سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

مدیریت شهری از نوع استراتژیک

۱۳۹۳/۰۷/۲۸ - ۱۷:۳۸:۲۲
کد خبر: ۲۳۰۶۲۵
دکتر ایرج گلشنی

هم در باره مدیریت شهری شنیده‌ایم و هم در باب استراتژیک؛ اما برخی مدیریت‌های شهری چنان استراتژیک‌اند که انسان را به شگفتی وامی‌دارند.

شگفتی به دلیل اجرای برخی پروژه‌های عجیب نیست؛ بلکه به دلیل کم‌هوش و حواسی و کمبود اطلاعات ما نسبت به صد یا دویست سال آینده‌ است؛ زیرا وقتی خرد جمعی پشتوانه پذیرش، طراحی و اجرای یک پروژه بزرگ است؛ لابد معلولیت ذهنی ماست که دلیل طراحی و اجرای آن را درک نمی‌کند.

حال برای این‌که از سوی هوش‌مداران جامعه مدیریت شهری، پاسخی روشن دریافت کنیم، برداشت‌های غلط خود را از چند اعجاب‌آفرینی مدیریت شهری را- برای نمی‌دانم چندمین بار- با روشن‌ضمیران مدیریت شهری در میان می‌گذاریم، با این امید که گشایشی حاصل شود و قفل ذهن ما باز شود.

در نخستین عجائب‌نگاری، به بررسی پروژه منو ریل کرمانشاه می‌پردازیم. بررسی تکراری و کسل‌کننده اما به دلیل دست‌نیافتن به پاسخ از سوی متفکران قهار و طراحان برجسته این طرح بزرگ و ماندگار! باز هم مطرح می‌کنیم.

آن‌چه ما می‌بینیم و مدیران شهری کرمانشاه نمی‌توانند ببینند، یک دیوار سیمانی بزرگ است که مانند دیوار چین، شهر در هم فشرده کرمانشاه را دو نیمه کرده و تنها خیابان اصلی شهر را در خود فرو برده است تا چشم‌انداز این خیابان سراسری تنگ‌تر و خفه‌کننده‌تر از همیشه به نظر برسد.

دلیل این که این مار سیمانی به چشمان ما نیش می‌زند و می‌آزارد این است که هر چند ماه یک‌بار به عنوان مسافر به کرمانشاه می‌آییم تا دیداری با فامیل و خانوادة همسر تازه کنیم و هر بار که از خم پل لب‌آب سابق می‌پیچیم، ابتدا یاد چین می‌افتیم و آن دیوار معروفش که می‌گویند از کره ماه هم پیداست و سپس، از تغییر چهره شهر-البته به زشت‌ترین وجه ممکن- به شگفت می‌آییم.

مدتی است با هر مسافرت به کرمانشاه، از پیچ پل مذکور تا خانه میزبان، این سوال بر زبان خانواده راه می‌افتد که این‌ها با چه مطالعاتی به این نتیجه رسیده‌اند که سراسر شهر را با دیواری سیمانی آذین ببندند؟

البته در این حال، آدم باهوش حال چون منی را درک می‌کند که در حال رانندگی در شرایط خاص به این «پرسش ناممکن» که بسیار سخت‌تر از پرسش ناممکن کریشنا مورتی است جواب دهد. با این حال، بد نیست که شمه‌ای از این پرسش و پاسخ‌های اعضای خانواده که در همایش اجباری ماشین و پل سیمانی، طرح می‌شود را برایتان بیان کنم که خالی از لطف نیست؛ زیرا همان گونه که حواس ما را از گذر زمان و سختی راه پرت می‌کند، کمی هم حواس شما را از نگرانی نشستن موشک هند در مریخ کم کند. چرا چنین پروژه‌ای در شهری مانند کرمانشاه پذیرفته و اجرا می‌شود؟

دلیل اول: اوج هوش‌مندی مدیریت شهری در چشم انداز هزارة‌ چهارم: این مهم‌ترین دلیل و قانع‌کننده‌ترین پاسخ می‌تواند باشد؛

زیرا، فقط کسانی با هوش بسیار بالا و فراتر از نوابغ شهرسازی کنونی می‌تواند دلیل این مهم را کشف کرده و نسبت به آن نظر مساعد داشته باشد.
 
