سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

مروری بر مذاکرات هسته‌ای در دوران خاتمی

۱۳۹۳/۰۶/۲۵ - ۱۷:۲۷:۲۵
کد خبر: ۲۲۱۳۳۶
مناقشۀ هسته‌ای ایران از آغاز تاکنون فراز و فرودهای مختلفی را به خود دیده است. در پارۀ اول این گزارش به بررسی موجز مذاکرات هسته‌ای در دوران خاتمی پرداخته خواهد شد.

استفادۀ صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تنها مختص به دوران پس از انقلاب اسلامی نیست و در تبارشناسی تاریخی آن ناگزیر به دوران پهلوی دوم و پروژۀ «اتم برای صلح» می‌رسیم. استراتژی پهلوی دوم این بود که ایران در فرایندی 20 ساله، چرخه تولید سوخت خود را بومی کرده و در نهایت نیز بیست هزار مگاوات برق از طریق نیروگاه‌های هسته‌ای تولید نماید. در هیمن حال ایران در سال ۱۹۵۸، به عضویت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد و در سال ۱۹۶۸، پیمان عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای (N.P.T) را امضا کرد و در سال ۱۹۷۰، آن را در مجلس شورای ملی وقت به تصویب رساند.
 
با وقوع انقلاب اسلامی و به صورت مشخص تا پایان جنگ ایران و عراق شاهد وقفه‌ای قریب به یک دهه در فعالیت‎های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران هستیم. با انتخاب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مقام ریاست‌جمهوری و اهتمام ویژۀ ایشان، فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران دوباره از سر گرفته شد به طوری که در سال ۱۳۷۳ قرارداد تکمیل و راه‌اندازی واحد یک نیروگاه اتمی بوشهر به صورت مشارکتی بین ایران و روسیه منعقد گردید و در مرداد ۱۳۷۷ بار دیگر این قرارداد مورد بازبینی کلی قرار گرفت و ساخت نیروگاه به صورت کلید در دست به شرکت « Atom Stroy Export» روسیه محول شد. این پروژه اساس همکاری‌های در حوزه انرژی ایران و روسیه را تشکیل داد.

فعالیت‌های هسته‌ای ایران روند و روال طبیعی خود را طی می‌کرد تا اینکه در بهار 1381 ناگهان خبری در صدر اخبار رسانه‌های جهان قرار گرفت « جمهوری اسلامی ایران در حال انجام فعالیت‌های مخفی در تأسیسات هسته‌ای نطنز و اراک است». ظاهراً این خبر به دنبال آن مطرح شد که بخشی از اپوزیسیون سیاسی جمهوری اسلامی ایران در خارج در اوت 2002 اقدام به انتشار گزارشی کرد که متن آن حاکی از وجود و فعالیت در تأسیسات غنی‌سازی نطنز و آب سنگین اراک اطلاعاتی بود. همزمان با این افشاگری و جنجال رسانه‌های غربی جمهوری اسلامی ایران متهم به فعالیت‌های پنهانی و مخفی 18 ساله در تأسیسات هسته‌ای خود شد. این تاریخ را می‌توان آغاز مناقشۀ هسته‌ای ایران و غرب دانست. بحرانی که با گذشت بیش از یک دهه فراز و فرودهایی متنوع را به خود دیده است.

به فاصلۀ کمی پس از این رویداد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از با تشکیل جلسات متعدد بررسی پروندۀ هسته‌ای ایران در صدر اولویت‌های کاری خود قرار داد و ازمقامات ایرانی خواست تا اقدام به شاف سازی در زمینۀ فعالیت‌های هسته‌ای خود کند. با اوج گرفتن بحران هسته‌ای اختیار پیگیری و رسیدگی به پروندۀ هسته‌ای از وزرات امور خارجه سلب و در اختیار دبیر شورای امنیت ملی وقت دکتر حسن روحانی قرار گرفت.

