مهدی کریمی گفت: نحو نشستن مقامات عالی رتبه در کنار هم چیزی نیست که در پروتکلهای تشریفاتی ذکر شده باشد... در این زمینه دیپلماتها بیشتر بر اساس عرف بینالملل عمل میکنند.
قفل فروبستهای که با حاکمیت نگرش خشونتمحور و تجدیدنظر طلب احمدینژاد و طیف رادیکال در سیاست خارجی و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایجاد شد با تحول و گشایشی که همزمان با انتخابات 92 در فضای سیاست داخلی ایران صورت گرفت به تدریج در حال باز شدن است. رادیکالها – به تعبیر دیگر بیگانگان با خرد و عقلانیت – خواه بپذیرند و خواه نپذیرند سیاست خارجی هر کشوری به نوعی ادامۀ سیاست داخلی این کشور است. خوب به یاد داریم که در دوران سیطره طیف رادیکال بر سیاست خارجی ایران سطح مناسبات و روابط خارجی کشورمان تا چه پایه سقوط کرد. ملاقاتهای احمدینژاد در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل را نیز نیک به خاطر میآوریم و عدم استقبال سران کشورها از او لازم به یاد آوری نیست. در یک کلام حاکمیت هشت سالۀ فریاد و هیاهو و غوغاسالاری بر سیاست خارجی ایران چیزی نبود جز تنهایی و انزوا.
عقل سلیم چگونه میتواند در مورد میراث سترگ این سیاست خارجی قضاوت کند؟ حاصل چه بود جز تحقیر و تحریم ایران و ایرانی. میراثی که امروز بار گرانی است بر دوش ملت ایران و دولت روحانی. با این وجود در تیره ترین دوران معاصر ایران با سیطره گفتمان اعتدال – بخوانید گفتمان عقلانیت انتقادی – بر فضای سیاست داخلی و خارجی ایران شاهد تحولات و گشایشهایی نسبی در معضلات برجای مانده هستیم. گشایش فضای سیاسی داخلی و تحول از فضای امنیتی و پلیسی چند سال گذشته، ثبات نسبی بازار و اقتصاد، تبدیل رشد منفی اقتصادی به رشد مثبت، کاهش نسبی تورم، ورود هیاتهای بلندپایه کشورهای مؤثر بین المللی و نه کومور مختل شدن روند صدور تحمیل تحریمهای ظالمانه و... هر عقل سلیمی را وا میدارد در قضاوت غیرجانبدارانه در زمانه نابهنگام ما میان فضلیت بی خردی احمدی و رذیلت خردورزی روحانی حکم به برتری این خلاف آمد عادت روزگار نابهنگام ما دهد. دوران عسرتی که عدهای میکوشند بیخردی را فضلیت بدانند و خردورزی را رذیلت.
رنگین کمان هفت رنگ دلواپسان – به تعبیر بهتر واپسگرایان – در پس ایدئولوژی فربه افراطیگری و سرخوش از جام بیخردی، در تمنای سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای خود و صد البته منافع اقتصادی از دست رفته و یا در حال از دست رفتن خود هستند، درست در همین نقطه تلاقی شوم منافع و زمانه متغیر، این جریان رادیکال فریاد وا اسلاما سر میدهند که چه نشستهاید که نه نشانی از اسلام ماند و نه از مسلمانی. هر روز به بهانهای در صدد اخلال در روند فعالیت دولت روحانی بر میآیند؛ روزی به بهانه هستهای، دیگر روز به بهانه برگزاری محفلی خصوصی و... و امروز به بهانه دفاع از حیثیت لگدمال شده رییسجمهوری در جریان دیدار با نخستوزیر انگلیس!!!
جنجالسازی رسانهای این روزهای رسانههای خاص در مورد هتک حرمت رییسجمهوری ما را بر آن داشت تا برای وکاوی بیشتر مسأله و تشخیص سره از ناسره سراغ مهدی کریمی کارشناس مسائل بینالمللی و دیپلماسی و آداب کنسولی برویم. کریمی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا درباره اقدام اخیر کامرون در دیدار با رییسجمهوری گفت: اقدام دیوید کامرون و طرز نشستن او در مقابل رییسجمهوری کشورمان لزوماً به معنای توهین و بیاحترامی نیست.
وی در توضیح بیشتر این مسأله گفت: نحو نشستن مقامات عالی رتبه در کنار هم چیزی نیست که در پروتکلهای تشریفاتی ذکر شده باشد؛ چنانچه در ملاقات بسیاری از سران دنیا از جمله باراک اوباما به کرات شاهدیم که وی در ملاقات با مقامات سایر کشورها پای خود را بر روی پای دیگر قرار میدهد.
کارشناس حقوق بینالملل و آداب کنسولی در ادامه افزود: بر اساس اصول و آداب تشریفات در دیدارهای رسمی، مقامات مجازند در دیدار با همدیگر، پای خود را روی پای دیگر بیندازند. به صورتی که زیر زانوی یک پا روی زانوی پای دیگر قرار بگیرد.
مهدی کریمی در خاتمه گفتگو گفت: در این زمینه دیپلماتها بیشتر بر اساس عرف بینالملل عمل میکنند و بر اساس اصول تشریفات بین الملل این اقدام بی احترامی محسوب نمیشود؛ هر چند مقامات کشورها به صورت عرفی میکوشند از انجام این قبیل اقدامات خودداری کنند.
آنچه را که خواندید گفتگو با کارشناسی متخصص در حوزۀ مسائل بینالملل،دیپلماسی و آداب کنسولی بود. قضاوت در اینباره را به عقل سلیم شما واگذار میکنیم.
نویسنده: سمانه رنجنوش مقدم