها، عزت نفس و اعتماد به نفس هدف آنهاست.
آیا با افرادی برخورد کردهاید که تحت تاثیر این سریالها دچار مشکل شده باشند؟
اگر منظور تاثیرات روانی باشد که خب، شما خیلی راحت در اجتماع میتوانید تاثیراتی از این دست را ببینید.
تاثیر عملیات روانی دشمن بر مخاطب ایرانی برای اینکه احساس کند تکنولوژی دشمن حتما او را به پیروزی نهایی میرساند و در نتیجه در مقابل دشمن، به توانایی خودش با تردید نگاه کند، یک نمونه از این تاثیرها است.
در حوزه سریالهایی که در ژانر رومانتیک است و سعی میکند با مثلثها، مربعها و دایرههای عاشقانه مسیر خود را به جلو ببرد، میتوان گفت اثر گذاری خیلی زیاد و قابل تامل است. خیلی از کارشناسان معتقدند: افزایش نرخ طلاق، متاثر از تماشای این سریالها بوده است.
یعنی تاثیراتی که این قبیل سریالها در حوزههای عاطفی و جنسی شخص داشته او را به این سمت میبرد که بخواهد لذتهای بیشتری را تجربه کند، دچار سندرم تنوع طلبی شود و بخواهد اشخاص دیگر یا مدلهای ارتباطی دیگری را تجربه کند.
البته یک گام قبل از این مرحله این است که شخص عزت نفس را در چه چیزی میبیند؟ آیا عزت نفس را در مدلینگ بودن، خوش تیپ بودن، زیبا بودن و... جستجو میکند یا در مفید بودن برای جامعه؟ که متاسفانه اغلب، حالت اول اتفاق میافتد.
سرانجام نیز، برای عدهای منجر به به فروپاشی خانواده شده و برای عدهای دیگر چند شخصیتی شدن را به دنبال دارد.