سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

از ایران‌هراسی تا مهندسی بی‌ثبات سازی منطقه‌ای / ماجراجویی‌های اسرائیل در غرب آسیا

۱۴۰۴/۱۰/۲۰ - ۱۲:۰۱:۰۲
کد خبر: ۲۳۰۰۴۷۶
برنا- گروه بین الملل؛ آشوب تدارک دیده شده برای منطقه غرب آسیا با ابزارهایی چون دخالت‌های سیاسی و نظامی در کشورها و ایجاد اختلاف بین دولت‌ها، طراحی تازه‌ای برای ساخت هژمون از رژیم اسرائیل در منطقه است تا خاورمیانه برای آمریکا از چالشی لاینحل به منطقه‌ای تحت کنترل تبدیل شود.

تاسیس، تکوین و تثبیت اشغالگری در سرزمین‌های اشغالی، مسیری بود که سران رژیم اسرائیل بدون کاربست یک نسخه تکراری اما کارآمد نمی‌توانستند آن را پیش برند؛ طرحی مبتنی بر بحران‌سازی، تهدیدسازی و در پی آن مداخله‌گری. در این روش که به ویژه پس از شکست اعراب در جنگ سال ۱۹۶۷ شدت گرفت و سران رژیم اسرائیل پس از حمله شش کشور عرب منطقه و شکست این حمله، تصمیم گرفتند با وارونه‌نمایی رویدادها از آن‌ها به نفع خود بهره‌ برده و یا خود به آتش‌افروزی در منطقه بپردازد یا کشورهای غربی را وارد این میدان کند.

این پروسه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با شدت و البته بهانه‌ها و ادعاهای بیشتری پیش رفت و اسرائیل به بهانه ایران، هرچه توانست در منطقه غرب آسیا بحران‌آفرینی، تجاوز به کشورها و کشتار مردم انجام داد. امنیتی‌ ساختن هر اقدام ایران در افکار سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و تبدیل تهران به تهدید نخست منطقه گرچه در ابتدای امر برای کشورهای غرب آسیا و خاورمیانه سناریویی بود که در سایه آن می‌توانستند به توسعه خود بپردازند اما آتش‌افروزی در این جغرافیا به گواه تاریخ محدود به سرزمین خاصی نمانده و می‌تواند همه بسترهای توسعه را در همه کشورها با تهدیدات جدی مواجه سازد.

نشانه‌های این آتش برای منطقه، همزمان با جنگ دوازده روزه رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران آشکار شد، در حمله به قطر به عنوان متحد بزرگ آمریکا در منطقه شدت یافت و با برنامه‌های تجزیه کشورها و تخریب روابط اعراب منطقه ادامه یافته است. در این میان سران تل‌آویو فضای اعتراضاتی در تهران را هم به عنوان بستری تازه برای پیشبرد این طرح خود می‌نگرند تا آنچه را که نتوانستند با حمله نظامی محقق کنند با اعتراضات مردم تحقق بخشند.

فرایند نظم‌دهی مطلوب آمریکا و اسرائیل در منطقه غرب آسیا را، عملیات هفت اکتبر با چالش‌های جدی مواجه ساخت؛ نظمی که قرار بود با کمرنگ‌سازی مسئله فلسطین، کشورهای منطقه را تشویق به عادی شدن روابط با تل‌آویو کند. در دور نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ این ایده عادی‌سازی حضور اسرائیل بسیار مورد توجه قرار گرفت و حتی برخی کشورهای بزرگ منطقه برای همراه شدن با آن به تردید افتادند اما با آنچه در غزه روی داد و حملات بعد به سوریه، لبنان و ایران و قطر، شرایط را تغییر داد. با این همه رفتار و رویکرد رژیم اسرائیل در قبال ایران به همان سبک سابق است. کلان پروژه «ایران‌هراسی» به صورت مستمر و با ادعاهای متنوعی در حال اجراست تا جمهوری اسلامی ایران از یک بازیگر منطقه‌ای مصلح، مستقل و قدرتمند به تهدیدی راهبردی برای نظم مطلوب مورد اشاره تبدیل شده و همه منطقه برای تضعیف این تهدید با یکدیگر متحد شوند. روی دیگر این سکه اسرائیل و افزایش فشارهای منطقه‌ای به ایران، دخالت‌ در امور ایران هم به طریق اولی در حال پیگیری است و با هر اعتراضی بر شدت آن افزوده می‌شود. این دخالت در هفته‌های اخیر و با بهره‌گیری از عملیات‌های روانی و تغییر در ادراک مردم از شرایط موجود نمایش داده می‌شود تا انسجام اجتماعی ایرانیان تضعیف و بی‌اعتمادی به مجموع اقدامات افزایش یابد.

