سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

دشمن می داند چه می کند،آیا ماهم می دانیم؟

۱۳۹۳/۰۶/۱۴ - ۲۲:۰۳:۱۵
کد خبر: ۲۱۷۸۸۷
محمد سیمزاری
عقل ، یکی از مفاهیم محوری ، در اندیشه شیعی است ؛ گرچه عقل در تفکر شیعی ، معنایی فراتر از عقل تجربی دارد . اما عقل یعنی قوه فاهمه ومدرکه بشری غیر از حس و شهود، از جایگاه ویژه ای برخوردار است با وجود اینکه عقل، انسان را از وحی بی نیاز نمی کند اما قوام دین به عقل است و اصول اعتقادی نیز بر استدلال عقلی مبتنی هستند تا جائیکه امور تعبدی دین نیز با عقل سلیم سازگار است حکم قطعی عقل در همه زمینه ها مورد پذیرش بوده و قاعده ملازمه بین عقل و شرع از اصول معتبر شیعی است
"اجتهاد" نیز به کارگیری توانایی های عقل در فهم از دین با استفاده از متون دینی است اجتهاد شنیدن یا خواندن گفته های شارع نیست بلکه تدبری است که فروع دین را از اصول و لوازم را از ملزومات استخراخ می کند
شاید اگر در تمدن های مختلف در تاریخ بشری مطالعه ای داشته باشیم به راحتی بتوانیم پی ببریم که هیچ تمدنی به اندازه تمدن اسلامی- ایرانی بر تعقل و خرد تاکید نمی کند حتی تمدن یونان باستان که در آن اعجوبه هایی نظیر افلاطون و ارسطو زیسته اند ، چراکه تمدن اسلامی – ایرانی آمیزه ای است که از دو طرز تفکر،نشات گرفته و به اتحاد رسیده،که منبع یکی از آنها قران و کتب و احادیث به جا مانده از ائمه اطهار و منبع دیگر آن آثار فرهنگی و کتب به جا مانده از بزرگان ایران باستان می باشد ، قران، کتابی است که بیشترین تاکید را به تفکر و تعقل و تدبر و بصیرت نموده است و کتابی مانند شاهنامه فردوسی نیز با نام خداوند جان و خرد آغاز می گردد
پای بندی به عقلانیت یعنی اینکه انسان اعتقادی داشته باشد که قابل دفاع عقلانی باشد ،شناخت صحیح و مطابق با واقع داشته باشد و بتواند برای دیگران نیز تبیین کند و این تفکر و تعقل که مورد تایید و تاکید قران مبین و تمدن ایرانی است بصورت بالذات ، منطقی است و تفکر چیزی جز تشکیل قضایا و قیاسات و استنتاج و درک ملازمات و مقدمات و نتایج نیست ، و در اسلام و علی الخصوص در تشیع تاکید بر این است که انسان حتی اگرمجتهد نباشد و در مقام تقلید باشد آنچه را که بر اساس فرمول منطقی نمی تواند بپذیرد مورد تدقیق و تحقیق بیشتر قرار دهد
لذا به راحتی می توان نتیجه گرفت که اگر نگوییم پیشرو ترین تمدن در میان تمدن های جهان ،تمدن اسلامی- ایرانی است به راحتی می توانیم ادعا کنیم که تمدن اسلامی- ایرانی یکی از پیشروترین تمدن های عقل گرا و منطق گراست
اما آنچه دشمنان خارجی و داخلی یا به عبارت بهتر آنچه دشمنان عاقل خارجی و دوستان جاهل داخلی می خواهند این نیست ، تلاشهای متعددی در داخل وخارج صورت می گیرد که کشور را با خِرَد جهانی حاکم بر دنیا، فاصله دار ، نشان دهند (لازم به ذکر است منظور از خرد جهانی حاکم بر دنیا ، پیروی از لیبرال دموکراسی رایج نیست بلکه فیلسوفان و خردورزان و علم مداران بر خلاف دنیای سیاست ، عملکرد و ویژه گی های خود را دارد دنیایی که گاهی برخلاف حاکمان سیاسی ،بین افرادش از هر تمدن و ملیتی ،اتحاد و گاهی افتراق دیده می شود مثلاً از دل مغرب زمین ، اندیشمند وارسته ای ،بنام آلفرد نورث وایتهد بی توجه به حاکمیت سیاسی ،پیدا می شود که مانند مرحوم علامه جعفریِ ما فکر می کند)
