5 امتیاز از 5 بازى. نتیجه ای به شدت رقت آور. نتیجه ای که با هر متر و معیاری فاجعه ای تمام عیار است. دایی پرسپولیس را یک درجه از مرحله بحران آنطرفتر برده است. پرسپولیسىها مات و مبهوت فقط دنبال توپ مىدوند. پرسپولیس دایى همچنان بد است. همچنان سوهان روح است و بخش عمدهاى از اینها را باید تقصیر دایى انداخت. با احترام به گذشته موفقیت آمیز بازیگری علی دایی، نیمکت این تیم هیچ مغز متفکری ندارد. دایی تمام راه های موفقیت را بسته است. حاشیه از نیمکت به زمین آمده. مربی به بازیکن ترجیح داده شده و آینده ای که زیبا نیست باز منتظر است. تا کی و کجا با دایی می آییم؟ همه اشتباهات را باید به پای او بنویسیم. مردی که هیچ انتقاد و مشاوره ای را بر نمی تابد و خود را دانای کل می داند. غافل از اینکه در فوتبال دانای کل نداریم. او به عنوان اول شخص تیم و مردی که در پرسپولیس اختیاراتی بیش از یک مدیرعامل دارد، متهم شماره یک پرسپولیس رنجور این روزهاست. این همه اشتباه در تیم بستن. این همه ضعف تاکتیکی، این همه حاشیه، گرانترین مربی لیگ بودن. پرسپولیس با تمام نام بزرگش و مربی پر ادعایش هیچ چیزی از پدیده و گسترش فولاد و ملوان از نقطه نظر فنی بیشتر ندارد. ما اگر در حیطه مربیگری فرقی حتی کوچک بین علی دایی و باقی مربیان لیگ حتی مربی نفت مسجدسلیمان پیدا کردید به ما حق بدهید امیدوار باشیم. قیاس علی دایی با همتایان خارجی اش این حقیقت را عریان تر می کند. علی دایی هم سن وسال لوییز انریکه است. بین سرمربی پرسپولیس و سرمربی بارسا چه تشابهی می بینید؟ هیچ چیز. عکس های پریدن از روی تابلوهای تبلیغاتی انریکه که هر روز در تمرین بارسا تکرار می شود را ببینید. آن بدن تراشیده، آن ذهن متفکر، آن جنب و جوش روی نیمکت و آن همه مشاوره با نفرات کوچک و بزرگ. آن همه کار طاقت فرسا. مردی که گفته می شود تا پاسی از ینمه شب در اتاق دفترش در نیوکمپ بیدار است و مطالعه می کند و مشاوره می گیرد. شروع کار 3 ماه قبل از مسابقات. شروع روز کاری در دفتر از ساعت 7.30 صبح. مبلغ قرارداد؟ کمتر از همه ستاره های تیم. شاید به اندازه پول تو جیبی پسر مسی. این تفاوت ها شاید واقعیت درباره علی دایی را بهتر و عریان تر نشان بدهد.