این نسخه اما تنها برای ایران پیچیده نشده است و مروری بر آنچه رژیم اسرئیل در ماه‌های گذشته انجام داده حکایت از آن دارد که تل‌آویو چند سناریو را همزمان در منطقه پیش می‌برد. از ایران تهدیدی ماهیتی برای کشورهای منطقه ساخته است تا تفرقه نخست میان تهران و اعراب منطقه شکل گیرد. به بلندپروازی‌های برخی از امیران حاشیه خلیج‌فارس اعتنا کرده و مورد حمایت قرار داده است تا میان آن‌ها و دیگر کشورهای عرب منطقه تنش و اختلاف ایجاد شود، بمباران مداوم لبنان را در دستور کار دارد تا هم به لبنان و هم سوریه درباره تبعات مخالفت با طرح‌های خود هشدار دهد و در نهایت با حمایت از تجزیه کشورهایی چون سومالی و یمن، ضمن تقلا برای کوچ‌سازی کشورهای مسلمان، آشوب را در منطقه همچنان به عنوان عنصر اصلی نگه‌ دارد تا به این واسطه هم آمریکا را زمینگیر تحولات غرب آسیا شود و هم در داخل دولت مستقر از پاسخگویی برحذر باشد.

برای اسرائیل عادی‌سازی روابط با برخی از کشورها، حمایت از برخی دیگر و دامن زدن به تنش‌های قومی و مذهبی در منطقه بخشی از تئوری قدیمی اما کاربردی تفرقه بیانداز و حکومت کن است تا از این رهگذر بلوک‌های قدرت عرب در منطقه را تکه‌تکه کند و درگیری با این تکه‌ها بسیار آسان‌تر از کل منسجم آن‌هاست. تلاش هدفمند و تئوریزه شده به منظور ایجاد و تعمیق شکاف میان کشورهای منطقه و رویکرد پیچیده‌ای که بنیامین نتانیاهو برای آن تدارک دیده در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری نیازمند واکنشی متفاوت از سوی کشورهای منطقه است تا با وجود تداوم القای تصویری تهاجمی از تهران برای پایتخت‌های آن‌ها باور این تصویر از سوی مقامات منطقه با تردیدهایی جدی روبرو شود. برای نتانیاهو شکل‌گیری منطقه‌ای همگرا و قدرتمند که امنیت خود را مستقل از آمریکا تامین کرده و منافع خود را اولویت می‌دهد، تصویری کابوس‌وار و بزرگ‌ترین تهدید برای موجودیت و سیاست‌های اشغالگرانه آن خواهد بود.

محافل فکری صهیون در اراضی اشغالی و لابی‌های ایپک در آمریکا سال‌هاست ایده تجزیه کشورهای قدرتمند غرب آسیا، مانند ایران، عراق، سوریه و حتی ترکیه، را در سر داشته و بر این باورند که راه بقا و تنفس اسرائیل شکل‌گیری دولت‌ها و سرزمین‌های کوچک و ضعیف در اطراف این رژیم است. این ایده نخستین بار دهه دو هزار میلادی و در قالب طرح خاورمیانه جدید و با هدف تغییر در ژئوپلتیک منطقه به نفع رژیم اسرائیل بود. حمایت‌های پنهان و پیدا از گروه‌های تجزیه‌طلب از سومالی تا یمن و ایران در همین راستا قابل ارزیابی است.

ایده‌هایی چون خاورمیانه بزرگ، صلح ابراهیم و هر آنچه در راهروهای کنگره و کاخ سفید تدوین و به منطقه تزریق شد؛ چیزی جز نابودی مردم، منافع آن‌ها و توسعه منطقه در پی نداشته است. بحران‌سازی اسرائیل ناامنی را به عنصری همیشگی در منطقه تبدیل و غرب آسیا را ناگزیر به انباشت سلاح برای مقابله با آن کرده است. این اما بخشی از داستان است؛ بخش مهم دیگر افزایش بی‌اعتمادی کشورهای منطقه در سایه این رویکرد است که مسیر رسیدن به اجماع میان دولت‌های منطقه را دشوار و از این رهگذر پروژه‌های همکاری منطقه‌ای را یا تضعیف یا به کلی از بین برده است.

آنچه در این میان نباید از سوی دولت‌های منطقه نادیده گرفته شده یا کم اهمیت جلوه داده شود این است که رژیم اسرائیل نه با اقدامات مقطعی و تاکتیکی یا پراکنده که با یک راهبرد منسجم بلندمدت، در منطقه حضور دارد و راه مقابله با این مهندسی امنیتی، اقتصادی و سیاسی در غرب آسیا افزایش آگاهی درباره آن و در گام بعدی تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و بازتعریف امنیت جمعی در غرب آسیاست. بیش از هفت دهه است که اسرائیل امنیت خود را در ناامن‌سازی منطقه و دیگر کشورها جست‌وجو می‌کند و تا زمانی که چنین رویکردی ادامه داشته باشد منطقه روی آرامش پایدار را نخواهد دید. آینده غرب آسیا نه در تداوم ماجراجویی، بلکه در گفت‌وگو، همکاری و احترام متقابل میان ملت‌ها رقم خواهد خورد.

نظر شما