فوتبال ایران سبک بازیکن محور و ستارهمحور دارد و از همین رو بحث درباره جزییات ستارهها همیشه در آن اهمیت داشته است. در چند وقت اخیر ستارههایی چون علی کریمی، رضا قوچان نژاد و اشکان دژاگه در صدر اخبار جای داشتهاند. این ادعا که گفته میشود رفتن بازیکنانی چون دژاگه یا قوچاننژاد به لیگهای عربی میتواند نشانهای از عملکرد ناموفق تیم ملی در جام جهانی باشد را قبول ندارم. تغییر باشگاه و یا رفتن بازیکنان به لیگهای عربی نشانه شکست یا موفقیت تیم ملی نیست. در یک مقطع زمانی مشخص امکان دارد یک بازیکن برای پیشنهاد مالی بهتر به لیگ عربی برود و بعد از مدتی بار دیگر به اروپا بازگردد. به نظرم انتخاب دژاگه و قوچاننژاد موقتی بوده و آنها بعد از جام ملتهای آسیا فرصتهای بهتری خواهند داشت. اینکه ما انتظار داشته باشیم بعد از جام جهانی 10 - 15 بازیکن فوتبالمان به رئال و بارسلونا بروند منطقی نیست. نه تنها افکار عمومی بلکه کارشناسان فیفا که بدون حب و بغض نظر میدهند هم در جام جهانی به عملکرد تیم ایران نمره مثبت دادند. ایران در جام جهانی سربلند بود و با سرافکندگی بیرون نیامد. شاید نقطه ضعف ایران در جام جهانی، تنها نداشتن تجربه به دلیل بازی نکردن با تیمهای بزرگ دنیا بود. برخی بازیکنان بزرگ فوتبال دنیا مانند ریبری یا ابراهیموویچ خداحافظی خود از دنیای فوتبال را اعلام کرده و اینک در تیم ملی ایران هم برای جوانگرایی باید شاهد وداع برخی نفرات با تجربه باشیم. در دنیای فوتبال استانداردی برای خداحافظی از فوتبال وجود ندارد. بازیکنی مانند مالدینی را داشتیم که تا 37 سالگی هم در تیم ملی ایتالیا بازی میکرد. انتخاب این زمان بستگی به هوش بازیکنان دارد، مانند علی کریمی که شاید دو سال دیگر هم توان بازی داشت اما برای جلوگیری از مصدومیت و افت احتمالی چنین تصمیمی گرفت و به نظرم هوشیارانه و در بهترین زمان خداحافظی کرد.