سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

کارشناس فرهنگی - اجتماعی:

راه اعتدال و عقلانیت همان اسلام ناب محمدی است

۱۳۹۳/۰۶/۲۹ - ۱۸:۱۷:۵۶
کد خبر: ۲۲۲۲۲۸
در حقیقت راه اوسط که خداوند برای امت اسلامی قرار داده است، همان راه اعتدال و عقلانیت و صراط مستقیم و اسلام ناب محمدی است.

حجت السلام عباسعلی باباگل زاده، کارشناس فرهنگی اجتماعی در یادداشتی که به خبرگزاری برنا داده است عنوان می دارد: در واقع احکام الهی، اعتقادات مذهبی، روابط اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و فرهنگ، گردشگری و سیاحت همه در اسلام باید مبرا و دور از هرگونه افراط و تفریط کام بر دارد. 

وی چنین می نگارد: 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا...
همانگونه (که قبله شما یک قبله میانه است) شما را نیز امت میانه ای قرار دادیم (که درحد اعتدال به دور از افراط و تفریط ) تا گواه بر مردم باشید و پیامبر هم گواه بر شما...( بقره آیه 143)

و کذلک جعلناکم امه وسطا یعنی امتی که از هر نظر در حد اعتدال حرکت کند نه کند و نه تندرو، نه افراط و نه تفریط در واقع الگو و اسوه برای دیگر ادیان و امت ها باشید.
 
در روایات هم تاکید شده است که بهترین امور و روش زندگی اعتدال است (خیرالامور اوسطها) کلمه وسط در لغت هم به معنی حد متوسط در میان دو چیز آمده و هم به معنی جالب و زیبا، عالی و شریف، چرا که شرافت و زیبایی در آن است که انسان با مبرا و مصون بودن از هرگونه افراط و تفریط در مسیر اعتدال و عقلانیت قدم بردارد. در تفسیر نمونه از معتدل تعبیر زیبایی دارد کسی که از نظر عقیده نه راه غلو را می پیماید و نه راه تقصیر و شرک، نه طرفدار جبرند و نه تفویض، نه درباره صفات خداوند متعال معتقد به تشبیهند و نه تعطیل، معتدل از نظر ارزش های اخلاقی، معنوی و مادی نه به کلی در جهان ماده فرو می روند که معنویت به فراموشی سپرده شود و نه آنچنان در عالم معنی فرو می روند که از جهان ماده به کلی بی خبرشوند و نه همچون گروهی عظیمی از یهود جز گرایش مادی چیزی را نشناسد و نه همچون راهبان مسیحی به کلی ترک دنیا گویند.

در حقیقت راه وسط که خداوند برای امت اسلامی قرار داده است، همان راه اعتدال و عقلانیت و صراط مستقیم و اسلام ناب محمدی است.

در واقع احکام الهی، اعتقادات مذهبی، روابط اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و فرهنگ، گردشگری و سیاحت همه در اسلام باید مبرا و دور از هرگونه افراط و تفریط کام بردارد.

حال چگونه است امروزه در خیلی ازجوامع و امت های اسلامی در بین افراد و گروه ها این همه افراطی گری و زیاده خواهی وجود دارد. چه دست هایی در پشت این تندروی ها و گروه های به ظاهر مسلمان چون داعش، طالبان، تکفیری ها، ... قرار دارد که همواره بر امت ها و جهان اسلام آسیب وارد می کنند. چرا بعضا مسلمانان تحت تاثیر فریب افکار شیطانی قرارمی گیرند و به جای وحدت، محبت، دوستی و برادری یکدیگر را به قتل می رسانند. در حقیقت اگر ریشه یابی شود با یک نگاه سطحی و دقت عقلی به این نتیجه می رسیم که در پس همه اینها صهیونیست ها و یهودیان سرمایه دار که منافع شان را در اختلاف بین امت های اسلامی می بینند، برنامه ریزان و طراحان اصلی این جنایات وحشتناک در دنیا هستند که نیاز است مسلمانان عالم با هوشیاری و بصیرت با اشتراکاتی که در اصول و اعتقادات دارند بیش از این متحد و منسجم باشند.
 