تیم مذاکره کنندۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به رهبری روحانی چندین دور مذاکره با تروئیکای اروپایی – انگلیس، فرانسه و آلمان – انجام داد. شاید بتوان شاه بیت این مذاکرات را بیانیۀ سعد آباد در سال 1382 دانست. خروجی نشست سعدآباد، صدور بیانیه‌ای بود که در چارچوب آن، جمهوری اسلامی ایران از یک‌سو با بازرسی بازرسان آژانس انرژی اتمی از تأسیسات اتمی خود موافقت و همزمان گازدهی در سانتریفیوژهای نظنر را با هدف راستی‌آزمایی و اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای خود، بصورت داوطلبانه و برای مدت محدود تعلیق کرد. در مقابل تروئیکای اروپایی نیزمتعهد شدند تا از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری کرده و برخی مشوق‌ها را نیز به جمهوری اسلامی ارائه دهند.

این پایان کارنبود و البته آخرین باری نیز نبود که هیأت مذاکره کننده ایرانی با تروئیکای اروپایی در زمینۀ هسته‌ای بر سر میز مذاکره و چانه‌زنی می‌نشست. در ادامۀ مسیر تیم مذاکرۀ کنندۀ هسته‌ای به رهبری روحانی با طرف غربی به دو توافق دست یافت. اولین آن‌ها توافق‌نامه بروکسل بود. این توافق‌نامه در سال 1383 میان دو طرف به امضاء رسید و در چارچوب آن جمهوری اسلامی ایران متهعد شد تا ساخت و آزمایش سانتریفیوژهای مورد نیاز برای غنی‌سازی را متوقف کند و در عین حال اقدام به تعلیق ساخت قطعات یدکی سانتریفیوژهای موجود در آن زمان کند.

دوطرف در ادامۀ مذاکرات توافق‌نامه پاریس را امضاء کردند. این موافقت‌نامه در سال ۱۳۸۳ در پاریس بین ایران و سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان به امضاء رسید و در چارچوب آن جمهوری اسلامی ایران به عنوان اقدامی داوطلبانه در جهت اعتمادسازی - و نه به عنوان یک تعهد قانونی - پذیرفت که کلیه فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی و بازفرآوری مانند ساخت، تولید، نصب، آزمایش، سرهم‌بندی و راه‌اندازی سانتریفیوژهای گازی، و فعالیت‌های مربوط به جداسازی پلوتونیم را متوقف کند و در مقابل غربی‌ها نیز متعهد شدند از عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان تجارت جهانی حمایت کنند.

این پایان کار نبود و روند تحولات داخلی و بین‌المللی نوید روزهای سخت‌تر و دشوارتری را در ادامۀ مسیر می‌داد. تعلیق داوطلبانه از سوی جمهوری اسلامی ایران – البته به عنوان اقدامی اعتماد ساز و نه یک تعهد قانونی – به مذاق جریان راست موسوم به طیف اصول‌گرا خوش نیامد و این جریان دولت وقت – اصلاحات – را متهم به وادادگی در برابر طرف‌های غربی کرد. در بعد بین‌المللی نیز وقوع حادثۀ یازده سپتامبر 2011 ودر پی آن اتخاذ رویکرد یکجانبه‌گرایانه از جانب نئوکان‌های ساکن در کاخ سفید عملاً مانعی جدی و عمده در برابر هرگونه توافق بود. نامبارکی و ناگواری پدیدارهای آن دوران در بعد داخلی و بین‌المللی با انتخابات 1384 و اشتباه استراتژیک اصلاح‌طلبان در معرفی گزینه‌های متعدد و و در ادامه تضعیف تنها سیاست‌ورز خردورز جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منجر به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد شد. فردی که خردگریزی سیاست ورزان آن دوران و اتخاذ رویه‌های پوپولیستی، علت اصلی ظهورش در سپهر سیاست ایران بود. چیزی که احمدی نژاد به خوبی آن را درک کرد و در ادامه نیز تنها در چارچوب منشی پوپولیستی به کنش در بعد داخلی و خارجی سیاست ایران پرداخت. مردی که سیاست خارجی را با پرخاشگری یکی می‌دانست. قواعد بازی‌های بین‌المللی را خوار می‌شمرد و عصیان روان پریشانه را نسخۀ بدیل و تحفۀ ارزندۀ خود در معادلات بین‌المللی می‌پنداشت.

نویسنده: سمانه مقدم

این گزارش ادامه خواهد داشت.

نظر شما