حسن هانیزاده کارشناس روابط بینالملل در گفتگو با خبرگزاری برنا گفت: تحریمهای اخیر ناشی از فشار لابی صهیونیستی با همراهی جناح رادیکال جمهوری خواه است؛ به رغم این تحریمها؛ از آنجا که باراک اوباما به دنبال دستیابی به دستاوردی تاریخی است؛ در نهایت مذاکرات هستهای به نتایج مطلوب خود خواهد رسید.
اخیراً شاهد بودیم که تحریمهایی جدیدی از سوی ایالات متحده بر علیه جمهوری اسلامی ایران وضع شد؛ به عنوان کارشناس روابط بینالملل این موضوع را چگونه بررسی میکنید؟
باید در نظر داشت که تحریمهای اخیر زمانی اعمال شد که رژیم صهیونیستی در جریان جنگ 51 روزه علیه مردم بیدفاع غزه با شکست روبرو شد. نفوذ لابی صهیونیستی در ایالات متحده آمریکا و به طور خاص بر روی اعضای کنگره آمریکا و همین طور نزدیک بودن انتخابات کنگره جملگی این عوامل دست به دست هم داد تا لابی صهیونیستی با استفاده از نفوذ خود در آمریکا، دولت باراک اوباما را وادار به اعمال تحریمهای بیشتر بر علیه جمهوری اسلامی ایران کند.
به صورت مشخص اعمال فشار و تحریم خواست چه گروههایی در آمریکاست؟
باید روشن ساخت که سیاست باراک اوباما اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران نیست و این تنها خواست رادیکالهای جمهوریخواه و لابی صهیونیستی است. باراک اوباما میکوشد در دورۀ دوم ریاست جمهوری خود دستاورد تاریخی داشته باشد و این دستاورد تاریخی چیزی نیست جز به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای ایران.
هدف لابی صهیونیستی و جناح رادیکال از اعمال فشار بر باراک اوباما چیست؟
هدف رادیکالها در ایالات متحده آمریکا در کنار لابی صهیونیستی این است که باراک اوباما در سالهای پایانی ریاست جمهوری خود؛ نتواند به دستاورد تاریخی مورد نظر خود دست پیدا کند.
طرح مسائل حاشیهای و خارج از پروندۀ هستهای را در روند مذاکرات چگونه ارزیابی میکنید؟
آنگونه که پیشتر بیان شد صهیونیستها از نفوذ و قدرت قابل توجهی در ساختار سیاسی آمریکا برخوردارند؛ بر این اساس سیاستها آمریکا در برخی از موضوعات و زمینهها، تابعی است از خواست رژیم صهیونیستی. بنابراین طرح مسائل حاشیهای و بیرونی در روند مذاکرات هستهای از قبیل موشکهای دوربرد - از طریق اعمال فشار رژیم صهیونیستی مطرح میشود.
رژیم صهیونیستی به چه دلیل مانع حل مسالمتآمیز پروندۀ هستهای ایران است؟
در اینباره باید گفت که رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی از هر ابزاری برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده میکند. پهبادی که اخیراً از سوی این رژیم برای جاسوسی از تأسیسات هستهای ایران فرستاده شده بود و یا اعمال تحریمهای جدید از سوی ایالات متحده بر علیه جمهوری اسلامی ایران - با فشار صهیونیستها - همگی در چارچوب سیاست این رژیم جعلی برای به انزوا کشاندن جمهوری اسلامی ایران است.
آیا اتفاقات اخیر در منطقه – ظهور گروههای تکفیری و تروریستی و بحران سوریه – نیز با همین هدف روی ندادهاند؟
اتفاقات اخیر روی داده در منطقه خاورمیانه مؤید این نکته است که ظهور گروههای تکفیری و تروریستی چون داعش یا بحران روی داده در سوریه با هدف درگیر ساختن جمهوری اسلامی ایران در منازعات شیعه و سنی و در نتیجه باز داشتن از ایفای نقش منطقهای خود است.
موانع پیش روی مذاکرات چگونه ارزیابی میکنید؟ سؤال مشخص من این است که آیا دو طرف خواهند توانست بر سر موانع باقیمانده توافق کنند؟
به اعتقاد من موانع باقیمانده در پروندۀ هستهای ایران بیرونی است. بیرونی به معنای این است که این مشکلات خارج از متن پرونده هستهای ایران است. غربیها به خوبی میدانند که تمامی فعالیتهای هستهای ایران صلح آمیز بوده است و هر آنچه تاکنون انجام شده در چارچوب معاهدات آژانس بینالمللی انرژی هستهای و پروتکل N.P.T است. گزارشات آژانس نیز مؤید این نکته بوده است که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در روند فعالیت های خود انحرافی نداشته است. بنابراین موانع موجود ربطی به پرونده و فعالیتهای هستهای نداشته و آنگونه که پیشتر بیان کردم موانع موجود بیرونی و سیاسی است و نه حقوقی.
تأثیر واکنش ریاست محترم جمهوری و دستگاه دیپلماسی بر روند مذاکرات هستهای را چگونه ارزیابی میکنید؟
ریاست محترم جمهوری با توجه به تخصص و تجربهای که در سیاست خارجی و مذاکرات هستهای دارند؛ شخصاً مسائل هستهای را رصد و در زمان مقتضی دستورات سازندهای را به تیم مذاکرۀ کنندۀ هستهای صادر میکنند. تیم مذاکره کنندۀ هستهای ایران نیز از دیپلماتهای توانا و هوشمند تشکیل شده است. اما باید در نظر داشت که مذاکرات هستهای بسیار پیچیده، فنی و در برگیرندۀ مسائل حقوقی و سیاسی است.
موضع اروپاییها را در قبال پروندۀ هستهای ایران چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا اروپاییها همانند چند سال گذشته با آمریکاییها در قضیۀ پروندۀ هستهای ایران همراهی خواهند کرد؟
در این زمینه باید بگویم با توجه به اینکه اروپاییها با روسیه بر سر بحران اوکراین درگیرند و از این نکته واهمه دارند که روسها در آینده از سلاح استراتژیک گاز بر علیه استفاده کنند، بنابراین اروپاییها به دنبال جایگزینی کشور تأمینکنندۀ انرژی خود هستند. با توجه به این عامل جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که خواهد توانست انرژی مورد نیاز اروپا را تأمین کند. بناربراین اروپاییها در آینده سعی خواهند کرد از ایالات متحدۀ آمریکا فاصله گرفته و تمامی توجه خود را به روسیه و مدیریت چالشهای احتمالی خواهند کرد که ممکن است از سوی این کشور بر علیه اروپاییها اعمال شود.
در خاتمۀ گفتگو، میخواهم بدانم افق و چشمانداز آتی مذاکرات هستهای را چگونه ارزیابی میکنید؟
علیرغم تمامی بدبینیها من اعتقاد دارم مذاکرات هستهای به نتیجۀ مطلوب خود خواهد رسید؛ هر چند دستیابی به این هدف، پروسهای زمانبر و تؤام با چالشها و تهدید هایی است. به باور من مذاکرات روند خود را ادامه خواهد داد و حتی احتمال تمدید آن نیز وجود دارد. در حال حاضر مذاکراتی فشرده با وساطت و عاملیت موضوعات بیرون از پروندۀ هستهای در جریان است؛ و نتیجۀ مطلوب نیز در درازمدت حاصل خواهد شد.