دشمنان خارجی و مخصوصاً استعمار و استکبارجهانی همزمان دنبال اهداف متعددی هستند از طرفی با به جان هم انداختن اهل تسنن و اهل تشیع ، عرب و عجم، فارس و ترک و کرد و لر و غیره می خواهند موجبات عدم اتحاد مسلمانان را فراهم سازند و از طرفی دیگر موجبات تشکیل تشکلاتی مانند وهابیون افراطی ،طالبان جاهل و داعش خونخوار و غیره می شود تا در دل عقلای مردم خویش، اسلام را دینی وحشتناک معرفی کند که ترس از آن بایسته ای اجتناب ناپذیر است ، وباید همواره از آن هراسید می خواهندبرای همراه ساختن مردمشان با سیاست های غلط و ناجوانمردانه خودشان، اسلام را دینی عقل گریز و غیر منطقی و وحشی معرفی نمایند و البته دوستان نادان ما هم نه ،گاهی ،نه در قالب طالبان و داعش، بلکه در قالب شیعه اثنی عشری به این سیاست های ددمنشانه کمک می کنند
قطعاً بررسی همزمان مشکلات مربوط به دشمنان خارجی با مشکلاتی که دوستان جاهل داخلی بوجود می آورند ممکن است هم شرط انصاف را از بین ببرد و هم موجب خلط در مبحث گردد لذا در وهله اول، نقش بدخواهان خارجی را مورد بررسی قرار می دهم که بوجود آمدن گروههای افراطی اهل تسنن ،طالبان و داعش و غیره را باعث شده اند
بهترین حالتی که می تواند اهداف استعمار جهانی را تحقق بخشد ایجاد،تقویت، پرورش و سپس مبارزه ،انهدام و نابود کردن گروههایی مثل طالبان و داعش است شاید در نگاه اول این موضوع عبث و پوچ به نظر برسد و شاید تصور کنیم که سیاستمدران روباه صفت غربی و آمریکایی دچار سادوماروخیسم(خود آزاری و دیگر آزاری) هستند در حالیکه موضوع این نیست در فرایند ایجاد ،تقویت ،مبارزه،بمب باران وانهدام این گروهها اتفاقاتی می افتد که برای این سیاستمداران مانند نان شب وجوب دارد ؛پخش صحنه های فجیع بریدن سر همراه با تلاوت آیات کلام الله مجید ،به دار کشیده شدن کودکی نابالغ با شعار الله اکبر، شلیک مستقیم به سر اسرای جنگی از فاصله نیم متری با ذکر لا اله الا الله و محمدٌ رسول الله ،پدیده هایی هستند که هر انسانی را تحت تاثیر قرار می دهند و کافی است تا هر کودکی را که در یک کشور دموکراتیک و البته عقلایی زندگی می کند اسلام ستیز بار آورد چون آنها تنها یک مطلب را در ذهن خود حک می کنند : «جمعیتی در گوشه ای از جهان هستند که بسیار خطرناکند،تنها یک کتاب دارند به کتابهای دیگر هیچ اعتقادی ندارند و آن کتاب هم فقط امر به کشتن می کند از نظر آن کتاب هرچیزی که لذت بخش است حرام است و هرکسی که لذتی ببرد مُجرم ،این جمعیت ، نزدیک به دو میلیارد هستند و اگر بخواهیم جهانی آرام و همراه صلح و صفا داشته باشیم باید اینها را به هر نحوی شده از بین ببریم » و کودکان دیروز سیاستمداران و مدیران امروزند و البته کودکان امروز گردانندگان جهان فردایند و سیاستمدارانی که با این طرز تفکر غلط در مورد مسلمانان و شیعیان بار آمده اند بدیهی است که حتی داشتن فن آوری صلح آمیز هسته ای را هم توسط یک کشور شیعی نپذیرند چون این تفکر غلط را در وجودشان نهادینه کرده اند که مسلمان غیر قابل پیش بینی است و بخاطر همین مطلب است که هرچند بزرگان دینی و سیاسی ما ،فریاد می زنند که ساخت و استفاده از صلاح کشتارجمعی در مسلک و مکتب ما حرام است ،باور نمی کنند...