به گزارش خبرنگار سینمایی برنا،محمد رضا اصلانی فیلمساز و مستندساز در نشست تخصصی نقش سینمای مستنددر تعاملات فرهنگی با ابراز خستگی از سخنرانیهای بیفایده درباره مستند گفت: در ابتدای دهه 70 بحث سینمای مستند به جای عجیبی رسیده بوده که من در این راستا مطلبی نوشته بودم با عنوان "مرگ مستند" و صحبتهایی را درباره مستند مطرح کرده بودم که طبق آن مستند میتواند در تولید و عرصه هم پای نفت ارز آوری داشته باشد.
وی در ادامه افزود:واقعیت این است که هنوز در انتهای این مباحث به هیچ نتیجهگیری نرسیدهایم و همان اول راه ماندهایم و مستند در چرخه آزاد یا حتی دولتیاش هیچ نقشی در نظام تولید در سود ناخالصی ملی ندارد.
این کارگردان سینما ادامه داد: ایران تنها یک محدوده جغرافیایی نیستی ما یک امپراطوری فرهنگی هستیم و این امپراطوری فرهنگی تنها به معنی آیینها، مشابهتهای قومی یا حتی سیاسی نیست بلکه ما امپراطوری زبانی هستیم.
وی افزود:ما اگر بخواهیم امپراطوری را در زبان فارسی بجز ایران ببینیم، افغانستان و پاکستان کشورهایی درکنار ما هستند که حتی زبان دری دارند و زبان دری در واقع همان زبان فارسی است.
اصلانی خاطر نشان کرد: بعد از آن تاجیکستان و بخش مهمی از ترکمنستان که هر دو دری زبان هستند و بخارا مرکز اصلی ایران واقع در آنجاست، همچنین در هند زبان فارسی به عنوان زبان دوم هند بین یک میلیارد جمعیت زنده است و همین طور که در چین پیش می رویم به خاطر گسترش معاملات تجاری که بین خلیج فارس و دریای چین بوده این زبان استفاده می شود حتی ما شهری به نام شیراز در جنوب چین داریم که تاجران شیرازی به آن جا مهاجرت کرده و در آنجا شهری ساختهاند.
از سوی دیگر اگر به آسیای صغیر یا همان آناتولی یا ترکیه کنونی برویم در و دیوارش فارسی است و حتی سلطان سلیم به پادشاه ایرانی اعتراض می کند که شما چرا در کشورتان به زبان ترکی سخن می گویید وقتی زبانی چنین غنی دارید. به هر حال تاریخ تکرار می شود که نباید این اتفاق بیفتد.
وی ادامه داد: مستند میتواند عملکرد داشته باشد و با حرکت خود هشدار دهد که ما ملیت میسازیم،این یک امکان عجیب وگسترده و یک گنج ملی است که به جای آنکه آن را ساماندهی دهیم نابود میکنیم.
اصلانی در ادامه در رابطه با نقش سینمای مستند در تعاملات فرهنگی گفت: ما مشترکات زیادی را در همین محدوده ای که گفتیم داریم که شامل آیین، زبان، رفتارها، اعتقادات ،هنرها معماری ،موسیقی و به ویِژه شعر و در سرآمد همه آنها، زبان میشود.
این مستندساز در پایان گفت: سینمای مستند یک هنر ناب و خالص است اما وقتی سینمای مستند را کارگزار اعلام میکنیم آن را از خالص بودن منفک میکنیم و آنگاه مستند نمی تواند در تعاملات فرهنگی نقشی اساسی و بنیادین داشته باشد.هر فیلم مستند یک اثر و هر اثر یک حادثه است و نگرانی من این است که سینمای مستند به فراموشی سپرده شود.