آنان‌که امروز را می‌بینند و عرض و طول خیابان اصلی شهر را محاسبه سرانگشتی می‌کنند، و نمی‌توانند بیشتر از صد سال آینده را تخمین زده و محاسبه کنند، هرگز قادر به کشف رمز و راز پیچیده پذیرش و طراحی این مهم نخواهند بود.
 
مردمانی که مخالف طراحی و اجرای منو ریل هستند، چند گرفتاری بزرگ دارند که قادر به درک ارزش‌های این طرح نمی‌شوند: از جمله: - مدیریت استراتژیک را نمی‌شناسند و نمی‌دانند که استراتژیک یعنی خلق عجایب روزگار.

برای مثال، وقتی باغ‌های معلق بابل را می‌ساختند، همه خیال می‌کردند که کار عبثی است اما با گذشت حداقل هزار سال از آن ماجرا، مردمان عصر ما کشف کردند که باغ‌های معلق بابل یکی از عجایب هفتگانه است.

بنابراین، نسل‌های آینده درک خواهند کرد که منوریل کرمانشاه، هشتمین عجایب روزگار است و این در نهایت موجب معروفیت کرمانشاه و ترکیدن آمار توریسم این شهر کهن خواهد شد. - ویژگی دیگر مخالفان این طرح این است که از گوش حساس و غیر نرمالی برخوردار هستند و از همین الان، نگران صدای کوفتن چرخ‌های فلزی واگن‌ها بر آهن‌های ریل هستند و نگرانند که صدای کشدار جیغ ترمز منو ریل و گیراندن آهن چرخ با آهن ریل در سر پیچ‌ها، صدای سرسام‌آوری ایجاد کند. اما اینان نمی‌دانند که منوریل که اصلا چرخ ندارد و همین‌طوری روی هوا حرکت می‌کند و صدایی تولید نمی‌کند.

درگیری بین سطوح ریل و چرخ هم وجود ندارد و سر پیچ‌ها هم به راننده‌ گفته‌ایم که نیم‌کلاچ و بی‌صدا حرکت کند و از فعالیت دنده معکوس به سبک هیجده‌ چرخ‌ها صرف‌نظر کند؛ بنابراین، منوریل کرمانشاه، کاملاً بی‌صدا خواهد بود.

- دلیل دیگر مخالفان این است که نمی‌دانند تکنولوژی کرمانشاه، از توکیوی ژاپن فراتر است و همان‌طور که منوریل‌ آن‌ها بی‌صدا و سبک می‌آید و می‌رود و کسی صدای آن را نمی‌شنود، منوریل کرمانشاه هم بی‌سر و صدا و سرسنگین و با کلاس می‌آید و می‌رود و کاری به کار کسی ندارد. نه جیغ می‌کشد نه هو. فقط تنها فرقش این است که منوریل ژاپنی‌ها از آن سوی شهر حرکت می‌کند و منوریل کرمانشان دست از وسط شهر.
 
- دلیل دیگر این است که مخالفان، فهم درستی از صنعت توریسم ندارند. اگر آن‌ها مطالعه کنند و بدانند که سهم درآمد توریسم در ایران بیش از ده برابر سهم نفت است، تازه متوجه می‌شوند که کشیدن منوریل، برای بازدید توریست از شهر، یکی از اهداف بزرگ این طرح گران‌قیمت است.

مخصوصاً وقتی توریست‌ها از کنارة پالایشگاه نفت می‌گذرند و عظمت آن را می‌بینند، متوجه صنعتی بودن شهر کرمانشاه می‌شوند؛ مخصوصاً این ژاپنی‌های نفت‌ندیده با دیدن این هیبت، خجالت‌زده می‌شوند.
 
به هر حال، دلیل پذیرش طرح منوریل، یکی دوتا نیست و اگر استان‌های دیگر مانند اصفهان و شیراز و مشهد از پذیرش آن سرباز زده‌اند، دلیل کم هوش و حواسی آن‌هاست. تازگی‌ها خبردار شدیم که خط یک متروی شیراز افتتاح شد و در مراسم افتتاحیه همة مردم و مسئولان شیراز یک دست بر سر و یک دست به دستمال، اشک می‌ریختند که چه کار اشتباهی کرده‌اند و کاش به جای این کار اشتباه، منوریلی مثل کرمانشاه می‌زدند.