چرا که شعور آنرا ندارند (نگذاشته اند که داشته باشند) که صاحبان تمدن اسلامی- ایرانی را با وهابیان وحشی ، مفتیان بی مغز که فتوا می دهند :«از بریدن سر لذت ببرید اینکار را بی لذت و از سر انجام وظیفه نکنید چون ثوابش در آخرت بسیار است»، طالبانی که جسدمردی را بخاطر کوتاهی موی ریشش اول شلاق می زند بعد دفن می کند، و داعشی که پدر و مادر دختر هفت ساله ای را کشته و خودش را به نکاح مردی چهل ساله در می آورد ، یکی می دانند و رفته رفته از حافظه تاریخی شان پاک می شود که حافظ فرمود و گوته آلمانی ترجمه کرد که :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
از یاد برده اند اینرا که قبل از آنکه کارل پوپر بگوید :"مدارا الا با دشمن مدارا" ما ملتی بودیم که با دشمن خود مدارا می کردیم تا زمانیکه مخالف مدارا باشند، و البته باید به اذهان جهان کمی حق بدهیم که وسعت و هجمه تبلیغ دشمن امکان رسیدن صدای حق را از بین برده و امروز برای بسیاری از مردمان جهان تفکیک تمدن سربلند اسلامی – ایرانی با داعش و طالبان سخت شده است حتی برای اندیشمندانی که فارغ از عالم سیاست به تحقیق و تفحص مشغولند
اما دوستان جاهل داخل چه می کنند ؟ آنها نیز بی که بدانند در داخل کشور فضایی ایجاد می کنند که به گروههای بی تمدن و بی اصل و نصب طالبان و غیره ، بی شباهت نباشیم در ثانی با ایجاد محدودیت های فراوان موجب می شوند که اهالی فرهنگ و هنر که ناقلان اصلی تمدن و فرهنگ یک ملتند، خانه نشین شوند امکان ایفای نقش خود را بعنوان یک وظیفه تاریخی نداشته باشند
رسالت سینما، تئاتر، شعر، مجسمه سازی، موسیقی و همه وهمه این هنرها که به قول مرحوم علامه جعفری «نمودی نگارین هستند که بر روی خط کمال انسانی کشیده شده اند» در مقطع کنونی انتقال این پیام به گوش جهانیان است که تمدن اسلامی- ایرانی هیچ نسبتی با جهالت اعراب طالبانی و توحُّش داعش و غیره ندارد ، اصلاً به نظر نگارنده ایران و ایرانی باید نام داعش را که برگرفته از (دولت اسلامی عراق و شام) است به رسمیت نشناسد و اینرا نه در اخبار بلکه در آثار هنری به دنیا اعلام نماید
اما متاسفانه بسیاری از متولیان فرهنگی، خود نیز نمی دانند به کجا می روند چنین شتابان ؟ جشنواره های بی هدف، ساخت فیلمهای بی جهت، لودگی به جای طنز ، مطربی به جای موسیقی، دلالی به جای پیکر تراشی ، سودجویی به جای تولید کتاب و تولید روز افزون مجلات زرد و پر از جدول که تنها مخدِّری برای کسانی هستند که سواد خواندن و نوشتن دارند، ما را به کجا می برد آیا می تواند باعث رشد حافظی دیگر باشد که بگوید : با دوستان مروت با دشمنان مدارا؟ آیا می تواند موجب رشد شهریاری دیگر باشد که بنویسد ، انیشتن /بغز دارم در گلو / دستم به دامانت/ حریف از کشف الهام تو دارد بمب می سازد /و....به این وحشی تمدن گوشزد کن حرمت مارا ؟؟؟