در کشور ایران اسلامی در طول 35سال از انقلاب همواره شاهد اتحاد و انسجام بودیم و امروز دارای امنیت اقتدار عزت و صلابت و توسعه و پیشرفت هستیم. این وحدت بین اقشار ملت و جامعه و مسئولان ما را با دیگر امت های افراطی متمایز کرده است. اما بر کسی پوشیده نیست که در مواردی اندک افراطیون چه از چپ و چه از راست، با تفکرات التقاطی، مقدس مآبی و بعضا دین گریزی در مسیر زیاده خواهی و فزون طلبی مانع توسعه و اعتلا بودند. آنانی که با تبلیغ و ترویج جدایی دین از سیاست، دین را یک عمل فردی و عبادی و محدود دانسته اند و چه مقدس مآبان و انحرافی ها و زیاده خواهان که هر تفکر و نظر مخالف را ضد دین و قرآن خوانند. به هر حال فرصتی ایجاد شد که مردم متدین، انقلابی و شهید پرور ایران اسلامی در انتخابات سال 1392 اعتدال را برگزینند و به لطف خداوند متعال کشور در مسیر اعتدال و عقلانیت قرار بگیرد. حال چه کنیم که از این اعتماد مردم به درستی استفاده شود و برای زیاده خواهان، افراطی ها و دین گریزان هیچگاه فرصت دوباره پیدا نشود و گذشته نه چندان دور و تلخ و سیاست زده تکرار نشود.

به نظر می آید، یکی از نیازهای اساسی جامعه پویا و نواندیش دینی ما در شرایط امروز در راستای استفاده از ظرفیت و توانمندی فرهیختگان و تحصیلکرده ها و باز شدن فضا برای آحاد تاثیرگذار و آموزش نیروهای مستعد، تقویت و تربیت مدیریت توانمند و کارآمد و شناخت نیروهای مستعد و نخبه برای پیشبرد آینده کشور تشکیل احزاب فراگیر و با برنامه است.

امروز می طلبد، چهره های درجه یک سیاسی که دارای مقبولیت اجتماعی هستند به این حرکت و جنبش فرهنگی، اجتماعی، سیاسی اقدام کنند. احزاب باید دارای اساس نامه، مرام نامه و برنامه مشخصی برای آینده مسایل مختلف (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاست خارجی، صنعت گردشگری، ...) در کشور باشند.

وقتی یک جامعه مردم سالار و دموکراتیک تشکیل داده ام، باید بپذیریم لازمه یک حکومت دموکراسی و مردم سالار دینی تقویت احزاب جامع و فراگیر است. این کار با عقل بشری و دین مبین اسلام هم هیچگونه منافاتی ندارد بلکه دین تاکید و تایید بر آن هم دارد مانند آیه و امرهم شورا بینهم چون در یک حزب فراگیر و با برنامه عقلا نخبگان، متخصصان و کارشناسان حوزه های مختلف مورد مشورت قرار می گیرند.

به این ترتیب افراد نخبه و مستعد در نقاط مختلف کشور به خوبی شناخته می شوند و بر اساس توانایی مورد ارزیابی قرار می گیرند و حزب اجازه نمی دهد اشخاص ناکارآمد وضعیف سوار بر قدرت شوند و وارد نهادهای تاثیرگذاری چون مجلس شورای اسلامی و شوراها و دیگر مدیریت های عالی شوند. به دلیل نبود حزب جامع می بینیم افرادی که دارای پول و سرمایه هستند و بعضا هیچ برنامه ای ندارند، با عوام فریبی و غبارآلود کردن موج سواری می کنند که در واقع یک حزب کارآمد از موج سواری و زیاده خواهی افراد بی برنامه جلوگیری می کند. همچنین انحصارطلبی، بی ثباتی در مدیریت و برخوردهای سلیقه ای و دوگانه، خروج تحصیلکرده ها و به اصطلاح فرار مغزها با حضور احزاب فراگیر کمتر خواهد شد که در خصوص فواید مزیت و کارآمدی یک حزب با برنامه و جامع مطالب فراوان است که در این فرصت مجال آن نیست.

نظر شما