سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

پازل دشمن چگونه در هم شکست؟

۱۴۰۴/۱۱/۰۵ - ۱۶:۳۰:۰۲
کد خبر: ۲۳۰۴۳۷۲
برنا- گروه سیاسی: ایران، علی‌رغم همه فشارها، هنوز از سرمایه‌ای برخوردار است که دشمنانش از درک آن عاجزند.

تحولات ماه‌های اخیر بار دیگر نشان داد که راهبرد دشمنان ایران برای ضربه‌زدن به امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، نه تصادفی و مقطعی، بلکه مبتنی بر یک طراحی چندلایه و حساب‌شده بوده است. در گام نخست، اعتراضات اجتماعی - که در ذات خود می‌توانستند در چارچوب مطالبات مدنی قابل تحلیل باشند- به‌سرعت از مسیر طبیعی خارج و با دخالت عوامل سازمان‌یافته به اغتشاش بدل شدند.

این تغییر ماهیت، نقطه آغاز پروژه‌ای بزرگ‌تر بود؛ پروژه‌ای که هدف نهایی آن نه اصلاح، بلکه فروپاشی امنیت، اجرای ترورهای گسترده و در نهایت، چندپاره‌سازی ایران بر اساس خطوط قومیتی و جغرافیایی بود.

دشمنان ایران، با تکیه بر تجربیات پیشین خود در منطقه، تصور می‌کردند که پس از ایجاد ناامنی خیابانی، می‌توانند کشور را وارد چرخه‌ای از خشونت‌های هدفمند کنند؛ چرخه‌ای که در آن ترور نخبگان، چهره‌های مؤثر و عناصر امنیت‌ساز، به‌عنوان مکمل اغتشاشات عمل کرده و بستر لازم برای طرح سناریوهای تجزیه‌طلبانه را فراهم آورد. در این میان، واشنگتن و تل‌آویو به‌دنبال آن بودند که ایران را به نسخه‌ای پرهزینه‌تر از الگوی سوریه و عراق تبدیل کنند؛ کشوری گرفتار بحران داخلی، فاقد انسجام ملی و مستعد مداخله خارجی.

اما این پازل، آن‌گونه که طراحانش انتظار داشتند، تکمیل نشد. مهم‌ترین مانع در برابر این سناریوی شوم، «آگاهی جمعی ملت ایران» بود؛ آگاهی‌ای که از دل تجربه‌های تاریخی، هزینه‌های سنگین بی‌ثباتی در منطقه و شناخت عمیق از اهداف واقعی دشمن شکل گرفته است. جامعه ایرانی به‌سرعت میان اعتراض و اغتشاش، مطالبه و براندازی، و نقد درون‌زا و پروژه برون‌ساخته تمایز قائل شد و اجازه نداد مطالبات اجتماعی به سکوی پرتاب دشمنان خارجی تبدیل شود.

نقش تعیین‌کننده در این میان را «طیف خاکستری» ایفا کرد؛ همان بخشی از جامعه که دشمنان ایران حساب ویژه‌ای روی انفعال یا همراهی آن‌ها باز کرده بودند. این طیف، نه با هیجان‌زدگی و نه با سکوت، بلکه با انتخاب آگاهانه مسیر حفظ «ایران یکپارچه»، ضربه‌ای راهبردی به نقشه دشمن وارد ساخت. همراه نشدن این بخش از جامعه با پروژه آشوب، عملاً موتور اجتماعی اغتشاش را خاموش کرد و امکان تعمیم ناامنی به لایه‌های عمیق‌تر جامعه را از بین برد.

بی‌اعتنایی مردم به فراخوان‌های چهره‌هایی چون ربع پهلوی و دیگر مهره‌های متوحش غرب و رژیم صهیونیستی، نقطه اوج شکست این پروژه بود. فراخوان‌هایی که قرار بود خیابان را به صحنه نمایش «اجماع علیه ایران» تبدیل کند، در عمل با بی‌محلی عمومی مواجه شد و نشان داد که جامعه ایرانی، میان دل‌سوزی برای آینده کشور و وابستگی به بیگانگان، مرزبندی روشنی دارد. این عدم استقبال، آخرین قطعه پازلی را که واشنگتن و تل‌آویو برای تکمیل سناریوی خود نیاز داشتند، از دسترس خارج کرد.

در نهایت، پازل دشمن نه با قدرت نظامی، بلکه با بلوغ اجتماعی ملت ایران در هم شکست. واقعیت این است که ایران، علی‌رغم همه فشارها، هنوز از سرمایه‌ای برخوردار است که دشمنانش از درک آن عاجزند: ملتی که در بزنگاه‌های تاریخی، اختلاف‌نظرها را کنار می‌گذارد و در دفاع از موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور، یک‌صدا و یک‌دل می‌ایستد.

انتهای پیام/

نظر شما