یازدهمین سالگرد جشن تقدیر از فرهنگ اهدای عضو (جشن نفس) با همه فراز و نشیب هایش شب گذشته در برج میلاد تهران برگزار شد. فارغ از این که برگزاری چنین جشن هایی همواره می تواند باعث رشد فرهنگ اهدا و انجام فعالیت های خیرخواهانه نزد مردم شود ، متاسفانه دیروز این جشن حاشیه هایی داشت که نمی شود چشم روی آنها بست.
به گزارش خبرنگار سرویس سلامت جوان خبرگزاری برنا ، بی نظمی شدیدی در جشن دیروز مشاهده می شد؛ به نحوی که بسیاری از خانواده های دهنده و گیرنده عضو هیچ صندلی ای برای نشستن پیدا نکردند و مجبور بودند تمامی ساعات برگزاری مراسم یا سرپا بایستند و یا روی زمین بنشینند. یکی از خانواده ها که اعضای فرزند خود را اهدا کرده بود ضمن اعتراض شدید نسبت به این مسئله گفت: باور کنید ما برای میوه و شیرینی و شامی که قرار است به ما بدهند اینجا نیامده ایم. ما شام نمی خواهیم ، ما احترام می خواهیم. احترامی که هرگز برایمان قائل نشدند. من اینجا آمده ام تا به آرزویم برسم و ببینم قلب فرزندم در سینه کیست. همواره در حسرت دانستن این موضوع روز را به شب می رسانم ولی واقعاً از اینکه در این مکان هستم پشیمان شده ام. اگر قرار بود ما را دعوت کنند و این رفتار زشت را با ما داشته باشند همان دعوت نمی کردند بهتر بود.
به هر حال در چنین جشنی که ورود برای همه مردم آزاد بود ، می شد بخش قابل توجهی از صندلی ها را به خانواده های دهنده و گیرنده عضو اختصاص داد. سئوالی که مطرح است این است که چرا هنرمندان باید VIP داشته باشند اما این خانواده ها که بازیگران اصلی جشن دیشب بودند از یک صندلی پلاستیکی ساده نیز بی بهره باشند؟
حاشیه تلخ دیشب مربوط بود به یکی از اسپانسرهای این جشن یعنی صداوسیما. صداوسیمایی که خود این روزها از فقر مالی شدید رنج می برد دیروز خود را اسپانسر این جشن معرفی می کرد که جای تعجب داشت! چطور سازمانی که بر طبل بی پولی می کوبد حاضر می شود اسپانسر چنین جشنی شود؟!
شبکه های متعدد رادیویی و تلویزیونی به خصوص شبکه رادیویی جوان خود را مالک کامل این جشن می دانست و متاسفانه با تعداد انبوهی از کارکنانش رفتار زشتی را شب گذشته از خود بروز داد. این شبکه که مدت هاست حتی در دادن پول کارکنان خود نیز دچار مشکل شده است ، شب گذشته با تعداد فراوانی از کارکنان خود که بسیاری از آنها جوانانی هستند که توسط باشگاه رادیویی جوان بدون حتی یک قرارداد جذب این شبکه شده اند حضور داشت و سعی داشت همه چیز را به نفع خود مصادره کند.
شبکه رادیویی جوان سالیان گذشته به هیچ وجه حاضر به پوشش جشن نفس نمی شد و به نظر می رسد حالا دست به دامان دولت شده است تا با پخش چنین برنامه های مشارکتی بتواند پول کارکنان خود را تامین کند. پولی که هرگز به دست کارکنان این شبکه نرسیده و معلوم نیست به جیب چه کس یا کسانی می رود!
دیگر اتفاق نامبارک دیشب حضور تعداد کثیری از محافظان بود که خود را کارمند "گروه کانسپت ایران" معرفی می کردند. محافظانی که قواعد محافظت را بلد نبودند و فکر می کردند فقط کارشان نشان زور و بازو و هل دادن خبرنگاران است. اولین سئوالی که مطرح می شود این است که حضور محافظ آن هم با لباس های متحدالشکل که بیشتر از سران و بزرگان نظام محافظت می کنند در چنین جشنی که بیشتر ماهیت فرهنگی و هنری داشت چه سنخیتی دارد؟ ما که خاطرمان نمی آید در هیچ جشنی هنرمندانی مثل داریوش ارجمند ، سحر ولد بیگی ، علیرضا عصار ، محمدحسین لطیفی و کیانوش عیاری با محافظ آمده باشند! تا جایی که یادمان است محافظ تنها برای شخصیت های ممتاز مملکتی است نه برای هنرمندان! از طرفی خبرنگاران حوزه سلامت بارها و بارها در مراسم هایی که دکتر هاشمی وزیر بهداشت در آنجا بود حضور داشتند و همه از برخورد خوب و روی گشاده دکتر هاشمی تعریف می کردند. پس ای کاش به این محافظان یاد می دادید تا هنگامی که یک خبرنگار دولت می خواهد از وزیر مصاحبه بگیرد او را هل نداده و دوربین عکاس را تا مرز شکستن پرتاب نکنند!
جشن نفس جشنی ملی است که با هدف اعتلای فرهنگ اهدای عضو برگزار می شود. جشن ملی مربوط به هیچ دسته ، حزب و جناحی نیست. چه خوب بود که شب گذشته خبرنگاران را دسته بندی نمی کردند و این جشن به نفع حزب و جناح خاصی از خبرنگاران مصادره نمی شد. رفتار دسته بندی شده مسئولین برگزاری جشن نفس با خبرنگاران هیچ توجیهی ندارد. جشن نفس جشنی است که هم اصلاح طلب و هم اصولگرا باید از آن نفع ببرند. ای کاش دیشب شاهد برخی رفتارهای افراط گرانه در دسته بندی خبرنگاران نبودیم و شاهد رفتار مناسب تری با خبرنگاران دولتی بودیم.
در پایان امیدواریم در سال های گذشته جشن نفس با شکل و فرمی زیبنده تر و نیز رفتارهایی حاکی از احترام متقابل برگزار شود.