کدام حافظ ؟ کدام سعدی؟ کدام شهریار و حتی کدام سُهراب از دل این جشنواره های مناسبتی برخواهد خواست اصلاً آیا متولیان فرهنگی می دانند که کار فرهنگی یک عمل است نه عکس العمل؟ کنش است نه واکنش؟ اَکشن است نه رِاکشن؟ تک است نه پاتک ؟ اگر می دانستند منتظر نمی شدیم تا در نقشه های جغرافیایی ، خلیج همیشه فارسمان را خلیج عرب بنویسند آنگاه جشنواره برگزار کنیم و مقاله بنویسم در دفاع از خلیج فارس ، اگر می دانستیم، منتظر نمی شدیم تا کاریکاتوریست کم عقل و در عین حال بی خبر دانمارکی به پیامبر پاک پروانه های پرهیز اهانت کند و بعد ما دست به کار شویم که مقابله به مثلی کرده باشیم و در مورد پیامبر رحمت کتابها بنویسیم و مینیاتورها بکشیم (باید پیشتر می فهمیدیم که جامعه جهانی پیامبر و ائمه اطهار ما را نمی شناسند و گروه های متوحشی در صدد بدنام کردن پیامبر رحمت هستند ، شاید همان کاریکاتوریست که الان مورد لعن و نفرین شخص نگارنده است در یک جشنواره جهانی که شاید مجری اش ما می شدیم، شرکت می کرد و چنان تحت تاثیر قرار می گرفت که هرگز مرتکب آن خطا نمی شد)
و اینک فرد بی سوادی در شهرستانی کوچک به نام اردبیل مانند دیده بانی ، خطرات فرهنگی مکتب ، کشورو حتی استان خود را رصد می کند اما مگر روزمرگی های غیر مهمی که خودمان مهم اش می پنداریم اجازه می دهد که یک لحظه بایستیم و از خود بپرسیم کجا می رویم ؟
نباید بگذاریم حساب اسلام زیبای ما را قاطی حساب وحشیان طالبانی و جاهلان داعشی نمایند چهره واقعی اسلام خود را به هر نحو ممکن نشان دهیم در اذهان جهان و حتی در ذهن خودمان مهد بوعلی سینا را مجدد احیا کنیم ، نگذاریم اختلافات سیاسی (که درست یا غلط بین خودمان است و ربطی به دشمن ندارد)زمینه نفوذ شیطنت آمیز بیگانگان را فراهم آورد
بیننا و بین الله بخاطر یک پیروزی بی ارزش در یک مجادله سیاسی از اسلام وتشیع مایه نگذاریم ، آخر با چه انصافی از دین و مذهبی سوء استفاده می کنیم که درختش با خون حسین (ع) آبیاری شده است؟ نماینده مردم در مجلس اگر به دولتمردی انتقاد دارد از آیات قران و احادیث ائمه اطهار بهره نگیرد که این بهره نیست سوء استفاده است و بالعکس؛ دولتمردان آیاتی را که از کلام الله بلدند سپرخود نسازند قران و عترت گنج و کنز مشترک همه ماست و نیز نیازی نیست که برای تخریب طرف مقابلمان از تاریخ صدر اسلام کمک بگیریم و همدیگر را به خوارج بودن وچه وچه متهم کنیم که این قیاس همیشه مع الفارق بوده است و این، این همانی کردن ، غلط ترین منطق ها ، ما همه در حصن کلمه لا اله الا الله و نیز در حصن ولایت امیر المومنین هستیم ،ما بایددر این موقعیت بسیار حساس (که هیچ وقت حساس تر از این نبوده) با احترام به همه عقیده های موافق و مخالف ، به هنر و فرهنگمان ، به سینما و تئاترمان ،به اهل قلم و مطبوعاتمان و...اجازه دهیم تا باب گفتگوی دوستانه با دیگر تمدنها را باز کنند بابی که درهشت سال گذشته، در آغاز با نرمی و در اواخر با سرعت گل گرفته می شد
نظر شما