آن‌ها اعلام کردند که کشیدن خط مترو از زیر زمین، کار اشتباهی است زیرا زیر زمین علاوه بر این‌که کرم‌خاکی دارد و موجب ایجاد خطر برای شهروندان می‌شود، نم می‌زند و حتی ممکن است مانند خط یک تهران، مردم در تونل گیر بکنند.

شیرازی‌ها گفتند که برای پذیرش طرح مترو، به دلیل رفیق بد از راه به در شده‌اند و با برشماری مزیت‌های مترو نسبت به منو ریل مانند: کاهش آلودگی صوتی ایجاد امکان فضای وسیع برای کسب و کار جدید با ایجاد فروشگاه‌های شیک ایجاد امکان فضاهای فرهنگی و هنری در فضای ایستگاه‌ها عمر طولانی مدت مترو نسبت به منوریل به دلیل آسانی تعمیر و نگهداری از یک سو و یک‌نواختی دمای تونل‌ها برای دوام سازه‌ها نسبت به فراز و فرود دمای هوای آزاد.

هدر ندادن فضای بیرونی شهر، امکان ایجاد فضای سبز و زیبایی بیشتر و انتقال ازدحام به زیر زمین. و... اعتراف كردند كه همه این‌ها، تبلیغات کذب و کلاهبرداری فرهنگی بود تا مترو را به ما قالب کنند. شیرازی‌ها، هم قسم شده‌اند تا برخی از طراحان پروژه‌های عجیب را استخدام کرده تا چند چیز مانند باغ معلق بابل و منوریل کرمانشاه برای آن‌ها درست کنند.
 
دلیل دوم:‌ تخصص‌گرایی به سبک استراتژیک و البته پیشرفته: دلیل مهم دیگری که منوریل کرمانشاه را مانند هندوانه به دو قارچ شرقی و غربی تقسیم کرده است، مطالعات تخصصی بر اساس اصول طراحی پروژه است. همه می‌دانند که کرمانشاه پر است از سنگ! به طرف تاق‌بستان که بروی می‌فهمی که سنگ یعنی چه! این است که امکان کندن زمین، وجود ندارد و این چیزی است که مطالعات سنگین و پیشرفته آن را به اثبات رسانده است.
 
کسی در ماشین محل اجلاس ما پرسید، پس چطور تونل‌های شمال را از دل سنگ کنده‌اند که ذهن پیشرفته سریع جواب داد که سنگ آن تونل‌ها سنگ شمالی است نه کرمانشاهی!

زیرا کلوخ کرمانشاهی را نمی‌شود شکست تا چه رسد به سنگش و با این جواب، سکوتی عمیق آکنده از اقناع و احترام در محل اجلاس حاکم شد تا من به عنوان راننده و متفکر پیچ پل لب‌آب، از تنگنای چند پیکان مدل هزاره گذشته و بوق‌های ده‌یازده بنزی آن‌ها در آییم.

سخن بسیاری باقی است اما اکنون وقت آن رسیده که سوژه گفت‌وگوی اجلاس ماشینی ما عوض شود، زیرا ما اکنون متوجه موضوع دیگری از مدیریت استراتژیک شهری در کرمانشاه رسیده‌ایم و آن، عریض و طویل کردن خیابان مدرس است که مانند داستان رومئو و ژولیت پر از اوج و حضیض و مانند داستان‌های آگاتا کریستی مملو از راز است و این نیز از عجایب مدیریت شهری به حساب می‌آید که چرا به جای گشاد کردن بازار، مانند هر شهر دیگری، بازار جدیدی نساختند و بازار کنونی را دست‌نخورده به عنوان یک میراث فرهنگی حفظ نکرده‌اند. امید که در نگارش بعدی، برخی ناگفته‌های مدیریت استراتژیک شهری به سبک کرمانشاه را بیان کنم که ثبت در تاریخ شود و مانند لوبیای سحرآمیز باعث رشدعلم مدیریت شهری از نوع استراتژیکش شود.

پس تا مسافرت بعدی.

نظر شما